663
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-1730 день
Архів дописів
یکی از بچهها ماموریت بود که خانمش به خاطر اینکه بیشتر از دو هفته است ندیدتش، قهر کرده بود! منم در راستای مستحکم سازی بنیاد خانوادهها، گل سفارش دادم و با یه سکه پارسیان براش ارسال کردم.
حالا غروب زنگ زد که کارم تموم شده دارم برمیگردم 🤣 باخت دادم دوستان.
رفتم دوستمو برسونم خونشون، این آشغالای ولایی انقدر تو خیابونا پر بودن که حالم بد شد. خواستیم بریم تجریش که انقدر توی ترافیک میدون ولیعصر موندیم پشیمون شدیم. واقعا ساعت ۲ شب کار ندارید؟ خواب ندارید؟ زندگی ندارید؟
خجالت بکشید بابا! ۹۰ روزه رهبرتون هنوز تشریف نجسش رو زیر خاک نبرده شما تو خیابون پرچم میچرخونید که چی؟ اون پرچم رو بکنید تو کونتون بابا!
دفتر و کارخونه ما اینطوریه که اگر من پودر قهوه، نسکافه و کاپوچینو نگیرم هیچکس استفاده نمیکنه. من که میگیرم همه قهوه خور میشن! تا الان هم هیچکس حتی یه ۳در۱ دستش نگرفته بیاد تو.
حالا تا الان اوکی بود، الان گرون شده واقعا نمیتونم دیگه :))) دیروز گرفتم کیلویی ۷ میلیون! الان میبینم حداقل ۲۰۰ گرمش خورده شده😭
برای هر مسأله ریز و درشتی اول یه دور اضطراب میکشم، بعد اورثینکهای طولانی، بعد تپش قلب و آخر سر هم مثل تمام این سی و اندی سال تنهایی، تنها و تنها مسائل رو به خوبی حل میکنم. کاش دست از سر خودم بردارم.
۷۸۰ میلیون تومان سر یه پروژه به خاطر حماقت یه پیمانکار که سواد ضرر کردیم 😁 به خدا این روزهایی که میگم خوبه فکر میکنن من مسخرهشون میکنم میزنن منو نصف میکنن! واقعا خیلی دردناک بود، سود چند تا پروژه رو به جا شست برد. 😢
