معمای عشق
Відкрити в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Показати більше785
Підписники
-124 години
-27 днів
+930 днів
Архів дописів
785
متن نامهٔ تازه منتشرشدهٔ
#ابراهیم_گلستان به #صادق_چوبک
در سوگ فقدان فروغ (در چهار صفحه)
تاریخ نامه: نوامبر ۱۹۶۷، یعنی آذر ۱۳۴۶، ۱۱ ماه پس از مرگ فروغ است.
🍏🍎🍃
785
🎼❤️🎼
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
اے جانْ خبرت هست ڪہ جانان تو ڪیست؟
وے دلْ خبرت هست ڪہ مهمان تو ڪیست؟
اے تن، ڪہ بہ هر حیلہ رهے میجویے،
او میڪشدت، ببین ڪہ جویانِ تو ڪیست!
#مولانا
🍏🍎🍃
785
🎼❤️🎼
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
اے جانْ خبرت هست ڪہ جانان تو ڪیست؟
وے دلْ خبرت هست ڪہ مهمان تو ڪیست؟
اے تن، ڪہ بہ هر حیلہ رهے میجویے،
او میڪشدت، ببین ڪہ جویانِ تو ڪیست!
#مولانا
🍏🍎🍃
785
○
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
✍#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
