﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Відкрити в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Показати більше3 102
Підписники
+14724 години
+7387 днів
+73430 днів
Архів дописів
3 115
مانی سپیده♥️🤭
#قسمت_دوم
«عشق واقعی با هیچی تموم نمیشه» ؟
خیلی عالیع😉♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 115
3 115
#پارت: 33 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
خودخو تیار کردم و پیش بسوی پوهنتون
مانتو کوتاه به رنگ آبی و شلوار لی سیاه پوشیدم خودی شال سیاه و کرمچا آبی خورم پوشیدم کیف هم برداشتم برا افتادم
و ها یک چیز اضافه شده بود نگاهای زیر زیرکی آقا فرهاد 😐
اوووف حوصله ایر ندارم دیگه پووف
از اتاق بیرون شدم صبح بخیر گفتم
تینا٫ مهری جونم داداشی زود باش دیگه دیر شده مر ببر پهنتون
مهرسام٫ جااااان مه میگم ای شیشک ایشتع مهربان شده خودی مه ایرقم گپ میزنم ایکه نگی راننده به کار دیشته😒
تینا٫ پس چی خوبه خودتو هم میفهمی راننده منی
مهری٫ خوبه منکر هم نمیایع 😒
بابا٫ بسه دیگه کلکل نکنین دختر مه بیا نون خو بخور مهرسام تور میبره
تینا٫ نه بابا دیر شده نون نمام به پوهنتون یکچیزی میخوروم باز وخی دیگه مهری جوون😊😈😂
مادر٫ تینا دختر مه یعنی مایی گوشنه بری پوهنتون بگی همی نون مربار بخور تا پوهنتون بری یک چیزی بخوری
مهرسام وخی دیگه دیر شده بچیمه
مهرسام٫ اوووف باشه بریم شیشک جوووون 😒
تینا٫ 😊😊بریم لالا مه بابا گفتن کلکل نکنین مه بحرف میکنم تو دیگع دل تو
آهسته دم گوشیو گفتم آمریکایی😈
مهرسام چپچپ طرف مه سیل کرد چیزی نگفت
بالا شدم به موتر به را هم هیچ حرفی رد بدل نشد حیرون بموندم مهرسام چیزی نگه بمه جالبه
بلاخره برسیدم
دروازه واکردم درحال پایین شدن گفتم
تینا٫ الاااا خیر بینی آمریکایی مه الهی زن بچه دار شی نواسه نبیره دار بشی پیر شی کلون شی خری ببینی به جلو خو🤣🤣
مهرسام٫ دعا کردن تو هم عجق وجقه مثل خودتو🤣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 115
#پارت: 32 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فردو س٫ راست میگه سوری جو خواهر زاده گگ مه راستی چی میگفتی بولوکی دلقکی توکه از مهرسام بدتر بودی 😂😂
دیگه خواندنه ادامه ندادم وایفای خاموش کردم
خوووب بریم سراغ مهرسام جان 😈
از تخت پایین شدم از اتاق بیرون شدم برفتم دم اتاق مهرسام استاد شدم در بودیم ضرب واکردم که در به دیوار برخورد کرد یک صدا وحشتناک بلندی بیرون شد که مهرسام یکمتر به هوا پرید🤣
مهرسام٫ وحشی ای چی طرز در واکردنه در زدن به تو یاد ندادن😡😒
تینا٫ غششش🤣آقا مهرسام ترسید خوبی آمریکایی صبح یاد تونه دیگه نه چیرقم ترسوندی مر حالی ای هم درس تو که دیگع خودی تینا جیگر درنیفنی😌😏
مهرسام٫ دیگه حرفی ندارم به تو شیشک وظیفه تو همینه دیگع خوب بنال چی ماستی بیامدی سگواری در واکردی😒🧐
تینا٫ چیز خاصی نماستم اوممممم فقط میخواستم به تو یک شوک کوچیکی بودم که دیگع به گروه ما بی اجازه نیایی و مهمونا خورم نیاری😡😒
مهری٫ پوووووف همیته گروه میگه فقط یک هزار نفر داخلیو هسته گروه خاصی باشه😏درزن مه خودمه نمادم مر دعوت کردن😎😌
میمون مم خواهش کرد مم رد نکردم خدا ناخسته پسر خاله منه
تینا٫😳که تور دعوت کردن کی دعوت کرده حالی شما جنابه آمریکایی🤣
مهرسام٫ تو دوباره آمریکایی بگو که او موکا مغبول تور دونه دونه بکنم
تینا٫ تیاره تیاره بحث تعغیر ندی زود باش بگو کی تور مثلاً دعوت کرد
مهرسام٫ خوب معلومه خانم هوری و خانم میترا خواهش کردن ازمه😎😌تو که خاطری خودخو مر اد نمیکنی خاطری میشی تور دیگه تحویل نگیرن تا مه هستم 😎😌🤣
تینا٫ پخخخخخخخخ پس میگی تور اودو نفر اد کردن باشه به میترا میگم که مهری خان گفتم میترا پیش مه عذر کرده که بیا گروه ما تازه میمون هم گفته بیار همو بچه خاله ماا که میترا خیلی خوشیو میایه ازو😎😈🤣
هم همیر گفتم مهری با تپه تپه گفت
مهری٫ نه چیزه یعنی ها یعنی اصلاً خودمه رفتم گفتم مر اد کنیم چیکاره خوب😒
تینا٫ 😏هه مهم نیه حالی چون دیگع داخل گروه پیام نمیدم حوصله شعر اظافی شنیدن ندارم داداشی😌🤣
خلاصه روزها همیرقم میگذشت و مه هم به سر حرف خو ماندم به گروه پیام ندادم و نه هم رفتم داخلیو که بیبینم چی خبره
یک هفته مانده بود تا خاله اینا بیاین افغانستان
امروز هم با صدا آرام گوشی بيدار شدم🥱
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 115
#پارت: 31 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
یعنی اینا دارن چت میکنن یکدم میترا بیخبر از اینا آمده میگه
میترا٫ تیلا خدازده گوشکی خرابه مه به تح موتر بمونده پسمرگا بخاکی خراب بود بخاکی یک گوشیو کار میداد یکی دیگه خشخش میکرد
بدرد که میخورد همو وامنده حسرت مونده هامه وردار باز کاکا پرتو نکنن🥺
به ایگپ ازی مربدرقم خنده گرفته بود
ولی هیچی نگفتم تا ای باشه مر تیلا صدا کنه😈🤣
میترا٫ آخ تیلایه سگ آخر از دست جواب ندادن تو شیر مه خشک میشه پچه دخترا مه گوشنه میمونن🥺😡😒😂😂البد تابحالی نیامدی تو گوشنه موتره دیدی🤣
ایندفعه ریسه می فتم از خنده
آخ میترا جووو آبرو خو پاک ببردی😈😈😂😂
یکدفعه سورج گفت
سورج٫ اوهوم آهام سلام دختر خاله مایین مه به شما گوشکی ها اصلی بیارم از آلمان😊🤣
به ای گپ سورج مه خنده گرفت
مهرسام٫ 🤣🤣
فردوس٫ 🤣🤣چری جواب نمیدی خواهر زاده جان مه نکه تو خجالت کشیدی😳😳😂😂
بنظرم میترا به شوک بود🤣
میترا٫ چییییی شمااااا مزاحما کی هستین به گروه خصوصی ما چی لوکک مایین😡😡چری پیاما مر خاندین😡🥺
میترا که اعصابیو خراب بشه هر چی از دهنیو بیرون بشه میگه😂
مهرسام٫ هوووووش خوهرک مه آروم غریبه نییم ماما تو پسرا خاله تونن البته ای خوشتیپ نو آمده 😂😂خیره خجالت نکش🤣
میترا٫ مهرساممممم 😡
خوشتیپ چیه اوووووق 😏
مه خجالت بکشم چیز بدی نگفتم به قصه ای آدمی که مثلاً گوشکی میاره هستم هنوز خورده چشمایو سفید میشه😏🤣
به ای گپیو مهرسام و فردوس به نظرم از خنده ریسه می فتم
سورج٫ ههههههه شما به قصه منم یعنی ایقدر مهمم خیلی تشکر غم نخوریم چشما مه رنگیو تعغیر نمیکنه😎خورد نیم باشه بخیر میبینن باز حواس شما باشه عاشق نشین😎😂
میترا٫ 😐😒😐مه رفتم خوش بگذره
حوصله شعر شنیدن یک آلمانیه ندارم ببای😒😐چی برسه به عاشق شدنیو😏🤣
مهرسام٫ 🤣🤣غششش ایشتنی سورج جان خوبی خیره تو به دل نگیر که دل در میشی آلمانی🤣ای مدل ازینه🤣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 115
•
چه کسی گفته که مستی فقط از جامِ شراب است؟🥂
من از میخانه چشمان تو هر لحظه خرابم...👀
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 115
تشكر از همه شما عزيزان گرامي
مم بشما افتخار مكنم
و امشب بشما پست ها نابي ميذارم 🤦🏻😉🙌🏻
