uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

معمای عشق

معمای عشق

Відкрити в Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Показати більше
778
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+230 днів
Архів дописів
○ ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم... #ماریو_بارگاس_یوسا 🍏🍎🍃

📖

📕✨📕 #گلستان_سعدی #باب_اول #حکایت 🍏🍎🍃

sticker.webp0.49 KB

‍ پرویز پرستویی با انتشار قسمتی از کتاب «جای خالی سلوچ»، حاشیه‌ای که بر آن نوشته را مورد بازبینی قرار می‌دهد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پرویز پرستویی در  صفحه اینستاگرامش ضمن انتشار عکسی از محمود دولت‌آبادی، نویسنده، نوشت:  «کتاب «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی را ورق می زدم. جایی از کتاب نوشته بود : «روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می شود، بهار می آید.» دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام : «از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمی شود.» حرفم را پس گرفتم، خط زدم جمله ی خودم را. اصلأ همانی که دولت آبادی گفته. از یک جایی به بعد آدم آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود، بالغ می‌شود و پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمی گردد، قبول می کند گذشته اش را، انکار نمی کند آن را، نادیده اش نمی گیرد، حذفش نمی کند، اجازه می دهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند. حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر. یاد می گیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند.همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید می نشیند توی دلش، توی روح و روانش.  اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته:اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خوب می‌شود.» «جای خالی سلوچ» رمانی رئالیستی از محمود دولت‌آبادی است که بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک و طی ۷۰ روز نوشته‌ است. دولت‌آبادی داستان آن را به هنگامی که دورهٔ سه سالهٔ حبس را می‌گذراند در ذهنش پرورانده بود. این رمان روایت دردمندانه زندگی یک زن روستایی در یکی از نقاط دورافتاده ایران است که سعی می‌کند پس از ناپدید شدن ناگهانی شوهرش کانون خانواده را همچنان حفظ کند. 🍏🍎🍃

sticker.webp0.44 KB

🎼❤️🎼 درآ که در دلِ خسته توان درآید باز بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز #حافظ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.26 KB

photo content

sticker.webp0.31 KB

مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او #حافظ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.15 KB

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نیست معصیت و زهد بی مشیت او نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او #حافظ

sticker.webp0.43 KB

بر آستانه میخانه گر سری بینی مزن به پای که معلوم نیست نیت او بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب نوید داد که عام است فیض رحمت او #حافظ

☕️

به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بیار باده که مستظهرم به همت او #حافظ

sticker.webp0.44 KB

هر روز یک غزل با حافظ ----------------------- به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بیار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد که زد به خرمن ما آتش محبت او بر آستانه میخانه گر سری بینی مزن به پای که معلوم نیست نیت او بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب نوید داد که عام است فیض رحمت او مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نیست معصیت و زهد بی مشیت او نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او 🍏🍎🍃

sticker.webp0.30 KB