uk
Feedback
Deadhead

Deadhead

Відкрити в Telegram

دیدار دلفروز تو عمر دوباره بود. تأسیس :۱۴۰۰/۳/۱۹

Показати більше
3 789
Підписники
-124 години
-87 днів
-4530 день
Архів дописів
صادق هدایت خیلی قشنگ گفته : " اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن، دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن؛ آن‌چه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمی‌کشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه می‌کنی و نگاه می‌کنی ".

من از تو می‌رنجیدم چون تو برایم مهم بودی، من از تو ناراحت می‌شدم چون از تو انتظار انجام هر کاری را نداشتم، من از تو دلگیر می‌شدم چون تو برایم فرق داشتی؛ اما حالا؟ نه از تو می‌رنجم، نه ناراحت می‌شوم و نه دلگیر.

مشكل دنيا اين است كه، آدم هاى باهوش پر از شك و ترديد هستند، درحاليكه آدم هاى احمق پر از اعتماد به نفس.
چارلز بوكوفسكى

ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم.
سعدی

بعضی وقتا "خونه" یه آدمه
بعضی وقتا "خونه" یه آدمه

آیا روزی خواهد آمد که سرزمین من، غرق شادی و آبادی بشود و رخت اندوه از تنش جدا شود؟

مـن بـاور دارم کسانی کـه بـه زندگی دیـگران نور می‌بخشند، روزی خـورشید خواهند شـد.

چشم های تو پنجره های بلندِ ابدیت هستند.

و در نهایت هرچیزی تا یه حدی ارزش جنگیدن داره.

من درد در رگانم؛ حسرت در استخوانم
احمد شاملو

‏5 دقیقه صداشو میشنوی 23 ساعتو 55 دقیقه خوشحالی :)))

قبل از ثبت‌ نام برای اینترنت پرو، یبار دیگه سعی کنید کاری که مردم آبدانان با کیسه برنج‌ها کردن رو به‌ یاد بیارید.

او از مرگ وحشتی عمیق دارد، چون هنوز حتی طعمِ زندگی را نچشیده است.

photo content

نوشته بودی؛ زندگی یک‌ وطن بهم بدهکاره که فقط توش به زندگی فکر کنم،درست میگفتی‌.. این دنیا یک زندگی به همه ما بدهکاره، به‌خاطر همه آن لبخندهایی که از ما گرفتند، به‌خاطر امیدهایی که ستاندند، به‌خاطر فردایی که تیره و تار کردند.. این دنیا تا همیشه یک زندگی به ما بدهکار است.

دیشب با پَری صحبت کردم، فقط حال و احوال‌پرسی بود و کاری که با احمد داشت، نه هیچ‌چیز دیگر؛ صدایِ مأیوس و از دست رفته‌ای داشت، از فرط یأس از دست رفته بود و چنان از دست رفته بود که با خستگی، افتان و خیزان به گوش می‌رسید، گفت همه خوبَند! لابد منظورش این بود که نمُرده‌اند! این هم معنی «خوب بودن» در این روزگار. -شاهرخ مسکوب

چیزی که تکلیفش مشخص نباشد امن نیست؛ چه اعتقاد باشد، چه رابطه باشد، چه کشور باشد.

دیگر سرزنده نبود؛ بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دَوام آوردنش می‌شد..

در سیاره کوچک ما، عقاید بیشتر از طاعون و زلزله موجب بلایا شدند! - فرانسوا ولتر

من عمیقا غمگینم؛باشگاه میرم، کار میکنم،با رفیقم بیرون میرم،به خودم میرسیم،ولی جونم غمگین تا حالا جونتون غمگین بوده؟ میفهمید چی میگم؟