شهرزاد
Відкрити в Telegram
3 288
Підписники
+124 години
-47 днів
+12030 днів
Архів дописів
3 289
۵ ستاره هم برای برخی کتابها کمه؛ در جبهه غرب خبری نیست از اریش ماریا رمارک یکی از همون کتابهاست. لطفن بخونیدش.
پ.ن: چطور یکنفر میتونه در اولین اثرش تا اینحد تبحر داشته باشه و بدرخشه؟
عمیقن غبطه میخورم..
3 289
صبحهای خیلی زود بیدار میشوم، کارهایم را سریع انجام میدهم، در محل کار سرم شلوغ است. قهوهم تمام شده و عکس فنجان قهوهای ندارم تا ثبت کنم و همین یک قلم دستم را در تولید محتوا میبندد. دو بار لیوان چایم سرد میشود. نه از همنشین خوب از مشغلههای پوچ.
تا کمی وقت پیدا میشود کتاب میخوانم؛ به طرز اعتیادآوری کتاب میخوانم. پشت هم. از اوت ۱۹۱۴ و بحبوحهی جنگ جهانی اول، به سردترین فصل خاک فرانسه پا میگذارم. مادرم نگران است آدمهای درون کتابها در مغزم وول بخورند و دیوانه شوم. شاید هم بخورند. وول خوردن آدمهای درون کتابها بهتر از وولخوردن آدمهای دنیای حقیقیاند.
این روزها علاوه بر کتاب خواندن، خیلی هم ورزش میکنم و وقتی خوب جان خودم را گرفتم در اول شب بیهوش میشوم.
3 289
باورم نمیشه! کتابها چطور در درستترین زمان ممکن من رو صدا میزنن؟! از کجا متوجه میشن؟!
ادبیات مثل یک ساحره عمل میکنه.
3 289
مونولوگی از فیلم درخت گلابی، ساخته داریوش مهرجویی
برگرفته شده از کتاب جایی دیگر، نوشته گلی ترقی
3 289
مونولوگی از فیلم درخت گلابی، ساخته داریوش مهرجویی
برگرفته شده از کتاب جایی دیگر، نوشته گلی ترقی
3 289
من یک تصمیم بزرگ گرفتهام؛ میخواهم نویسنده شوم، شاید هم شاعر و دیگر آنکه قسم خوردهام به م. به عشق بزرگ و ابدیام وفادار بمانم، لااقل تا زمانی که زنده هستم.
