937
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
937
Repost from آرومایِقهوهیِتو؛
اینجا زوج های زیادی راه میروند،دست در دست هم آواز عاشقی میخوانند و میرقصند.
بعضی ها هم بی توجه به عابرین در مرکز پاریس،بوسه ای به گرمی قلب هایشان شروع میکنند
مردم از کنارم رد میشوند و با نگاه های کنجکاو به زنی نگاه میکنند که روبه روی ایفل با قهوه ای در دست در دفترچهی کوچکی طرح میاندازد.
میدانی مردم میگویند اگر عاشق نباشی در پاریس دوام نخواهی آورد.
من تنها بودم،اما در عشق بی تجربه نه.
من عاشقی بودم که در اوج تلاطم احساساتش رها شد.
این را در ذهن گفتم و به ادامهی طرح کشیدن از دو پسر جوانی که همدیگر را سخت در آغوش کشیده بودند،پرداختم.
;آیلا
