993
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
993
دنبال سایه دروغیه تو در پس کوچه های امید بی پایان گشتم آخر به جهنم رسیدم روحم سوخت و خاکستر شد.
993
پاهام آروم و قرار ندارن؛ من باید همه چیز رو جمع کنم و برم. باید یه برگه بنویسم و کنار در اتاقم آویزونش کنم که وقتی مامانم برگشت خونه بفهمه که دیگه نباید منتظر آدمی که روحش مُرده باشه. باید برم و دستامو گرفتار زنجیر کنم که کمتر به جسمم آسیب بزنم من باید دلتنگی هامو کنترل کنم و و نذارم احساساتم منو کنترل کنن و باعث بشه به دیگران و خودم آسيب بزنم. باید دل از پلی لیستم و عکس هایی روی دیوارم که تک به تکشون کنار تو گرفته شده بکنم ؛ من باید همه چیو رها کنمو برم دنبال خودم بگردم این منی که الان هست اون منه واقعی نیست من باید خودمو پیدا کنمو تعریفم رو از زندگی عوض کنم من باید برم به سراغ خودم.
