1 961
Підписники
-124 години
+97 днів
+2130 день
Архів дописів
1 960
من آمده بودم که بمانم.
که دوست داشتنهایمان را ذرهذره جمع کنیم و با آن جایی بسازیم. همدیگر را زیر سقف دوست داشتنهایمان در آغوش بکشیم. من آمده بودم تا اندازهٔ تمام عاشق و معشوقهای جهان، یکتنه دوستت داشته باشم.
اندازهٔ مجنون که لیلیاش را،
فرهاد شیرینش را،
شهرزاد فرهادش را،
و شاملو آیدایش را.
من خودم را برای دوست داشتنت از نو ساختم، از نو بزرگ شدم، از نو رشد کردم، و از نو دوستت داشتم تا در آن بنای قدیمیام احساس بدی نداشته باشی!
تا از سقفِ کهنهاش خاطرات گذشتهام چکه نکند و آغوشمان را خیس کند.
من آمده بودم تا چند عمر باهم درون خانهای که از دوست داشتنمان ساخته بودم بمانیم...
@donntnow |
1 960
همانطوری که بهترین کار برای تمیز کردن آب گلآلود این است که هیچ کاری نکنیم، باید هنگام مواجهه با انسانهای ابله، با آنها هم کلام نشویم.
@donntnow |
1 960
اگر یک بار روی پیام بزنید ، میتونید نسبت به پیام ریاکت داشته باشید. ( تلگرامتون آپدیت باشه. )
1 960
برای من که صدای تپشهای قلب کوچک و مهربانت را از نزدیک حس کرده و شنیده بودم، باور این که تو هم میتوانی چنین بیرحم باشی سخت و جانکاه بود.
@donntnow |
1 960
کنتُ رَجلا ذا مَعنی ؛ لا داعیَ لِشرح مَعَك!
تو
اهل معنی بودی،
با
تو
توضيح لازم نبود …
@donntnow |
1 960
کان لکلماتک اٹر رمان و کان قلبی قمیص
الابیض!
کلماتِ تو رَد انار داشت و قلب من پيراهن سفید …
@donntnow |
1 960
غمگینم برای تمام قلبهایی که روزی عزیزترین آدمها در آنها سکنا گزیده بودند اما اکنون همچون سرزمینی طوفانزده جز ویرانی و بوی تعفن لاشهی همان آدمها، هیچ در آن نمانده است.
@donntnow |
1 960
انگار نیروی قویای هر آنچه در ذهنم درحال پردازش است تا تبدیل به کلمه شود را سرکوب میکند و مرا به چنین سکوت وهمانگیزی دچار کرده است...
@donntnow |
1 960
هرروز که میگذشت احساس میکردم ناپیداترم.
رنگ و رو رفته و خاکستری بودم، مثل لباس کهنهای که دیگر نه آن را میپوشی نه دور میاندازی!
@donntnow |
1 960
https://t.me/donntnow/1057
ولی تا دلت بخواد استفاده از «ز» به جای «ذ» و اشتباه نوشتن کلماتی مثل «خاهر، خاب، خاهش و...» و رعایت نکردن ه کسره به شدت نشونهی بیکلاسی و فاخر نبودنه.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
