uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

معمای عشق

معمای عشق

Відкрити в Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Показати більше
778
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+230 днів
Архів дописів
🔁

📕 پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچه‌ زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچه‌ شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: «من فقیر و ناکام می‌میرم، ولی همه‌ی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، از او بگیری!» پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته ندارد: «من نیز ای فرزند عزیزم، اینک فقیر و ناکام می‌میرم. امیدم به تو است و آرزومندم بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، تو از او بگیری!» بنابراین آرزوها هم مثل بدهی‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. من اکنون سی و پنج سال دارم، و می‌بینم در همان نقطه‌ای هستم که پدر و پدربزرگم بودند. من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زا است. فقط همین حماقتم باقی هست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده است از او بگیرد. ‌ ‌‌ ✍اینیاتسیو سیلونه 📕نان و شراب 🔁محمد قاضی 🍏🍎🍃

photo content

🎂

photo content

sticker.webp0.31 KB

حافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست درسِ حدیثِ عشق بر او خوان و زو شنو #حافظ

sticker.webp0.27 KB

ساقی بیار باده که رمزی بگویمت از سرّ‌ِ اخترانِ کهن‌سیر و ماهِ نو شکلِ هلالِ هر سرِ مه می‌دهد نشان از افسرِ سیامک و ترکِ کلاهِ زو حافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست #حافظ

sticker.webp0.40 KB

مَفروش عطرِ عقل به هِندوی زلفِ ما کان‌جا هزار نافهٔ مُشکین به نیم‌جو تخمِ وفا و مهر در این کهنه کشته‌زار آن‌گه عیان شود که بود موسمِ درو #حافظ

sticker.webp0.23 KB

گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو عمری‌ست تا دلت ز اسیرانِ زلفِ ماست غافل ز حفظِ جانبِ یارانِ خود مشو #حافظ

sticker.webp0.71 KB

هر روز یک غزل با حافظ --------------------- گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو عمری‌ست تا دلت ز اسیرانِ زلفِ ماست غافل ز حفظِ جانبِ یارانِ خود مشو مَفروش عطرِ عقل به هِندوی زلفِ ما کان‌جا هزار نافهٔ مُشکین به نیم‌جو تخمِ وفا و مهر در این کهنه کشته‌زار آن‌گه عیان شود که بود موسمِ درو ساقی بیار باده که رمزی بگویمت از سرّ‌ِ اخترانِ کهن‌سیر و ماهِ نو شکلِ هلالِ هر سرِ مه می‌دهد نشان از افسرِ سیامک و ترکِ کلاهِ زو حافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست درسِ حدیثِ عشق بر او خوان و زو شنو 🍏🍎🍃

sticker.webp0.64 KB

🎼❤️🎼 همه تشنه لبیم ساقی کجایی گرفتار شبیم ساقی کجایی اگه سبو شکست عمر تو باقی که اعتبار می تویی تو ساقی اگه میکده امروز شده خونه تزویر تو محراب دل ما، تویی تو مرشد و پیر همه به جرم مستی سر دار ملامت می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت یه روزی گله کردم من از عالم مستی تو هم به دل گرفتی، دل ما رو شکستی من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید 🍏🍎🍃

sticker.webp0.34 KB

sticker.webp0.85 KB