uk
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Відкрити в Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Показати більше
746
Підписники
+324 години
+67 днів
+2230 день
Архів дописів
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپرَم #حافظ

sticker.webp0.44 KB

🎧 #غزلیات_حافظ_330 📖 هر روز یک غزل از حافظ ------------------- تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپرَم چُنین که در دلِ من داغِ زلفِ سرکَشِ توست بنفشه زار شود تُربَتَم چو درگذرم بر آستانِ مرادَت گشاده‌ام درِ چشم که یک نظر فِکنی، خود فِکندی از نظرم چه شُکر گویمت ای خیلِ غم، عَفاکَ الله که روزِ بی‌کسی آخر نمی‌روی ز سرم غلامِ مردمِ چشمم، که با سیاه دلی هزار قطره بِبارَد چو دردِ دل شِمُرَم به هر نظر بُت ما جلوه می‌کند، لیکن کس این کرشمه نبیند که من همی‌ نِگَرَم به خاکِ حافظ اگر یار بگذرد چون باد ز شوق در دلِ آن تنگنا کفن بِدَرَم 🍏🍎🍃

sticker.webp0.24 KB

🎼❤️🎼 🗣عالیم_قاسم اف 🗣#علیرضا_قربانی ------------------------------ بزن ڪه سٖوز دل من ؛ به ســاز میگوئی ، ز ساز دل چه شنیدے ڪه باز میگوئی ...! مگر چُو باد وزیدے به زلف یـــ✰ــار ڪه باز ،، به گــوش دل ســخنی دلنـواز میگـــوئی ...... #شـــــهریار 🍏🍎🍃

AnimatedSticker.tgs0.55 KB

● _پس گوش آدم‌ها کی باز خواهد شد؟ کی چشم‌های ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگ ها و گل ها و باران... و آدمیان را در آغوش بکشیم...؟

AnimatedSticker.tgs0.55 KB

AnimatedSticker.tgs0.62 KB

● _پس گوش آدم‌ها کی باز خواهد شد؟ کی چشم‌های ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگ ها و گل ها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟

● _پس گوش آدم‌ها کی باز خواهد شد؟ کی چشم‌های ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگ ها و گل ها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟

sticker.webp0.43 KB

sticker.webp0.43 KB

sticker.webp0.35 KB

● - وقتی باران می‌بارد قلب آدمی غمگین می‌شود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد. در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بی‌آنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اول‌بار بود که گل می‌دید؛ سپس در حالی که چشمان خود را هم می‌گذاشت آنها را بو کرد، به من داد و گفت: - کاش می‌شد فهمید، ارباب، که سنگها و گلها و باران چه‌ می‌گویند! شاید که صدا می‌زنند، شاید که ما را صدا می‌زنند و ما نمی‌شنویم. پس گوش آدم‌ها کی باز خواهد شد؟ کی چشم‌های ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگها و گلها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟ عقیده تو چیست، ارباب، و کتابهای تو در این باب چه می‌گویند؟ ✍#نیکوس_کازانتزاکیس 📕 زوربای یونانی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.31 KB

sticker.webp0.64 KB

🎼❤️🎼 ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید زَنَد بال و پر زِ نو آن کبوتر و سوی میهن آید 🍏🍎🍃

sticker.webp0.32 KB