937
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
937
Repost from هنا دختری در مزرعه؛
به قول الی:
من خیلی وقته نمیتونم گریه کنم
در حد چند تا اشک
بقیش خودخوری و اورثینک کردنه
937
Repost from N/a
بچه که بودم از عصر ها بدم میومد، ناهار رو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن و من تنها ترین کودک جهان میشدم.
بدون هم بازی، بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون هم صحبت.
الان عصره؛ خیلی عصره.
937
Repost from N/a
به برونگراها حسودی میکنم که چجوری حرف زدن براشون انقد اسونه و من واقعا نیاز دارم بتونم مثل ادم با بقیه ارتباط بگیرم.
