3 350
Підписники
Немає даних24 години
-237 днів
-14930 днів
Архів дописів
3 350
https://t.me/editorvids/9275
الان دیگه تنوین حدف شده و به ندرت استفاده میشه
و خب تایید شده ام هست و ثبت شده
ینی اگه تنوین نزاری به جاش ن بزاری غلط نیست
3 350
با اینکه پیش هیچکس اعتراف نمیکرد، اما از دلتنگی تقریبن فلج شده بود.
مسیح دلبندم "تقریبا"درسته!
3 350
https://t.me/editorvids/9269
خانوم دلموننن برا صداتون تنگ شده بودددد چرا دیگه شعر نمیخونییییی قبلناااااا با معرفت تر بودیاااااا
3 350
https://t.me/editorvids/9269
خانوم دلموننن برا صداتون تنگ شده بودددد چرا دیگه شعر نمیخونییییی قبلناااااا با معرفت تر بودیاااااا
3 350
این شهر رو برای سالی یکبار و چند روز مهمان بودن خیلی دوست دارم.
از آدماش متنفرم ولی خیابونها و کوچههاش رو برای قدم زدن دوست دارم.
حس خیلی قشنگی دارم وقتی اینجام، یاد روزهایی میافتم که بیشترین عذاب رو به خودم دادم و بیشترین سطح امید رو روزهایی که اینجا بودم داشتم.
امشب بینهایت دلگیر بودم.
خونه خاله یه گوشه تو خودم بودم و فکر میکردم و غصه میخوردم که یهو فاطمه و بارانا اومدن با کلی نامهٔ های ریزه میزه.
چقدر دلم رفت برای این دوتا کوچولو :)))
من هم آشقت هستم فاطمه.
و بله منهم تورا دوست دارم بارانای عزیزم. و کاش میشد همونطور که خواستی تا همیشه پیش شما بمانم.
آبان سالِ سه
مسیح.
3 350
«قربانِ مردمکهای بیقرار چشمهات بروم»
نگاهم کن، نگاهم کن که از کلمات دیگر هیچکاری ساخته نیست، در سیاهی چشمانم نگاه کن و از یاد ببر آنچه را که بر دلهای شکستهٔمان گذشته.
هر دو درخانهایم و از خانهجدا، از تن و وطن جدا.
جدا و غریبه گشتهایم، میبینی؟ این غریبسرما را؟ کجاست سرپناهی تا در بر بگیرد زخمخورده تنهامان را.
از آن در عجبم که چونانت در دل به تو عشق میورزم که هیچ از راه رسیدهای نتواند حتی نشانی از گرمایش بیابد.
دلدارم میدانم در نظرت خاکسار شدهام، اما چونان سر بالا گرفتهام و نامت را بیصدا بر لب میآورم که خلقِ خدا در عجب عشقِ من ماندهاند.
از آنچه بر قلب هردویمان میگذرد و دندان به جگر گرفته، راه زندگیرا به اجبار قدم میزنیم خبر دارم، مگر میشود احساسی در تو بگذرد و من پیش از تو احساسش نکنم.
مگر میشود اشکی از چشمهای من بیاید و برود و تو ندانی، میدانیم و خودمان را به ندانستن میزنیم.
میدانیم دلهامان کجاست و تا ابد در سوز عاشقی خواهند تپید و اصرار به نداستن میکنیم.
میدانیم و هیچ نمیکنیم.
مسیح.
