.ٖ⃔༺ོ༅ི༙𝐦𝐨𝐨𝐧 𝐜𝐚𝐭 ༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
Відкрити в Telegram
اینجا باس اهل دل باشی کیومرث https://t.me/BChatBot?start=sc-da5e7827ea
Показати більше189
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-2130 днів
Архів дописів
من شک دارم به شادی های شما دیدی بعضی ها اینقدر دارن انگار فامیل های خدان تو چی؟ سواری یا میدی سواری؟ میخوری تازیانه مدام از حامیان اوضاع کمه امنیت آدما شطرنجی آن اینه ها غبار قناری اوقاتش قهر قفس سهمش00:00
من شک دارم به شادی های شما دیدی بعضی ها اینقدر دارن انگار فامیل های خدان تو چی؟ سواری یا میدی سواری؟ میخوری تازیانه مدام از حامیان اوضاع کمه امنیت آدما شطرنجی آن اینه ها غبار قناری اوقاتش قهر قفس سهمش00:00
آدم ها وقتی ارزش واقعی خودشون پیدا نکنن اینچیزا براشون زیاد پیش میاد
Repost from N/a
من میشینم و تک تک رفتارای بدتو میبینم، حرفای بدی که بهم میزنی رو میشنوم، اما بهت هیچی نمیگم. ولی یه روز که از خواب بیدار شدی میبینی که دیگه من توی زندگیت نیستم، و یجوری فراموشت کردم که انگار از اول نبودی.
منم بعضی وقتا میاد تو سرم که برم اما اگه بپرم خانواده چی؟ رفیق شعرای عاشقانه چی قرقره الکل اگه فکرکردی خیلی گرگی بیا لایما بشین خودتم میدونی رسوندنیه سری اوضاع اصلا کار واژه نیست:)00:00
خیلی از ادیتم خوشم اومد
ولی جالبه بدونید کارکتر و داستانش از خودم بوده
پدرم مرا مجبور کرد که با ولیعهد یک امپراتوری بزرگ ازدواج کنم تا کشور را گسترش دهد اما وقتی عروسی ما در ماه کامل به پایان رسید شوهرم، جانم را فدا کرد تا روح معشوق مرده اش رو وارد بدن من کند روح من در عذاب و سرگردانی بود با شیطان معامله کردم هر شب به طرز ترسناکی نزد اعضای سلطنتی و کاخ می رفتم تا آنها را به مرز جنون برانم. سرانجام مردم به دلیل افشا شدن دیوانگی اعضای سلطنت علیه حکومت بلند شدن و دولت نابود شد هر کس میخواد انتقام بگیره در زمانی که ماه کامل شد فقط اسمم رو صدا بزنه اسم من عروس نفرین شده👰♀🥀🩸
عی خدا چرا سناریو آزاد کهمیدمبه ربات بتفمیلیروخوباجرا نمیکننههه
اعصابم تخماتیکی میکنن
