شهرزاد
Відкрити в Telegram
3 288
Підписники
+124 години
-47 днів
+12030 днів
Архів дописів
3 288
صبح زود بیدار میشوم، کتری را میگذارم روی گاز و شعلهی گاز و فکر کردن را روشن میکنم، با این تفاوت که شعلهی فکر کردن دیگر تا شب خاموشی ندارد.
چیزی که در مورد فکر کردن وجود دارد این است که همزمان با تمامی کارها انجامش میدهی، حتی وقتی نمیخواهی. همزمان که کار میکنی و با مردم سر و کله میزنی، ورزش میکنی، غذا میپزی و میخوری، با دوستانت صحبت میکنی، مرد را میبوسی، فیلم میبینی و حتی وقتی کتاب میخوانی هم فکر میکنی.
هر فکر مثل دومینویی کنار فکر دیگر چیده میشود و کافی است یک فکر خطا برود تا تمام چینههای تو فرو بریزند؛ به زشتی.
از دومینو میگویم و به پسر جوانی فکر میکنم که در مدرسه چیدن دومینو به ما میآموخت در کنار ساختن سازهی ماکارونی و مأموریت نجات تخم مرغ! چه عناوینی. کاش در تمام آن ساعات به نجات مغز من میآمدند. از یادم میگذرد ف. بخاطر استاد جوان، موهای حنایی بلندش را از مقنعه بیرون میگذاشت تا دل مرد را که یاد میداد دومینو کنار دومینو بگذاری تا آخر با دست خودت به زیبایی آوارش کنی ببرد. ویرانهی چشمنواز تنها چیزیست که از کلاس چینهها آموختم و تنها چیزیست که نتوانستم عملی کنم، تنها چیدم و با لگد همهچیز را بهم ریختهام، به زشتی.
3 288
اسم این کار گلدوزیه.
من هر چی کار هنری بافتنی و گلدوزی بلدم از مامانم یاد گرفتم.
پیشنهاد میکنم از یوتیوب کمک بگیری.
3 288
شهرزاد عزیزم این کار تابلوهایی که درست میکنی که دقیقا هم نمیدونم اسمش چیه رو از جایی یاد گرفتی؟ یا اینکه جایی اموزش میدن؟
3 288
Repost from انجمن زیرشیروانی
بعداً که دکتر اومد رو سرش، تا یه نگاه بهش انداخت فهمید که دلیل مرگش چی بوده؛ گفت که به خاطر شکستگی قلب فوت شده.
– دستهای کوچولو کف میزنند، دن رودز، احسان کرمویسی
