uk
Feedback
𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

Відкрити в Telegram

𝐃rug,𝙎moke,𝐌aybe s’ex,

Показати більше
874
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
- قشنگه، ولی درد داره.. +و تو دردش رو چون قشنگه تحمل میکنی؟ -دردش رو چون دوستش دارم تحمل میکنم.

کبودی هایی که روی تنت یادگاری میذارم' ‌

ᥐ ࣪ ᳝ 𝐇.𝐄.𝐖.𝐇.𝐎 ꫝ𝖺𝗌 ɑ ꪝ𝗁𝗒 ƚᴏ ᥣ𝗂ꪜꫀ fᴏɾ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌˖⁩ ‌‌‌࣪ᥴ𝖺𝗇 Ᏸ𝖾𝖺𝗋 𝐀𝗅𝗆𝗈𝗌𝗍 αɴყ ɦ𝗈𝗐‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ࣪˖⁩
+1
ᥐ ࣪ ᳝ 𝐇.𝐄.𝐖.𝐇.𝐎 ꫝ𝖺𝗌 ɑ ꪝ𝗁𝗒 ƚᴏ ᥣ𝗂ꪜꫀ fᴏɾ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌˖⁩ ‌‌‌࣪ᥴ𝖺𝗇 Ᏸ𝖾𝖺𝗋 𝐀𝗅𝗆𝗈𝗌𝗍 αɴყ ɦ𝗈𝗐‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ࣪˖⁩

Repost from N/a
«شکوفه‌ها و کتاب‌ها، این دو چاره‌ی اندوه.» 📖 امیلی دیکنسون.

Repost from N/a
#Text Once you become fearless life becomes limitless. به محض اینکه نترس میشی زندگی هم بی کران میشه

Repost from Death angel :)
هممون مثل یه فیلم‌نامه‌ی از قبل تعیین شده در حال بازی‌ایم:)

_تغییرکردی ! +مثل تو.. _تلخ شدی ! +مثل تو.. _دیگه نمیبینی منو ! +مثل تو.. _دیگه بوی نعناع نمیدی .. نعناع !

Repost from N/a
من میرم پیش روانشناس چون اونایی که باید میرفتن نرفتن:)

Repost from N/a
بحث کم بودن تو نیس .. بحث کور بودن اوناست. @euphoriaVibess |
+1
بحث کم بودن تو نیس .. بحث کور بودن اوناست. @euphoriaVibess |

زندانی بودنم به شرط نبودنش بزرگترین آزادیه

Repost from 日記~`
مطمئنا اگه دیوونه نبودم زنده نمی موندم.

Repost from N/a
بزرگ باش ، مثل فکرات قبل خواب... ! =)

Repost from мастер
همه چیز را فراموش می کنم تو فقط دستم را بگیر، آنقدر محکم که حس کنم تمام تو سهم من است.

You never understood what the hell I am passing through هیچوقت نفهمیدی من از چه جهنمی دارم میگذرم

Repost from ЖизньClosed.
یه روزی میرم، از این خونه و از این تک تک قسمت های این حیاط که برام مثل کابوس شب میمونه میرم، نمیدونم کجا و کی ولی اینو به خودم قول دادم که میرم، ولی میترسم، مثل بچه‌ی ۵ ساله‌ای که تو مکان های شلوغ مامانشو گم کرده، میترسم!،از اینکه تورو ببینم و باز تسلیمت بشم،تسلیم چشمات، صدات و عطرت که من دیوانه‌وار اونو میپرستم، ولی نه به اندازه‌ی پرستش تو!

Repost from دژم؛
کسانی‌که‌فکر‌میکنند‌مرگ‌بدترین‌اتفاق‌ممکن‌است؛هیچ‌چیز‌دربارهء‌زندگی‌نمیدانند.

Repost from Flying Dutchman
برگه هایش را با اعداد سیاه کرد،کلمات را به بازی گرفت و تمام تلاشش را کرد که لحظه ای،بیشتر مرگ را داشته باشد. -ویکتور:ملاقاتی از دست رفته با مرگ

Repost from N/a
photo content
+1

Repost from N/a
+سه هفته نبودی. _بودم. +ندیدمت. _من می‌دیدمت.

Repost from N/a
روز‌ها می‌گذرند.. ‏روزهای تاریک و خیس ‏و غم‌انگیز؛ ‏تنها حقیقت و روشنایی که برایم باقی مانده ‏بودن توست.