uk
Feedback
﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•

﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•

Відкрити в Telegram

ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻‍🦯 ﮼اصل‌و‌اورجینال‌بمون‌بزار‌دنیا‌ازت‌کپی‌کنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5

Показати більше
2 398
Підписники
-524 години
-137 днів
-4830 день
Архів дописів
سلام دخترم سه سال ب یک‌مکتب به مشهد درس میخوندم همه هم‌از مدیر تا معاون و معلم ها گریفته میگفتن تو خیلی خب دختری پیش مادر م تعریف مر میگردن ولی مه همو دختری بودم که موقعیت اوکی میگردم دخترا از مدرسه بجن برن دیدن دوست پسرا خو فی امان الله Eli nf

بچه خوبي

برديو نگرد كه ايته يك چيزى بود😂😂 https://t.me/DELL_W/25356

مه سوتي ندارم هچي 😂😂

اینقدر به دیگرا میگین چری خود شما یک سوتی خو نمیگین

بمه چكار دارن شما 😒😒

همى اميد چيرقم بود به مكتب شوخ بود يا درس خون https://t.me/DELL_W/25354

😂😂😂 برديو نگرد كه اشته روزي بود فريد بيچاره مگه مه چكار كدم استاد مگه كمه بيايي مر ب….. چكار نكدي😂😂😂🤦🏻

اميد روزيكه استاد تاريخ خدى تو ….. بنداختى بگردن فريد ياد تونه بزد بته گوش او 😂😂

خلاص هميقذر 😂😂

از م همی سوتی دادم روز امتحان پشت مدیر بدبخت گپ میزدم او هم پشت سر م ایستاده مم متوجه نشدم کم داو ندادم هم رو خو داور دادم پشت سر م همیته چپ چپ نگاه کرد بشرمیدم بیخی😑😂

دل اينا مايه روشان نمشه 😂😂

حالی خیره سین نزنین بگین از خاطره ها خو یا سوتی ها خو😂

كتاب داستان نگن شما بخدا ازي بدتر بديدم ايكه چيزيه حالي چري جارو نمكدي تنبل

مه امید جان محصلم به دانشگا ازاد مشهد، بد ب مشهد تنها زندگی میکنم خونه گرفتم تنها زندگی میکنم شاوا ک خاو میشدم ساعت ۴‌صبح مث ک یکی بیایه مر از خاو بیدار کنه بگه وخه برو خونه جارو کن هموته ته خاو حس میکردم و ورمیخستم خونه جارو میکردم جند شاو همی اتفاق بفتاد و فکس ساعت ۴ صبح از غش خاو میپریدم مث ای ک یکی بمه دستور بده خونه جارو کن ، مغز م هموته هرور میداد ک خونه جارو کن و ورمیخستم خونه جارو میکردم پس خاو میشدم اگر خونه جارو نمیکردم و خاو میشدم تا صبح مث ک یکی مر ته خاو اذیت کنه هموته نا ارام خاو بودم و خلاصه صدا ها عجیب غریبی ب فکرم میامد و صدا لرزه گوشی میشد بوجودیکه گوشی م سر لرزه هم نبود! خلاصه اگر جارو نمیکردم خونه همیته اذیت میشدم بخدا قسم😐 ای داستان پنج شش ماه همیته ادامه دیشت و ساعت ۴‌صبح یکی بمه دستور میداد ک باید خونه جارو کنم وخیزم بد پنج شش ماه رفتم پیش تراپیست (روانشناس) داستان تعریف کردم بمه گفت برو همی داستانا ب صاحب خونه بگو! رفتم گفتم صاحب خونه گفت جناب فلانی یک سال قبل ب ای خونه شما پیرمردی زندگی میکرده تنها او به همی خونه وفات کرده بود بد رفتم پیش ملا همی داستانا تعریف کردم ملا کفت امکان داره او روح سرگردون پیرمرد بوده بخاطریمه اونجی فوت کرده چند روز جنازه پیرمرد ته خونه بوده کسی خبر نشده بوده و او خونه نجس شده بوده ازو خاطذ تور ادیت میکرده ک خونه جاروو کن انی این داستان😐بخدا اگر یک کلمه هم دروغ باشه

مه بچه نُقلي بودم همه حروم زادع گي شما بودن😂😂😂

اميد از دوره مكتب هم ياد تونه 😂🥴

😂😂 مخو چيزي نمكم شما بگن بچها نظر خو

سلام مالیکم خدمت همگی شما😁✌️ یکبار ایته سوتی عبرتی دادم😂 طرفا عصر بود صدا در شد یکی بم ضرب ای تِک تِک میکنه مم دگ به شدت دگ دیونه شدم ام هرچیم میگم کینی کینه بابا جان صدا خو بالا کن البه صدا تو عُرته😐😂 آخر گفتم بم پدر تو لال شده نالت خدا زده کمر شکستع در به در شده در پس مرگ مار به پشت خو کردی بگو کینی امی ک در سرا وا کردم چشما ایته شد😳🙄😂 سر خو بالا کردم دیدم ای وای بر من کینه شوهر خاله منه او هم یک ادم با سیاستی ک بقران جرعت هفت پشت مه نمیشه خدیو سلام بکنه😂💔 خلاصه امو ادمی ک عین جن و روحه به خنده شد😂... گفتن: کمر مه بشکنه ها😂؟ خدا مر بزنه نی 😂💔 گفتم: نی کاکاجان خدانکنه الهی صد سال امیته قامت شما رسا و سیاستک شما پایدار باشه کاکا جاننننن😁.. یاری هر دفعه مر میبینن میگن بی بی 😒💔 اخه میگن مثل بی بی ها وری نفرین کردی😂

😂😂 اشته ذوقك شده بودي خداوند خشبخت بشن به پاي هم پير شن