🌈⋆˙Illumination⋆˙
Відкрити в Telegram
. (Oh. I don't understand.) . Racing, reading, rambling. "What I learned" NoteBook 2.0 Live to learn, Live to love🌈 Undead Poet 🖤 Sybau Student 🦷 Anon: @Heliumabot
Показати більше441
Підписники
+124 години
+27 днів
-830 днів
Архів дописів
نمیدونم بیشتر از تیلور عصبانیم یا از سیستمی که باعث شده همچین آهنگی بنویسه ولی خب let the record show با کلیولند کهیر میزنم. wood حداقل فقط کرینج بود این های-کی پرابلمتیکه.
حالا یه رنت داشته باشیم.
The fuck was Cleveland?????
فکر نکنم تا حالا انقدر از یه آهنگ تیلور سویفت انقدر متنفر شده باشم. منظورت چیه که همه دنیا ازم متنفرن ولی این یک آدم عاشقمه پس اوکیه؟ فاکدآپترین چیز ممکن برای شنیدنه نیاز دارم گوشم رو بشورم.
مگر اینکه... نمیدونم دیدید یه سناریو خیلی خیلی اغراق شده و morbid میگی که طرف مقابل بفهمه چقدر ridiculousهه و منظورت مخالفشه؟
تنها حالتی که میتونم این آهنگ رو قبول کنم همینطوریه. جیزز.
از یه طرف نمیخوام از این برای excuse کردنش استفاده کنم چون she could be doing so much better. I know she could.
از طرف دیگه؟
I have a feeling she is choosing these themes and lyrics intentionally. She wants to explore her range. And honestly, I like the rythme even though the lyrics are mid.
هزار تا حرف دارم راجع به دیلاکس.
به عنوان کسی که شعر مینویسه یک حقیقتی که میتونم بگم اینه که بهترین شعرهام ریشهشون غم و رنج و درد بوده. وقتی به تاریخچه شعرهام نگاه میکنم اکثریت رو وقتی نوشتم که خیلی عصبانی بودم، یا خیلی غمگین. شاید کلا دو سه تا شعر خوب داشته باشم که از روی شادی بوده.
برای همین ناگزیره که کیفیت لیریک تیلور وقتی توی رابطهش خوشحاله بیاد پایین با توجه به اینکه اکثر الهام تیلور از زندگی خودشه. مگر اینکه بخواید با اسکار وایلد موافق باشید که هنر خوب نباید autobiographical باشه که خب، در اونصورت حرفی نمیتونم بزنم چون کلا تیلور برای شما نیست.
به طور خلاصه بخوام بگم، هر چهار تا آهنگ دیلاکس جدا از اینکه دوستشون داشتم یا نه آهنگهایی هستم که امیدوارم هرگز هرگز نتونم باهاشون ریلیت کنم. 🙏
هلن چرا داری آزمون میزنی مگه علوم پایه بهمن نیست؟
خب حقیقتش من اون روز داشتم میگفتم با علم همین الانم علوم پایه بدم شاید نزدیک قبولی بشه نمرهم، ولی طبق صحبتهای بچهها راجع به علوم پایه مهر یه کم به خودم شک کردم. واسه همین میخوام اینو بدم ببینم ground zeroام کجاست.
فیدم عالیه نصف دوستام دارن ذوق میکنن نصف دوستام دارن هیت میدن اونوقت من این وسط دارم به خودم میگم تا این آزمونه رو نزنی نمیتونی شوگرل گوش کنی.
I'm not a fan I'm not a hater I'm rotting in academia.
https://t.me/OfCherryfulThings/16228
خانومی راست گفته.
یعنی نشده ازت سوالی کنن/کنم و اینجور قشنگ جواب ندی. هربار جذابتر و خفنتر از قبل.✨✨✨
اصلاً آدم عاشق دستهبندی کردنات میشه.😭😭😭
https://t.me/OfCherryfulThings/16226
وای خیلی ممنونم😭💖 خیلی خیلی فوقالعاده گفتی و نمیدونم چطوری تشکر کنم که حق مطلب رو ادا کنه😭😭
الان احساس میکنم که براش یه چکلیست واقعا قشنگ و خیلی خیلی حق دارم و باید برم قابش کنم😭
ذوقمرگ* تکون دادن پاها* خیره شدن به روبرو با لبخند پهن*
نمیدونم چقدر میتونم نصایحی کنم که برای همه بتونه کار کنه، ولی مهمترین چیزی که میتونه زندگی در شهر دیگه رو بهتر کنه، روابطه. تقریبا ۸۰ درصد مشکلات زندگی توی شهر دیگه رو روابط خوب حل میکنن. تعادل بین "حد و مرز تعیین کردن" و "ارتباط گرفتن" معجزه میکنه. مخصوصا توی خوابگاه، سریع با هم اتاقیهاتون صمیمی نشید. ولی کلا ازشون فاصله هم نگیرید. معمولا روزای اول همه جمع میشن و میرن بیرون، حتما همراهی کنید ولی سعی کنید خیلی حرفهای شخصی نزنید و به هرکسی اعتماد نکنید تا وقتی اون رو به دست آورده. در عین حال سعی کنید علایق و ویژگیهای بقیه رو بشناسید، حد و مرزهای اونها رو متوجه بشید و همزمان حد و مرزهای خودتون رو بهشون حالی کنید.
بیشترین چیزی که من رو در شهر دیگه نجات داد روابطم بود. از تفریح گرفته تا وقتهایی که مشکل داشتم تا کارهای مربوط به دانشگاه، همیشه چند جفت دست از یه جفت بهتره. آدمهای خودتون رو پیدا کنید و در عین حال از خودتون مراقبت کنید.
از طرف دیگه، چیزی که به من کمک کرد همون ترم اول درگیر دراماهای رومخ دانشگاه نشم این بود که یه سری ارتباط خارج ازش داشتم که نیازمند دانشگاه نباشم. مجازی یا حضوریش فرق نداره، خارج از دانشگاه دوست داشته باشید.
هزینهها رو واقعا نمیشه کاریش کرد ولی سعی کنید هرشهری هستید سیستم حمل و نقل شهریش و لذت بردن از استفاده ازشون رو یاد بگیرید.
تا وقت دارید پختن چیزای ساده که با وسایل خوابگاه ممکن باشن رو یاد بگیرید.
تو خوابگاه میوه و خوراکی سالم به اندازه کافی داشته باشید من خودم خیلی زخم خوردم از این قضیه.
هیچوقت بدون بطری آب و پاوربانک بیرون نرید.
به جز نشان و بلد و این حرفها، بعضی شهرها برنامه مخصوص اتوبوس دارن. نصب داشته باشید.
یه سری جاهای مهم دور و بر محل زندگی و دانشگاهتون رو بلد باشید مثل سوپرمارکت و داروخونه و درمانگاه و نونوایی.
وسایل بسیار ضروری که اگر نبودن زندگی من در خوابگاه فلج بود:
قاشق چنگال(۲ دست، چون همیشه اولی توی ماه اول گم میشه.)
کیسه آب گرم. (برای پریود و کمردرد.)
عسل و نبات. (اولی برای افت فشار، دومی برای دلدرد.)
داروهای ضروری (مسکن و سرماخوردگی.)
کتری برقی (برای چایی. وسیله موردعلاقهم در تمام جهان.)
چشمبند و گوشگیر. (مال من طرح اسپایدرمن داره و به قیمت ۵۰ تومن کنار خیابون خریداری شده.)
کولهپشتی سایز مناسب.
ضدعفونی کننده دست.
بالم لب. (تهران برای خشکی لب افتضاحه.)
نکته آخر اینه که شهر دیگه قبول شدن تا اینجا بهترین اتفاق زندگیم بود و با هیچی عوضش نمیکنم همه سختیهاش هم ارزشش رو داشت. تا میتونی ازش لذت ببر و تجربههای جدید کسب کن.
