207
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
یادآوری امروزت:
یه نفر دلتو شکست و تو لبخند زدی که چیزی نشه…
اما بدنت این لبخندو باور نکرد.
حرفی رو قورت دادی که بحث تموم بشه،
ولی معدهات موند با حرفایی که هیچوقت گفته نشدن.
بغضتو خوردی که ضعیف به نظر نرسی،
اما بدنت یه جایی دیگه نتونست ساکت بمونه.
برای اینکه حال بقیه خوب باشه، بارها خودتو نادیده گرفتی…
این بار خودتو انتخاب کن؛ لازم نیست همیشه قوی باشی، همیشه سکوت کنی یا همهچیز رو تحمل کنی. گاهی حق تو، فقط کمی آرامشه.
همهچیز را نمیتوانم عوض کنم؛ اما هنوز میتوانم نگذارم آنچه عوض نمیشود، مرا هم از خودم بگیرد.
این روزها گاهی تنها کاری که از من برمیآید، نگهداشتن امیدیست که مدام کوچک میشود.
Repost from N/a
گالریم پر از عکسای بیمفهومه؛ فقط برای اینکه حس اون لحظهرو یادم بمونه.
آخرین سنگر کسی بودن، از لذتبخشترین موقعیتهاست. انگار که آخرین امیدش باشی، انگار که میتواند از بین همهی آدمهایش میان دستان تو پناه بگیرد، آرام شود و
خودش باشد …
Repost from موسیقی که میپسندی ؛ ناتیلوس
یه جایی تو چشم تو ساکن شدم که ساحل منو از یاد برد..
#ghomeyshi C-222
