uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

معمای عشق

معمای عشق

Відкрити в Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Показати більше
778
Підписники
-224 години
Немає даних7 днів
+130 днів
Архів дописів
photo content

🍦

photo content

sticker.webp0.30 KB

🎼❤️🎼 من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو حضرت_ #مولانا » دیوان شمس » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.42 KB

آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو #حافظ

✨

گوشوارِ زر و لعل ار چه گران دارد گوش دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو #حافظ

sticker.webp0.31 KB

گر رَوی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک از چراغِ تو به خورشید رسد صد پرتو تکیه بر اخترِ شب‌دزد مکن کاین عیار تاجِ کاووس ببرد و کمرِ کیخسرو #حافظ

✨

مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو #حافظ

sticker.webp0.44 KB

هر روز یک غزل با حافظ -------------------- مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو گر رَوی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک از چراغِ تو به خورشید رسد صد پرتو تکیه بر اخترِ شب‌دزد مکن کاین عیار تاجِ کاووس ببرد و کمرِ کیخسرو گوشوارِ زر و لعل ار چه گران دارد گوش دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو 🍏🍎🍃

🎼❤️🎼 من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو حضرت_ #مولانا » دیوان شمس » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.33 KB

🎼❤️🎼 می‌خواهمت؛ چنانکه شب خسته خواب را می‌جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را بی‌تابم آنچنانکه درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل یا آنچنان که بالِ پریدن عقاب را حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت چونان که التهاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی با چون تو پُرسشی چه نیازی جواب را ✍#قیصر_امین‌پور 🍎🍏🍃

sticker.webp0.35 KB

photo content