uk
Feedback
کُنجِ دنجِ آرزوها

کُنجِ دنجِ آرزوها

Відкрити в Telegram

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم🩵 [پشت کنکوری ای که ۲۱ سالشه]

Показати більше
460
Підписники
-224 години
-37 днів
-3230 днів
Архів дописів
شما چی؟ از خودتون بگید. دایرکت بازه.

صبح بخیرر. امروز باید جدی درس خوندن رو شروع کنم. این ۵ روز خیلیی خوب استراحت کردم و شب تا صبح سریال دیدم و با خانواده بودم و لحظه ای هم به درس فکر نکردم و حس می‌کنم حالم خیلی خوب تر شده و واقعا به این آسودگی کامل از درس، نیاز داشتم.

خودمو این چند روز با سریال خفه کردم.

بچه ها آقای رنگو یکی از بچه های کنکوری و هم مسیر و هدفمونه. لطفا درحد ۵۰ تومنم می‌تونید بزنید تا مشکلش حل بشه. قطره قطره جمع می‌شه و به یه دریای بزرگ می‌رسه. این ۵۰ تومنا وقتی یه تعداد قابل توجهی بشن، رقم خوبی می‌شه و مشکل آقای رنگو رو حل می‌کنه. چنل نویس چندساله‌ست و مدارک رو هم گذاشته پس می‌تونید اعتماد کنید. ممنونم ازتون❤️

چرا؟ چون زندگی همیشه در حال هل دادنت به سمت جلوعه. حتی اگه فکر کنی راکدی و عین آبی که یه جا بمونه درحال گندیدنی، اما بازم زندگی مجبورت می‌کنه از جات بلند شی و حرکت کنی. حتی اگه پاهات جون نداشته باشه یا هیچ ذوق و حوصله ای برات نمونده باشه، باید بدونی که انسان محکوم به ادامه دادنه.

وای من کتابخونه می‌خوام :(((

هر وعده ی غذایی سریال پای ثابتم بوده همیشه تو این سال ها =)

عشق کردم با دیدن این :)) عشقم چه کوچولوتر بوده💕

جی جینگ🌝✨️
+1
جی جینگ🌝✨️

ادامه ی این کارا💆🏻‍♀️🌱

الان مشغول یه کاریم که دوستش دارم :) یه جور آرشیو درست کردن از سریالاییه که دوستش دارم.
الان مشغول یه کاریم که دوستش دارم :) یه جور آرشیو درست کردن از سریالاییه که دوستش دارم.

چند دقیقه پیش تموم شد تمیز کردن یه طبقه. تا چند روز برم سمت کتابخونه جیغ می‌زنم واقعا =)

فقط در حد سابیدن طبقه اول کتابخونه و بعدم چندتا دونه کتاب حوصله‌م اومد. اون چندتا کتاب گوشه کمد تموم شه دیگه می‌رم ولو می‌شم و تا چند روز از تمیز کردن کتابخونه دوری می‌کنم. احتمالا هر طبقه‌ش یک ماه استراحت بخواد😂😂🥲

گریه-
گریه-

این داستانی که ذهن آدما بهم می‌ریزه اولین کاری که برای بهتر کردن حالشون می‌کنن اینه که می‌رن تمیز کاری می‌کنن چرا اینطوریه. الان من تازه یه طبقه کتابخونه رو ریختم بیرون و تمیز کردم و تازه ۱۱ تا کتاب تمیز کردم دلم می‌خواد همرو پرت کنم همینجوری بمونن. چرا نگفتن وسطش حوصله ی آدم تموم می‌شه؟

باید خودم رو ترمیم کنم. ذهنم خیلی آسیب دیده‌ست.

دچار یکنواختی و کسلی شدم بدجور.

حس می‌کنم عجله کردم. ذهنم انقدر بهم ریخته و پر از افکار مختلفه. از ۲۰ ام درس خوندن جدی رو شروع می‌کنم. فکر می‌کنم ذهنم حق این استراحت رو داره. نمی‌خوام این ۵ روز اصلا گوشه ی ذهنمم از درس رد بشه.