| نیمه گمشده |
Відкрити в Telegram
And in the end, if one day I am not here, a memory of me will remain here...🖤 پیام ناشناس: 👇 https://t.me/BChatBot?start=sc-028e28c135
Показати більше191
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-330 день
Архів дописів
Repost from | نیمه گمشده |
وقتی آدمهای "مهربونُ" ناراحت میکنی،ی "نگاه مهربون" و ی "لبخند" تحویلت میده و قسمت بزرگی از "احساسش" نسبت به تو "کنده میشه" ازش...😊
@missinghalff
اگه قطار اشتباهی سوار شدی، اولین ایستگاه پیاده شو. هرچی بری جلوتر مجبوری واسه برگشت بلیط گرونتری بخری…😅
۹ ماه تو اب بودیم،بعدش تو هواییم،
بعدش میمیریم میریم تو خاک،
خدایا تابلوعه بعدش اتیشه🚶♂😂
Repost from | نیمه گمشده |
من نه تنها صدمو گذاشتم، صدتا هم از این ور اون ور جور کردم، اونم گذاشتم...💔
Repost from | نیمه گمشده |
من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای؟؟ هیچکس نبود؛ خودم درستش کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم؟ هیچکس نبود؛ گریه شد حرفام. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه بریم یه چرخی بزنیم؟ هیچکس نبود؛ با خودم چرخیدم…
خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوستت دارم هیچکس نبود؛ بیذوق سَر کردم 🙂💔
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه این پولو بذار جیبت، تا انقدر سخت نگذره بهت. هیچکس نبود؛ سگدو زدم! خیلی نیاز داشتم یکی بگه فداسرت شده دیگه! هیچکس نبود، خودخوری کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی دلسوزانه راه نشونم بده؛ هیچکس نبود؛ اشتباه کردم و زمین خوردم. ببین من خیلی جاها به خیلی چیزا نیاز داشتم وُ نبود. دیگه نیازم به کسی نیست، تَرسم از تنهایی ریخته...
#mood
@missinghalff
میگی محبت کن بهم اگه داشتی
میگی پشیمونم بیا کنیم آشتی
تو این مدت تغییر کردم
باید یکی منو بده با خودم آشتی☺️
@missinghalff
باد پیچید تو مزرعهی گندم
گرم شدم من همهی سردُ
ایستادم احساس از حضورم گذشت
اشک دردُ شست غروبم شکست
باد پیچید تو مزرعهی گندم
آزاد شدم من همهی دردُ
مرحم گذاشت رو زخم های بازم
ورودم به قعر، سقوطم به زخم
این منم یه انسان سخت
که دنبال صحنه میگرده
جاری تو پهنای مرگ
گرچه می ترسه
بدون لحظهای وقفه
به سمت آینده
اون گلولهای که میشه شلیک هرگز
به اسلحه برنمیگرده
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
