|بودن|
Відкрити в Telegram
[ She is an old soul with young eyes, a vintage heart and a beautiful mind ] http://t.me/HidenChat_Bot?start=330743009
Показати більше203
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
203
رابطهها تمام نمیشوند، حتی اگر دوباره آن شخص را نبینید. هر شخصی که با او روزی نزدیک و صمیمی بودهاید جایی در درون شما به زندگیاش ادامه میدهد.
203
طبق معمول موسیقی متن فوق العاده بود و به دلم خیلی نشست! یعنی اینطوری بود که وسط فیلم pause کردم و بک زدم که موسیقی رو دوباره بشنوم :))))
203
دیروز نگاه کردم دیدم phone usage گوشیم 8 ساعت بوده! من 8 ساعتی رو که میتونستم کلی کارای مفیدتر از چرخیدن توی فضای مجازی انجام بدم رو با خیره شدن به یک صحفه مستطیل شکل گذروندم و با دوپامین چیپ و ارزونی که بهم داده از میزان اضطرابی که داشتم کم کردم. من دقیقا شبیه این مامانبزرگ بابابزرگهام، خوشم نمیاد از اینجا، از فضای مجازی..!
اگر برای شما هم همین اتفاق افتاده بدونید شر تکنولوژی به جونتون افتاده. گوشی رو خاموش کنید. خودتونو نجات بدید. منم همین کارو میکنم. خواستم یه اپلیکیشن بهتون معرفی کنم برای مدیریت زمان و استفاده از تلفن همراه همین که هر شب اونها رو چک کنید و فعالیت خودتون رو ارزیابی کنید خیلی خوب میشه و روز بعد به کاراتون میرسید. یکی از این اپلیکیشنها Stay Free هست که روزانه میزان استفادهتون رو تحلیل میکنه و خب به واسطهاش میتونید برای خودتون محدودیت بزارید. اگر از یه حدی بیشتر از یه اپ خاص استفاده کردید اون اپلیکیشن قفل میشه.
203
نولان واقعا کارگردان با استعداد و نابغهای هست! میپرسید چرا؟ فیلم memento ساخته نولان رو من خیلی وقت پیش دیده بودم ولی امروز یه چیزی راجع به نوع ساخت فیلم فهمیدم که این جوری بودم که نه بابا! شوخی میکنی دیگه مگه نه!
این فیلم راجع به مردی هست که دچار amnesia (فراموشی) شده و در حیطه روانشناسی حافظه فراموشی انواع مختلفی داره. در واقع به دو دسته تقسیم میشن : Anterograde amnesia و retrograde amnesia یکیش مال زمانی هست که فرد نمیتونه اطلاعات جدید رو به خاطر بسپاره و حفظ کنه مثلا یادش نمیاد دو دقیقه پیش چی گفته یا چیکار کرده. اون یکی دسته اینطوری هست که اطلاعات مربوط به گذشته دورتر رو به خاطر نمیاره. مثل یکسال پیش.
لئونارد توی فیلم ممنتو دچار نوع اول از فراموشی شده بود و نمیتونست اتفاقاتی که در طول روز میافته رو به خاطر بسپاره به همین خاطر مجبور بود اتفاقات مهم و حیاتی همون روز رو یادداشت کنه. چیزی که حالا منو به وجد آورد جدای خود فیلم و داستانش این بود که اگر فیلمو دیده باشید متوجه شدید که خط داستانی فیلم خیلی پیچیده هست یعنی یک روایت غیر خطی از لحاظ زمانی برای این فیلم در نظر گرفته شده. انتهای فیلم در واقع وسط داستانه.
دلیلی که نولان اینکارو توی روایت این داستان میکنه اینه که حس اون گیجی و سردرگمی که کسایی که دچار amnesia هستند به مخاطب منتقل بشه و به گونهای بفهمن کرکتر اصلی داره چه چیزی تجربه میکنه انگار نولان میاد بیننده رو میذاره توی سر لئونارد (کرکتر فیلم) و این تجربه فراموشی (amnesia) رو باهاشون تقسیم میکنه. واسه همینه که موقع دیدن فیلم گیج هستید. انگار دارید در حال فیلم رو تماشا میکنید و در عین حال هیچ نشونی از اتفاقی که در گذشته افتاده ندارید دقیقا شبیه یه کسی که دچار Anterograde Amnesia شده. چنین کسی توی حال زندگی میکنه اما از دو دقیقه پیشش هیچ خبری نداره. همچنان متحیرم!
203
دومین مرحله از سفر زندگی «جوانی» است. این نقاشی منظرهای سرسبز را به تصویر میکشد که نشاندهنده نشاط و پتانسیل جوانی است. این ترکیب نمادی از افق ها و تجربیات در حال گسترش دوره جوانی است. مسافر جوان، که اکنون با اطمینان در ژستی رو به جلو با لباس هایش که در اثر وزش باد تکان میخورد به تصویر کشیده شده است و شور و انرژی او را مجسم می کند. فرشته نگهبان که در ساحل ایستاده است، خداحافظی میکند و به معنای لحظهای است که جوان کنترل سرنوشت خود را به دست می گیرد.
یکی از ویژگی های اصلی این نقاشی، قلعه روحانی در آسمان است که نشان دهنده رویاها و جاهطلبی های بزرگ بشریت و دوران جوانی است. به نظر می رسد این چراغ سفید درخشان مقصد نهایی جوانان باشد. با این حال، این نقاشی به چالش های آینده اشاره می کند. رودخانه آرامی که به نظر میرسد مستقیماً به قلعه در آسمان منتهی میشود که نمادی از مشکلات پیش رو و درک اجتنابناپذیر پیچیدگیهای زندگی است.
سخنان خود کول در مورد منظره بینش بیشتری را ارائه می دهد: «مناظر تصویر - نهر زلال آن، درختان بلندش، کوه های سر به فلک کشیده اش، فاصله بی حد و حصر و فضای شفاف آن - زیبایی رمانتیک تخیلات جوانی را به تصویر می کشد، زمانی که ذهن به اوج می رسد. قبل از اینکه تجربه به ما بیاموزد که واقعیت چیست.
او جوهر جاهطلبی جوانی و دیدگاه های آرمان گرایانه ای را که مشخصه این مرحله از زندگی است را در پس زمینه ای از منظرهای زیبا و ساده و طبیعی به تصویر می کشد.
203
بچهها میدونستید نام این فیلم برگرفته از یک شعر هست؟ از یه شاعر به اسم الکساندر پوپ!
شعر هم بسیار زیباست. حتی به گونهای روایت کننده داستان فیلم هم هست. درباره میل یک زن به فراموش کردن معشوقهاش هست.
203
We have empathy for the fictional characters- we know what they are feeling- because we literally experience the same feeling ourselves!
203
اینجاست که نورونهای آینهای ما بیدار شدن تا احساسات اصیل و زیبای انسانی رو صدا بزنن که تجربهشون کنیم و اینبار از طریق کس دیگری. یکجوری انگار هم تجربه خودمون هست و هم تجربه خودمون نیست! :)))
203
ما با با مشاهده داستان عشق دوتا کرکتر و بوسهشون توی یه فیلم عشق رو حس میکنیم. انگار خودمون عاشقپیشهایم. با غم یه کرکتر خودمون غم رو تجربه میکنیم! با خشم و کینه یه شخصیت داستانی خشمگین و کینهتوز میشیم.
203
اگر نویسنده یا فیلمسازی بتونه چنین حسی رو توی ما بیدار کنه یعنی کارش درست انجام داده! نورونهای آینهای باعث میشن ما همذات پنداری کنیم. این نورونها زمانی فعال میشن که خودمون چیزی رو حس کنیم یا کسی رو درحال احساسی عمل کردن مشاهده کنیم.
203
نورونهای آینهای باعث میشن همدلتر بشیم و بیشتر حس همذات پنداری داشته باشیم. این یعنی آیدا وقتی داشته این فیلم و کتابهارو میخونده اون نورونهای آینهای که داشته فعال شده. موقعیت رو شبیهسازی کرده و حس میکرده اونجاست. خودش رو جای کرکتر گذاشته.
