شهرزاد
Відкрити в Telegram
3 292
Підписники
+724 години
+367 днів
+11030 днів
Архів дописів
3 293
وقتی فریدون شانزدهساله شد، تمام داستان را از زبان فرانک شنید. اولین واکنش او هم طبیعتن انتقامجویی بود که فرانک جلوی او را گرفت تا زمان مناسب فرا رسد.
و اما، زمان مناسب؛
ضحاک مثل هر حاکم دیکتاتوری که سقوط خودش را نزدیک میبیند، نیروهای سرکوبگر را زیاد کردهبود. از طرف دیگر یک مثل یک فاشیست مبتذل واقعی، تمام اعضای کابین خود را دور هم جمع کرد تا استشهادنامهای را به منظور قدردانی از زحمات او امضا کنند. در میان کسانی که بهراحتی شهادت دروغ میدادند، شخصی به نام "کاوه آهنگر" با صدای رسا مقابل او ایستاد و مردم و بازاریان هم با او یکصدا شدند.
قیام کاوه آهنگر، تنها انقلابی در شاهنامه است که مردم هم در آن نقش دارند.
کاوه از پیشبند چرمی خودش پرچمی درست میکند و به محل زندگی فریدون میرود. فریدون هم با دو برادر بزرگتر از خودش به نامهای "کتایون" و "برمایه" رهبری قیام را بهعهده میگیرند.
3 293
گاو برمایه یکی از موجودات خیلی خاص در شاهنامه است.
همان گاو کِش نام، بَرمایه بود
ز گاوان، وُرا برترین پایه بود
ز مادر جدا شد چو طاوس نر(وقتی به دنیا آمد، مثل طاووسی رنگین بود.)
به هر موی بر تازهرنگی دگر
3 293
۳. سالها از خوابی که ضحاک دیدهبود، گذشت. "آبتین" و "فرانک" صاحب فرزندی شدند که نام او را "فریدون" گذاشتند.
بعد از تولد فریدون، آبتین به دست نگهبانان ضحاک، اسیر و کشته شد و فرانک -نمونهی زنی اصیل و تاثیرگذار در شاهنامه- فریدون را به نگهبان یک سبزهزار سپرد و از او خواست از گاوی به نام برمایه، به نوزاد، شیر بدهد.
سه سال به این شکل سپری شد. ضحاک به محل فریدون پی برد و فرانک پیش از اینکه دست کسی به فریدون برسد، او را به دست مردی که در کوه زندگی میکرد سپرد.
ضحاک هر موجودی در آن سبزهزار (مرغزار) بود را بههمراه گاه برمایه نابود کرد. هر چه میگذشت ترس او بیشتر میشد.
وقتی فریدون شانزدهساله شد، تمام داستان را از زبان فرانک شنید. اولین واکنش او هم طبیعتن انتقامجویی بود که فرانک جلوی او را گرفت تا زمان مناسب فرا رسد.
و اما، زمان مناسب؛
ضحاک مثل هر حاکم دیکتاتوری که سقوط خودش را نزدیک میبیند، نیروهای سرکوبگر را زیاد کردهبود. از طرف دیگر مثل یک فاشیست مبتذل واقعی، تمام اعضای کابین خود را دور هم جمع کرد تا استشهادنامهای را به منظور قدردانی از زحمات او امضا کنند. در میان کسانی که بهراحتی شهادت دروغ میدادند، شخصی به نام "کاوه آهنگر" با صدای رسا مقابل او ایستاد و مردم و بازاریان هم با او یکصدا شدند.
قیام کاوه آهنگر، تنها انقلابی در شاهنامه است که مردم هم در آن نقش دارند.
کاوه از پیشبند چرمی خودش پرچمی درست میکند و به محل زندگی فریدون میرود. فریدون هم با دو برادر بزرگتر از خودش به نامهای "کتایون" و "برمایه" رهبری قیام را بهعهده میگیرند. بله در شاهنامه، کتایون نام مرد است.
شب پیش از حمله به ضحاک، دو برادر بزرگتر فریدون، کتایون و برمایه، سعی میکنند برادر خودشان را که خواب بوده بکشند، اما موفق نمیشوند و فریدون هم چیزی به روی آن دو نمیآورد.
قیام از سر گرفته میشود؛ دو دختر(خواهر) جمشید، اولین اسیران در هزار سال پیش، اولین کسانی هستند که آزاد میشوند. جایی خواندم ضحاک نماد خشکسالی و آن دو زن -شهرناز و ارنواز- نماد باران هستند و فریدون با آزاد کردنشان ایران را از خشکسالی نجات داد.
3 293
۱. منبع اصلی من شاهنامهی تصحیح استاد جلال خالقی مطلق، چاپ نیویورک هست. نسخهی شاهنامهای که دارم چاپ مسکو هست که معتبر نیست و خیلی اذیت میشم که با نسخهی استاد خالقی تطبیقش بدم.
۲. اینروزها در دانشگاه شهید بهشتی کارگاه شاهنامهخوانی رایگانی برگزار میشه که اگر شرایطش رو دارید میتونید برید، متأسفانه من اون زمان نیستم، اما از وویسهاش استفاده میکنم.
۳. با سرچ اسم استاد کزازی کانال و کارگاههای آموزشی ایشون رو پیدا میکنید. کانال خوانشی هم دارن که متأسفانه ناقص مونده.
https://t.me/Shahname_Dr_Kazazi
۴. پادکست فردوسیخوانی امیر خادم
3 293
۹۶۰ سال از حکومت ضحاک گذشته بود که یک شب خواب ترسناکی میبیند. در خواب جوانی که گرز گاوسار(همین گرزی که در تصویر هست؛ سری به شکل سر گاو دارد.) به دست دارد او را میکشد. بعد از بیدار شدن از خواب، مفسران و اخترشناسان را برای تعبیر خواباش جمع میکند. فقط یک ستارهشناس به نام "زیرک" جرئت میکند خواب ضحاک را تعبیر کند.
تعبیر خواب از این قرار بود که جوانی به نام فریدون که هنوز متولد نشده، ضحاک را خواهد کشت. دلیل آن هم این است که ضحاک پدر و دایهی او "گاو مالبند" را به قتل خواهد رساند.
نشان فریدون به گرد جهان
همی بازجست آشکار و نهان
نه آرام بودش نه خواب و نه خورد
شده روز روشن بر او لاژورد
بعد از شنیدن تعبیر خواب دستور داد همهجا دنبال فریدون بگردند و اصلن آرام و قرار نداشت.
3 293
ضحاک بعد از به تخت نشستن، دو دختر(خواهر) جمشید، "شهرناز" و "اَروَناز" را به عنوان همسران خود انتخاب میکند.
3 293
به اینکار که ابلیس یا اهریمن به شکل آدمهای مختلف ظاهر بشن، در اصطلاح شاهنامهخوانی "پیکرگردانی" گفته میشه.
3 293
حکیمان راهی برای رفع این مشکل پیدا نکردند، تا اینکه باز ابلیس اینبار در ظاهر یک حکیم در مقابل ضحاک حاضر میشود و میگوید که تنها راه آرامکردن این دو اژدها این است که هر روز مغز دو مرد جوان را به آنها بخورانید.
این داستان که به گوش مردم ایران میرسد همه به جمشید پشت میکنند و ضحاک را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند.
جمشید از ترس ضحاک صد سال پنهان میشود، اما بلافاصله بعد از اینکه از جای پنهانی خود بیرون میآید ضحاک او را با ارّه دو نیم میکند. (طبق نقاشی)
پ.ن: به اینکار که ابلیس یا اهریمن به شکل آدمهای مختلف ظاهر شوند، در اصطلاح "پیکرگردانی" گفته میشود.
3 293
۲. بعد از سخنرانی جمشید، مردم از او ناامید شدند.
همزمان با این وقایع در قبیلهای اتفاقات دیگری در جریان بود. مَرداس رئیس قبیله یک مرد درستکار بود که پسری به نام ضحاک داشت. روزی ابلیس در ظاهر مردی صالح، سر راه ضحاک سبز میشود و او را وسوسه میکند که از آنجا که برای ریاست لایقتر است، جان پدرش را بگیرد. ضحاک هم این کار را میکند و بعد به جای پدرش در رأس قبیله مینشیند.
روزی دیگر ابلیس در ظاهر یک آشپز جوان ظاهر میشود و انواع خوراکهای خوشطعم را برای ضحاک آماده میکند. ضحاک هم که از غذاهای او خیلی لذت برده، از آشپز جوان میخواهد در ازای زحماتش خواستهای را مطرح کند تا او برآورده کند. آشپز فقط میخواهد بر دو کتف ضحاک بوسه بزند. این کار را میکند و بلافاصله ناپدید میشود و این در حالیست که دو مار بر دو کتف او ظاهر شدهاند.
3 293
خب حاضرید بقیهی شاهنامه رو مثل قصه بگم؟
تا اینجا گفتم که اول کیومرث شاه شد، پسرش سیامک رفت به جنگ دیو و کشته شد. بعد کیومرث با نوهش هوشنگ رفتن به جنگ دیو و انتقام گرفتند. بعد از اینکه هوشنگ از دنیا رفت، طهمورثِ دیوبند شاه شد که در زمان اون ایران خیلی پیشرفته بود. بعد از مرگش هم جمشید شاه شد که ۷۰۰ سال حکومت کرد. در آخر گفتم که متأسفانه جمشید مغرور شد.
3 293
جالبه که بدونی تو شاهنامه طهمورث بابای جمشیده ولی تو اوستا جمشید برادر طهمورثه. تو اوستا ی داستان هست که طهمورث اهریمن رو هم به بند میکشه و هر روز سوارش میشه. اهریمن ی روز طهمورث رو میاندازه زمین و اسیرش میکنه که جمشید میره نجاتش میده
