آیماه.
Відкрити в Telegram
اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″
Показати більшеІран141 419Категорія не вказана
1 776
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
1 776
پشت دستم را آتش زدم تا دیگر به سراغ کسی نروم، برای کسی به آغوش محبت نروم که دیگر روزی او را بد بپندارد و من مرا آدم بد.
داغی دستم به من نشان میدهد که آدم بودن نشانه آدمیت نیست و اگر محبتم را به آدمی ارزانی بدارم قرار است در انتها پشیمانی را به مانند سرمه به چشمانم بکشم.
روزانه عشق میدادم اما دریغ از عشق دریافتی، مثال من و دیگران همانند نوزاد معلول و مادری بود که هر روز به او عشق میداد اما حتی کمی هم جبران نمیشد اما هر روز امید داشت، امید به یک روز پس دادن تمام تلاشهای بی وقفه او.
آدمیت کم شده، اهمیت دادن به دیگران کمتر، هربارش که تصمیم بر خوب بودن گرفته شد، آدمی پیدا شد که نقض کند و خراب کند هرچه ساخته بودم و میساختم را.
من زخم هایم از حرفهایشان است، از امروز به مانند سنگی به قلبی هستم.
همان سنگی که با او سر محبتم را شکستند.
1 776
شب براتون یه پرونده جنایی که ایرانیم که هست و آشنا هم هست تعریف کنم؟ این اتفاق برای دوست مامانم افتاده.( تایم بدید تو ناشناس بهم که کی حرف بزنیم)
1 776
نگاه کن، من همهی اینها را نوشتهام، و حالا به خود میگویم برای چه؟ کسی در من میخواهد همهشان را در جایی آتش بزند و در کنار گرمای شعلهها شبش را به سر برساند. کلمات بسوزند و بسوزند. دلتنگیها؛ بد و بیراهها، نورها و امیدها، نامها و نامهها؛ همهشان بسوزند. سپیده که زد، خاکستر شده باشند؛ تاریک و بیوزن؛ بر باد سوار، بروند و بروند. سنگین موهبتیست محو و ناآشنا بودن؛ دویدن و دویدن، نبودن؛ رفتن، همیشه رفتن.
1 776
میشه لطفاً واسم آهنگ بفرستید؟
هرآهنگی که مودتونه و دوستش دارید.
https://t.me/BluChtBot?start=63a0aa09bfdaa88d8441
