uk
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Відкрити в Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Показати більше
783
Підписники
+224 години
+97 днів
+2130 днів
Архів дописів
sticker.webp0.57 KB

photo content

📆

photo content

sticker.webp0.66 KB

🎼❤️🎼 تو کجایی؟ که آسمان کبود زخمی ِ شب است و قلب چلچله ها نبض بیقرار ثانیه هاست؛ تو کجایی؟ که بستر خاک؛ باران را صدا نمی زند و قلب کوچه در ازدحام غربت درد می بارد تو کجایی؟ که چشمان خیسِ پنجره در قاب‌ خالی ِ انتظار به کوچ می اندیشد ... و زمزمه ی ِ یکریز جیرجیرک ها؛ در گوش باد عصیان غریب دلتنگی ست...! #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃

● مرا از پریشانی       و بغضِ شب             به عمقِ تنِ            خیسِ  باران ببر مرا  تا طلوعِ ستاره مرا  تا تبِ عشق؛            به سر مستیِ                شادِ رویا ببر مرا...  تا به موجِ نگاهت مرا تا به آغوشِ فردا ببر مرا تا  به چشمانِ مهتاب مرا تا نسیمِ خیال ات ببر مرا تابه رویا مرا تا به فردا مرا تا شبِ خوابِ یلدا ببر!! ✍ : فرح_فریماااا 🎙: مجید _معصومی 📕معمای_عشق 🍏🍎🍃

sticker.webp0.46 KB

photo content

sticker.webp0.41 KB

🎼❤️🎼 دستم بگیر؛ دستم را تو بگیر... التماس دستم را بپذیر درمانی باش؛ پیش از آنی که بمیرم آوازی باش؛ پرواز اگر نه ای همدردی باش؛ همراز اگر نه ای آغازی باش؛ تا پایان نپذیرم ..‌‌..‌. 🍏🍎🍃

sticker.webp1.58 KB

○ «سخن حقیقی، نتیجه کار و حال است، نه ثمره حفظ و قال؛ از عیان است نه از بیان؛ از اسرار است نه از تکرار؛ و از جوشیدن است نه کوشیدن» #عطار_ نیشابوری 📕تذکره الاولیا 🍏🍎🍃

sticker.webp0.58 KB

○ ز فیض سرمه‌ی حیرت در این تماشاگاه یکی شده‌ست چو آیینه خوب و زشت مرا (صائب) ○ مولانا در مثنوی فرمود: سخت‌گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون‌آشامی است آدمی تا در حال خامی و ناپختگی‌ست، هرآنچه را بدان رسیده است، حقیقت محض می‌پندارد و بر سر آن جدال و کشمکش می‌کند و بسا که تا پای خون ریختن هم پیش می‌رود. اما هرچه از حال خامی دور شود، می‌فهمد که حقیقت منحصر در او و دانسته‌های او نیست. هر پاره‌ای از حقیقت را در جایی می‌یابد و اندک‌اندک تعصب از وجودش رخت می‌بندد. اگر این سیر ادامه یابد، آدمی حتی در تمییز خوب و زشت هم حیران می‌ماند. به قول صائب، حیرت چون سرمه‌ای بر چشم او می‌نشیند و او را وامی‌دارد تا چون آینه فقط در خوب و زشت نگران و حیران باشد. چنان که جای دیگر فرمود: تمیز نیک و بد روزگار کار تو نیست چو چشم آینه در خوب و زشت حیران باش در این حال است که آدمی از تغییر دادن جهان منصرف می‌گردد. از کنشگری اخلاقی دست می‌کشد و نهایت آن که در برابر هر پدیده، به اقتضای درک خود واکنش می‌دهد. 🍏🍎🍃

✨

photo content

✨