dístαnt mσσn
Відкрити в Telegram
𝘐𝘵'𝘴 𝘮𝘦 𝘏𝘪 https://telegram.me/BChatBot?start=sc-156324-0gF34O1
Показати більше535
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
535
Repost from 🍂𝑹𝒆𝒔𝒐𝒏𝒂𝒏𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝑮𝒓𝒊𝒆𝒇
ولی چقدر شادی به ما میآمد!
چقدر لبخند، به قامت روانمان اندازه بود
و چقدر خوب و کودکانه بلد بودیم ذوق کنیم!
ما بهتر از هرکسی بلد بودیم با سادهترینها شاد باشیم
و تا آخرین ذرهی باقیمانده، طعم خوشبختیهامان را بچشیم.
چقدر به ما میآمد دست در دست هم وسط این خیابانهای چهارفصل،
برقصیم ونمونهی عینیِ یک انسان خوشبخت و بیغصه باشیم.
چقدر به ما نمیآمد غمگین باشیم و پیراهن گشاد و دریدهی اندوه،
چقدر روی چهرهی معصوم آرزوهامان، زار میزد.
لبهای ما را برای لبخند آفریدهبودند،
نه اینکه حامل دردهای ناتمامی در قالب کلمات باشند
و مدام،بغضی کهنه را در خویش ببلعند.
چقدر ما و شادی، به هم میآمدیم
و چه حیف که اینقدر میانمان فاصله افتاده است!
-نرگسصرافیانطوفان
535
Repost from ; From the start
៸៸ Seller .
☆ جایی که پدر و مادر بومگیو جدا شدن ولی پدر بومگیو یه الکلی و قماربازه که دست از سر مادر بومگیو و خود بومگیو بر نمیداره. و بومگیو هم یه ترومای عجیب داره که مربوط به بچگیشه. از مانکن های لباس فروشی فوبیا داره و چی میشه اگه یونجون صاحب یک فروشگاه لباس کوچیک توی یک محله پر دردسر باشه
