معمای عشق
Відкрити в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Показати більше745
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+2030 день
Архів дописів
746
●🕊
ای مرغ سحر چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهی روحبخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
یزدان به کمال شد نمودار
و اهریمنِ زشتخو حصاری
یادآر ز شمع مُرده یادآر...
#علی_اکبر_دهخدا
🍏🍎🍃
746
●
من نمیدانم گناه چیست، آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم.
#بیگانه
#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
746
درود و احترام و مهر دوستانم
صبح سرد زمستانی تان گرم به
عشق، امید و نور و روشنایی
متاسفانه این روزها علاوه بر
تشویش ها و نگرانی ها... به
جهت وضعیت بد اینترنت دلتنگی ها هم... افزون بر آن
است و اینکه نمی شود لااقل
گاه گاهی با ارسال پست و یا
پیامی سبز... تسلای دل ها شد
با آرزوی سلامتی و آرامش برای
برای یک یک شما عزیزان و به امید روزها و شب هایی شاد و سرشار از آرامشی... که سال هاست... از مردم صبور و نجیب این سرزمین پاک و این خاک خسته دریغ شده است؛
شب هر قدر طویل و طولانی
صبحی روشن از پس آن تیرگی
و سیاهی و رخوت کور خواهد
تابید، آفتابگردان ها... در انتظار چشمان آفتاب شب را
سحر می کنند به امید درخشش
نور در آسمانی آبی ِ آبی 🌻❤️
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
746
●
وقتی تبر...
درخت های جنگل را
نشانه می رفت؛
و گلوله های سربی ِ سرخ
رگ های آبی ِ
ماهیان آزاد دریا را...
آدمیت آدم؛
پشت نقاب های رنگ رنگِ
روبهکان کور... گم شد؛
و خون سرخ
چکاوک های رفته از یاد
از گلوی دریده ی شب؛
قی شد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
746
🎧 #غزلیات_حافظ《326》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
کز سر زلف و رخش، نعل در آتش دارم
عاشق و رندم و میخواره به آواز بلند
وین همه منصب از آن حور پریوش دارم
گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری
من به آه سحرت زلف، مشوش دارم
گر چنین چهره گشاید خطِ زنگاریِ دوست
من رخ زرد، به خونابه منقش دارم
گر به کاشانهٔ رندان قدمی خواهی زد
نُقل شعر شِکرین و مِیِ بیغش دارم
ناوَک غمزه بیار و رَسَنِ زلف که من
جنگها با دل مجروح بلاکش دارم
حافظا چون غم و شادیِّ جهان در گذر است
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
🍏🍎🍃
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
