کُمِدیکا
Відкрити в Telegram
I'm Likhvia Ghalani. Hesupporter of human rights and a representative of people all over the world, especially the people of Iran. Soon, we will see freedom and happiness for the people of the country. https://youtube.com/@likhvia?si=gQkY7oErcjM0PUNr
Показати більше249
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-430 днів
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+6
в 0 каналах
серпень '26
+12
в 0 каналах
Get PRO
липень '26
+24
в 1 каналах
Get PRO
червень '26
+18
в 0 каналах
Get PRO
травень '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+98
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+12
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+21
в 0 каналах
Get PRO
листопад '25
+26
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+26
в 0 каналах
Get PRO
вересень '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+24
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+26
в 0 каналах
Get PRO
червень '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+20
в 1 каналах
Get PRO
квітень '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+12
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+24
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+1 297
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+24
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+29
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '24
+37
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+254
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 11 вересня | 0 | |||
| 10 вересня | +1 | |||
| 09 вересня | 0 | |||
| 08 вересня | +1 | |||
| 07 вересня | +2 | |||
| 06 вересня | 0 | |||
| 05 вересня | +1 | |||
| 04 вересня | +1 | |||
| 03 вересня | 0 | |||
| 02 вересня | 0 | |||
| 01 вересня | 0 |
Дописи каналу
آتش ها فروزان کردهاند، دریاها را خروشان کردهاند، و ما همچنان در حسرتِ یک زندگی معمولی، ایستادهایم. ایستادهایم در هالهای مهآلود، زیرِ ابرهای پرتراکمِ تاریخ ؛ تاریخی که گویی هر روز، سنگینیِ گذشته را بر روح پریشان حالمان میگذارد. شاید هنگام رقص، کلاه از سرمان بردارند ؛ اما کفشهایمان سالهاست پینه بستهاند. کفشهایی که دیگر، همچون گذشته، توانِ شمردنِ قدمهای ما را ندارند؛ آنقدر راه رفتهایم و آنقدر در انتظارِ رسیدن، فرسوده شدهایم. انگار شتابان به سوی مسیری رانده شده ایم تا شاید روزی، گذارِ تاریخیِ مان، برای آیندگان به یک هشدار بدل شود؛ هشداری از نسلی که در میانِ آتش و خروشِ زمانه، ایستاد و دوام آورد، حتی اگر سهمش از زندگی، تنها حسرتِ یک زندگی معمولی بود. ما دیگر نیستیم. و اگر روزی بودهایم، تاریخ گواهِ آن خواهد بود. ناممان شاید از یادها برود، چهرههایمان شاید در غبارِ زمان محو شوند؛ اما ردِ قدمهایمان باقی خواهد ماند. برخی از انسان ها برای ماندن در جهان نمیآیند؛ میآیند تا نبودنشان، روزی در تاریخ معنا پیدا کند.ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ
| 2 | شیفته نگاه مردمی شده ام که جز سیر کردن شکمهایشان، دیگر امید و انگیزهای برای ادامه حیات ندارند. در ادامهی متن پیشین، نوشته های امروزم چنان شما را به تأمل فرو می برد که اطمینان دارم برای ساعاتی، شما را به اغما می برد؛ به جایی دور از هیاهوی این جهان، جایی که دیگر هیچ صدایی جز صدای افکار خودتان شنیده نمیشود. دیگر هیچ... دیگر هیچ... و دیگر هیچ نمانده است از آن خاکی که روزی بر شانههایمان سنگینی میکرد.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 22 |
| 3 | خیلی وقتها تنها دلیل خوشحالی ما، حضور کسی در زندگیمان است؛ کسی که آنقدر به بودنش وابسته شدهایم که تصور میکنیم اگر روزی کنارمان نباشد، دیگر نمیتوانیم خوشحال باشیم.
اما حقیقت این است که این ذهن ماست که چنین برداشتی را از وابستگی به دیگران میسازد. واقعیت، چیزی فراتر از این است که حال خوبمان را به بودن یا نبودن آدمها گره بزنیم.
بله، حضور یک نفر میتواند بهانهای برای خوشحال بودن باشد. میتواند انگیزه بدهد، مسیر را روشنتر کند و حتی باعث شود زندگی را با امید بیشتری ادامه دهیم. اما نباید فراموش کنیم که بخش مهمی از قدرتی که برای ساختن زندگیمان نیاز داریم، درون خود ماست.
بسیاری از آدمها هنوز قدرتی را که باید بر ذهن و انتخابهای خود داشته باشند، به دست نیاوردهاند. برای همین، گاهی حضور دیگران را نه فقط یک عامل مؤثر، بلکه تنها انگیزهی ادامه دادن میدانند.
شاید نتوان برای تمام این حرفها یک پاسخ قطعی و علمی ارائه کرد؛ اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت: حضور آدمی که هدفی بزرگتر، نگاه عمیقتر یا مسیر روشنتری دارد، میتواند زندگی ما را وارد مسیر بهتری کند. گاهی یک انسان میتواند الهامبخش ما باشد و کمک کند راهی را ببینیم که پیش از آن حتی متوجه وجودش نبودیم.
پس قرار نیست بگوییم آدمها هیچ اهمیتی در زندگی ما ندارند. اتفاقاً دارند؛ گاهی بسیار هم زیاد. اما در نهایت، در عمیقترین لایهی داستان زندگی، این خود ما هستیم که باید برای خودمان انگیزه بسازیم، هدف تعیین کنیم و برای رسیدن به چیزی که میخواهیم قدم برداریم.
پس به جای اینکه منتظر حضور کسی بمانیم، به جای گوشهنشینی و متوقف شدن، باید حرکت کنیم.
از هر جایی که هستیم؛ از همین خانه، همین اتاق، همین نقطهای که امروز در آن ایستادهایم، یک قدم رو به جلو برداریم.
شاید همین یک قدم، کوچکترین کاری باشد که امروز انجام میدهیم؛ اما بتواند آغاز مسیری باشد که در نهایت ما را به موفقیتی بزرگ برساند.
گاهی برای تغییر یک زندگی، لازم نیست همهچیز را یکباره تغییر بدهی؛
فقط کافی است تصمیم بگیری دیگر در همان نقطه نمانی.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 23 |
| 4 | 🔻Music style🔻
🔹Deep House
🎙Language
🇩🇿 Arabic
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 30 |
| 5 | 🔻Music style🔻
◽️Alternative
🎙Language
🇬🇪 Georgian
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 31 |
| 6 | 🔻Music style🔻
◽️Alternative Rock
🎙Language
🇺🇸 English
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 34 |
| 7 | امروز، ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ، قیمت دلار به ۲۲۷ هزار تومان رسیده است. آیا شاهد شکلگیری دوباره اعتراضات خواهیم بود، یا با وعدههایی همچون رفع فیلترینگ فضای مجازی، فشار و تنش موجود در جامعه را خنثی می کنند؟ پرسشهای مطرح شده ، متأسفانه پاسخ مشخصی ندارند. روزبهروز اوضاع اقتصادی، داغانتر و شرایط زندگی مردم دشوارتر میشود. زمان شکلگیری اعتراضات سال ۱۴۰۱، قیمت دلار حدود ۲۷ هزار تومان بود. روزی ، ایتالیاییها به مافیای بیچونوچرای دنیا شهرت داشتند؛ اما امروز، کسانی در رأس حکومت جمهوری اسلامی ایستادهاند که مدعی اصول اخلاقیاند ، اما به گمان بنده، پشیزی از انسانیت بهره نبردهاند. جملات قصارآمیز بنده بماند به یادگار؛ شاید سال ۱۴۰۹ دیگر «مایی» وجود نداشته باشد.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 61 |
| 8 | 🔻Music style🔻
◽️Pop Rock
🎙Language
🇺🇸 English
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 107 |
| 9 | شاید بشه با تنبلی و آن تایم نبودن رفیقاتون کنار بیاین اما هیچ وقت نمیتونید با اعتماد ۱۰۰ درصدی | 1 |
| 10 | یکی از بهترین حسهای زندگی، رسیدن به سازگاری با دنیای درون خودتونه. وقتی با خودتون به صلح برسین، حتی اگر در میان جمعیتی پر از آدم قرار بگیرین، هیچکس و هیچچیزی نمیتونه شما رو تحتتأثیر یا سلطهی خودش قرار بده. سعی کنید با خودتون کنار بیاین؛ چون هیچکس نمیتونه در دل شما انگیزهای واقعی بکاره. بهجای دنبال کردن دیگران، دنبال خودتون باشین و خودتون رو پیدا کنین. انگیزهی اصلی از ذهن شما شکل میگیره و در نهایت، این ذهن شماست که میتونه بزرگترین حامی و پشتیبانتون باشه. وقتی قدرتمندترین سلاح دنیا، یعنی ذهن خودتون رو در اختیار دارین، دیگه نیازی به قدرت ماورایی هیچکس نخواهید داشت.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 110 |
| 11 | 🔻Music style🔻
🕯Opera
🎙Language
🇰🇿 Kazakh
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 125 |
| 12 | 🔻Music style🔻
🕯Contemporary Pop
🎙Language
🇺🇦 Ukrainian
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 115 |
| 13 | 🔻Music style🔻
🕯Iranian Pop
🎙Language
🏳 Persian
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 108 |
| 14 | مدتی پیش در جمعی نشسته بودم. با انسان هایی که تقریباً میشد گفت هر هفته دو یا سه کتاب را بهطور کامل میخوانند و دربارهشان تأمل میکنند. چیزی که بیش از خودِ کتابخواندنشان توجهم را جلب کرد، شیوهی حرف زدنشان بود. تقریباً تمام جملههایشان پر بود از استعارهها، ایهامها و تعبیرهایی که میشد ردشان را در نوشتههای نویسندگانی چون ویکتور هوگو، داستایوفسکی، چخوف و حتی نویسندگان ایرانی مانند صادق هدایت پیدا کرد.
در واقع، به نظر میرسید بسیاری از آنچه میگفتند، از دل تجربهی خودشان بیرون نیامده بود؛ بلکه از دل کتابهایی آمده بود که خوانده بودند و حالا با زبان خودشان بازگو میکردند. نه لزوماً به شکل نقلقول مستقیم، بلکه به شکلی ظریفتر؛ انگار بخشی از نگاه نویسندگان محبوبشان را درونی کرده بودند و جهان را از پشت همان نگاه میدیدند.
این موضوع به خودی خود نه چیز بدی است و نه عجیب. بالاخره بخشی از رشد فکری انسان از مواجه با ذهنهای دیگر شکل میگیرد. ما از چیزهایی که میخوانیم تأثیر میگیریم، واژههای تازه یاد میگیریم، با زاویهدیدهای تازه آشنا میشویم و حتی گاهی زبان افکارمان تغییر میکند. اما چیزی که برای من جالب بود، مرز باریکی میان «تأثیر گرفتن از دیگران» و «پیدا کردن صدای خود» بود.
سال گذشته، در جمع دیگری با آدمهایی آشنا شدم که بعضی از آنها بهشکل جدی و صمیمانه دفترچهای داشتند و در آن از زندگی، تجربهها، ترسها، شکستها و روزهای معمولیشان مینوشتند. مقایسهی این دو گروه برایم جالب بود.
آدمهایی که از تجربهی خودشان مینوشتند، در نگاه بنده اغلب زبان شخصیتری داشتند. استعارههایی که به کار میبردند الزاماً از هیچ کتابی نیامده بود؛ بسیاری از آنها را خودشان ساخته بودند، از دل تجربهای که زیسته بودند و معنایی که برای آن تجربه پیدا کرده بودند. شاید جملههایشان همیشه به اندازهی جملههای یک رمان بزرگ، صیقلخورده و باشکوه نبود، اما چیزی در آنها وجود داشت که برای من ارزش دیگری داشت: صدای خودشان.
در همین حین بود که پی بردم، شاید تفاوت اصلی میان این دو گروه، صرفاً در «خواندن» و «نوشتن» نباشد؛ شاید مسئله در نحوهی رابطهی انسان با معنا باشد.
یک نفر ممکن است سالها بخواند و مجموعهای عظیم از اندیشهها، استعارهها و دیدگاههای دیگران را در خود جمع کند. فرد دیگری ممکن است همان کتابها را بخواند، اما بعد آنها را با تجربهی شخصی خودش ترکیب کند و از دل این ترکیب، چیزی تازه بسازد؛ چیزی که دیگر صرفاً متعلق به نویسندهای که خوانده نیست، بلکه بخشی از جهانبینی خود اوست.
شاید نوشتن دربارهی زندگی دقیقاً به همین دلیل اهمیت پیدا میکند. وقتی انسان تجربههایش را روی کاغذ میآورد، مجبور میشود دوباره به آنها نگاه کند؛ میان اتفاقها ارتباط پیدا کند، احساساتش را نامگذاری کند و برای چیزهایی که بر او گذشته، معنایی بسازد. پژوهشهای مربوط به نوشتار تأملی و هویت روایی نیز نشان میدهند که خودروایتگری میتواند با خودفهمی، شکلگیری هویت و معنا دادن به تجربههای زندگی ارتباط داشته باشد.
البته نمیتوان از این مشاهده نتیجه گرفت که هر کسی که خاطراتش را مینویسد، الزاماً مهربانتر، مستقلتر یا قابلاعتمادتر از دیگران است. چنین نتیجهای بسیار فراتر از چیزی است که میتوان از یک تجربهی شخصی یا حتی از پژوهشهای موجود استخراج کرد.
اما هنوز یک حس شخصی در من باقی مانده است.
احساس میکنم آدمی که بتواند مدتی از صدای دیگران فاصله بگیرد و بنویسد که خودش چه دیده، چه فهمیده، چه چیزی برایش دردناک بوده و چه معنایی از زندگی گرفته، شاید فرصت بیشتری برای شناختن خودش پیدا کند. و شاید همین فرایند، بهتدریج نوعی استقلال فکری به وجود بیاورد؛ نه استقلالی به معنای بیتأثیر بودن از دیگران، بلکه تواناییِ تأثیر گرفتن، فکر کردن و در نهایت ساختن چیزی که واقعاً متعلق به خود انسان است.
شاید مسئله این نباشد که انسان چقدر خوانده است.
شاید مسئله این باشد که از میان تمام صداهایی که شنیده، آیا در نهایت توانسته صدای خودش را پیدا کند.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 113 |
| 15 | 🔻Music style🔻
🔹Iranian Classical
🎙Language
🏳 Persian
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 103 |
| 16 | 🔻Music style🔻
🔸Romantic Pop
🎙Language
🇮🇹 Italian
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 102 |
| 17 | 🔻Music style🔻
🔹Country
🎙Language
🇦🇺 English
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 103 |
| 18 | یه سکانس خفن و تونستم عکس برداری کنم. | 114 |
| 19 | When you pay close attention to the world around you, you begin to realize just how far behind you are. It feels as though the people you interact with know something you don’t—something more. And then you turn on yourself, berating yourself for falling so far behind, wondering why you haven’t done more by now. In that very moment, you take a brief look back at your past and realize that your life has been vastly different from theirs. You haven’t walked the same roads, faced the same circumstances, or started from the same place. It brings you a little peace, but it never truly satisfies you. That explanation alone is never enough. Because you still want more. Not because you want to become like them, nor because you want to surpass them. You simply want to raise your own level—to learn more, grow stronger, and keep moving forward. But during this period, be careful with your thoughts. The smallest traces of envy can inflict the deepest wounds.
وقتی با دقت به دنیای اطرافت نگاه میکنی، کمکم متوجه میشوی که چقدر عقب ماندهای. انگار آدمهایی که با آنها در ارتباطی، چیزهایی را میدانند که تو نمیدانی؛ چیزهایی بیشتر. و بعد شروع میکنی به سرزنش کردن خودت، به خاطر اینکه اینقدر عقب ماندهای، و از خودت میپرسی چرا تا امروز بیشتر از این پیش نرفتهای. درست در همان لحظه، نگاهی کوتاه به گذشتهات میاندازی و میبینی که زندگی تو تفاوت زیادی با زندگی آنها داشته است. تو در همان مسیرها قدم نگذاشتهای، با همان شرایط روبهرو نشدهای و از همان نقطه شروع نکردهای. این فکر کمی آرامت میکند، اما هرگز واقعاً قانعت نمیکند. این توضیح بهتنهایی هیچوقت برایت کافی نیست. چون تو هنوز بیشتر میخواهی. نه به این خاطر که میخواهی شبیه آنها شوی، و نه برای اینکه از آنها جلو بزنی. تو فقط میخواهی سطح خودت را بالاتر ببری؛ بیشتر یاد بگیری، قویتر شوی و همچنان به جلو حرکت کنی. اما در این دوره، مراقب افکارت باش. کوچکترین رگههای حسادت میتوانند عمیقترین زخمها را به تو وارد کنند.
ᴄᴏᴍᴇᴅʏᴋᴀ | 106 |
| 20 | یکی از اسطوره های موسیقی کلاسیک (سنتی) کشور هم متأسفانه امروز فوت شدن. چقدر با ایشون خاطره ساختیم. آقای خواجه امیری عزیز روحت شاد و یا ت تا ابد گرامی باد. | 13 |
