uk
Feedback
海'𝐒𝐭𝐲𝐱ᝰ

海'𝐒𝐭𝐲𝐱ᝰ

Відкрити в Telegram

↳ あなた自身でありなさい, . 世界は独創性を賞賛します⤹🌑 ............................................. ⤹𝅼 𝘈𝘳𝘦𝘴 . የ 𝕴𝖓𝖋𝖏 . t.me/HidenChat_bot?start=1547890702 𝐒𝐭𝐲𝐱 𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠: https://t.me/+wpCNrkmoNK8wNjZk

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
319
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
|°. 내가 당신에게 잘할 때, . 내가 당신을 걱정한다고.. . 생각하지 마십시오..⛓
+1
|°. 내가 당신에게 잘할 때, . 내가 당신을 걱정한다고.. . 생각하지 마십시오..⛓

+1
`10:10,° Everything gonna be Okey.. . 'cause you are so strong🍃. Mornin .

`01:01,°

|°.나는 내 세계의 왕이다🕸
+1
|°.나는 내 세계의 왕이다🕸

|የ𝘎𝘕 ' 12:34 🌖

مردم معتقدن زمانی که من هر ساعت در حال گوش دادن به موسیقی با صدای بلند هستم، پس باید تحمل صدای افراد و صحبت هاشون رو هم داشته باشم؛ اما واقعیت اینه که مردم به تکرار عادت بیهوده صحبت میکنن و موسیقی، تمام چیزی رو که انسان برای یافتنِ آرامش نیاز داره رو بهش هدیه میده. موسیقی انسان رو با تمام وجودش درک میکنه و به جای بیهوده حرف زدن، ما رو توی دنیای خودش غرق میکنه تا کمی از مردم به دور باشیم. من ترجیح میدم در تمام عمرم به موسیقی گوش بسپارم تا به صحبت های مردم.

| 𝖤𝗏𝖾𝗋𝗒𝗈𝗇𝖾 𝖡𝖾𝗀𝗌 𝖠𝗇𝖽 𝖥𝗅𝖺𝗍𝗍𝖾𝗋𝗌 𝖸𝗈𝗎 𝖳𝗈 . 𝖪𝗇𝗈𝗐 𝖳𝗁𝖾 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 .. 𝖡𝗎𝗍 | 𝖠𝗌 𝖲𝗈𝗈𝗇 𝖠𝗌 𝖸𝗈𝗎 𝖳𝖾𝗅𝗅 𝖳𝗁𝖾𝗆 𝖳𝗁𝖾 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 .. . 𝖸𝗈𝗎 𝖠𝗋𝖾 𝖭𝗈 𝖫𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝖵𝖺𝗅𝗎𝖺𝖻𝗅𝖾 𝖳𝗈 𝖳𝗁𝖾𝗆 .. ........................ -Devil . Ares

|የ𝘎𝘕 ' 12:34 🌖

|`블러디 저주.⛓

#Benjamin | PART 1 | London`: 23 sep : 12:23 am ......................................... ساشا : نمیتونستم باور کنم.. با اینکه خودم داشتم میدیدم با چشمای خودم! ولی نمیتونستم باور کنم چجوری اون همه آدم.. داشتم میدیدم ساشا چجوری بهم ریخته و به زمین خیره شده و رنگش کمی پریده درحالی که رو صندلی چرم مشکی نشستم ، تکیمو از صندلی میگیرم و به سمت میز خم میشم؛ انگشتامو تو هم قفل میکنم و دستامو میزارم رو میز و بهشون تکیه میدم _ اونجا چه اتفاقی افتاد؟ ساشا نفس عمیقی کشید و با صدای لرزون و کمی من و من خطاب به من گفت _ص..صدا و نور رعد و برق همه جارو پرکرد و کل سالن مراسم برا چند ثانیه روشن شد.. ولی همین چند ثانیه برای مشخص شدن صحنه رقص خونین کافی بود.. اون مرد.. دقیقا وسط اون صحنه ایستاده بود و.. و دور تا دورش پر از اجساد آدمایی بودن که به مراسم یدفعه حمله کردن.. ولی.. اون مرد به سمت یک نفر دیگه که سمت در بود و ی کت بلند و بارونی داشت ، کلتشو گرفته بود و.. بینشون داشت ی سری حرف رد و بدل میشد ولی نتونستم بشنوم چون فاصله زیاد بود.. ساشا کمی مکث کرد و لیوان آب خنکی ک رو میز جلوش بود رو برداشت و کمی ازش نوشید و ادامه داد _ یدفعه مرد اولی به پای اونی که سمت در بود شلیک کرد و رفت بالا سرش و.. انگار با پا زد تو سرش تا بیهوش بشه و بعدم با سرعت از سالن خارج شد.. پلک آرومی میزنم و نفس عمیقی میکشم و تکیمو از رو میز برمیدارم و دوباره به صندلی تکیه میدم و همزمان پوفی میکشم کمی لبامو از هم فاصله میدم تا بتونم خطاب به ساشا، با صدای ملایم حرفی رو بزنم _ بابت به هم خوردن مراسم ازت عذرمی- یدفعه ساشا نگاهشو از زمین گرفت و با اخم غلیظی به سمت من نگاه کرد _ و میتونم بدونم شما کجا بودید پدر؟؟ مثلا قرار بود امشب در کنار هم باشیم و تولد من رو جشن بگیریم! به خاطر لحن ساشا که کمی بلندتر و تهاجمی بود شوکه میشم؛ بعد از تموم شدن حرفش نفسمو با صدا میدم بیرون _ متاسفم دخترم ولی امشب ی جلسه مهم داشتم و باید برای فردا ، کارارو کمی درست میکردم ساشا با تموم شدن حرفم نگاهشو ازم میگیره و سرشو کمی میندازه پایین؛ آروم و با لحنی گرفته شروع به حرف زدن میکنه _ درسته پدر.. حق با شماست و ببخشید بابت تند رفتن من ساشا یدفعه از جاش بلند شد و موهای خیسش رو کمی مرتب کرد و به سمت من ایستاد و با لحنی خیلی رسمی خطاب به من گفت _ شبتون بخیر رئیس پلک آرومی میزنم و از جام بلند میشم و ی دستمو میبرم تو جیبم و با قدم های آروم حرکت میکنم به سمت عرض میز و می‌ایستم _ میخوای برسونمت خونه؟ ساشا چند قدم عقب رفت به سمت در و لبخند آرومی زد _ نه پدر، نیازی نیست خودم میتونم برم کمی مکث کرد و در ادامه گفت _ فردا میبینمتون سرمو به نشانه تایید تکون دادم؛ ساشا بعد از حرفش به آرومی پشتشو راه کرد و با قدم های منظم ، دقیقا مثل وقتی که سرکار هست، به سمت در قدم برداشت و از اتاق خارج شد پوفی میکشم و به سمت پنجره بزرگی که داخل دفترم و ویوی شهر هست قدم برمیدارم؛ به جلوی پنجره که میرسم دست دیگمو میبرم تو جیبم و به منظره شهر که زیرپامه و درون دل شب با چراغ های ریز و درشت روشن شده خیره میشم لبخند رضایتی روی لب هام میشینه و زیرلب زمزمه میکنم _ پیدات کردم بچه جون.. کمی مکث میکنم و در ادامه با قهقه ای میگم _ این شهر.. توی دستای من میچرخه ............................................ #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴

3 Month Ago🥃 #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴

⤹𝅼 Nadia RiverPride`. |#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 نادیا ریورپراید، بانوی جوان 24 ساله و نفر دوم که همراه با جوناس و ولا
+1
⤹𝅼 Nadia RiverPride`. |#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 نادیا ریورپراید، بانوی جوان 24 ساله و نفر دوم که همراه با جوناس و ولادمیر پروژه‌های زیادی رو به سرانجام رسوند و به او لقب چشم سایه رو دادن چون معتقدن اون چشم دوم ولادمیره و هیچ چیز نمیتونه از این دختر مخفی بمونه جوری که با نگاه سرد و پرنفوذش به راحتی میتونه تا عمق افکار شمارو بخونه و نمی‌تونید بهش دروغ بگید. باهوشه و استعداد زیادی در حل کردن معما و سرنخ‌های پیچیده پرونده‌های مختلف داره و در مبارزات تن به تن خیلی سریع و چابکه، تا به خودتون بیاید متوجه میشید مثل مار به دور شما پیچیده و کم کم نفس های اخرتون رو می‌کشید؛ معتقده غیرممکنی وجود نداره وگرنه هیچ وقت اون مسئله پیش نمیومد و حتما راه حلی هست فقط کافیه دیدگاهتو نسبت به اون مسئله عوض کنی.

⤹𝅼 Jonas Merelian`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 جوناس مِرِلیان، پسر 25 ساله و یکی از افراد قوی و برجسته در مبارزات و ق
+1
⤹𝅼 Jonas Merelian`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 جوناس مِرِلیان، پسر 25 ساله و یکی از افراد قوی و برجسته در مبارزات و قابل اعتماد ولادمیر؛ شایعاتی مبنی بر اینکه جوناس فرزند یک مقام بالای دولتی هست بین افراد پیچیده و خیلیا معتقدن به همین خاطره ولادمیر راحت میتونه داخل دولت نفوذ زیادی داشته‌ باشه. ظاهر بنظر آروم و مظلومش خیلی غلط انداز هست و هیچ کس تاحالا اون روی شیطانی این فرد آروم و دلنشین و شوخ طبع رو ندیده و یا اگه دیده دیگه بین ما نیست؛ خیلی چرب زبون و خوش صحبت هست و میتونه راحت هرکسی رو خام خودش کنه و ازش اطلاعات بدست بیاره، تیراندازی و هک کردن سیستم‌ها جزو مهارت های بالای اونه و بیشتر اوقات لبخند به لب داره و خودشو ی پسر دست و پا چلفتی نشون میده ولی اینطور نیست.

⤹𝅼 Sasha Madgal`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 ساشا مَدگال، دختری 18 ساله ک افراد زیادی اون رو یک مدل معروف و محبوب بین
+1
⤹𝅼 Sasha Madgal`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 ساشا مَدگال، دختری 18 ساله ک افراد زیادی اون رو یک مدل معروف و محبوب بین مردم میدونن و از داستان اصلی که ساشا دختر بزرگترین رئیس مافیای لندن هست خبر ندارن؛ مهارت بالایی در تاثیر گذاشتن بر روی افراد با صحبت کردن باهاشون داره و در بیشتر قراردادهایی که بین رئسای شرکت های بزرگ و مخصوصا شرکت پدر وی صورت گرفته، دست داشته. همچنین ساشا استعداد زیادی در نقش بازی کردن داره بطوری که همه اون رو ی دختر مظلوم و بی آزار میبینن ولی حتی فکرشم نمیکنن که چجوری قراره به دست اون به خوابی ابدی برن؛ ولی با وجود مهارت زیادی که در نقشه کشیدن برای قتل فردی داره، از بدن ضعیفی برخورداره و در مبارزات تن به تن شانسی نداره برای همین همیشه سعی میکنه خارج از میدون مبارزه باشه و اوضاع رو مدیریت کنه.

⤹𝅼 Vladimir Krolan`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 ولادمیر کرولان، پسری 28 ساله و جوانترین عضو قاتلان قراردادی، یا به عب
+1
⤹𝅼 Vladimir Krolan`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 ولادمیر کرولان، پسری 28 ساله و جوانترین عضو قاتلان قراردادی، یا به عبارتی دیگر حسابرِسی ماهر با نفوذ زیاد، چه در سازمان‌های مافیایی و چه در شرکت‌های دولتی بوده که پروژه‌های زیادی به دست اون به سرانجام رسیدن. بیشتر اوقات و مخصوصا سر انجام پروژه و یا دیدار با باقی رئسا، ظاهری خشک و جدی و ولی در عین حال آروم و جذابی داره و در بحث‌ها بیشتر گوش میکنه و در آخر بهترین گزینه ممکن رو بیان میکنه؛ تیزبین و منطقی و باهوشه و در استفاده از مهارت‌های رزمی و مبارزات تن به تن استعداد زیادی داره، بطوری که بخاطر تمرکز بالا روی حرکات افراد تاحالا کسی نتونسته حتی بهش دست بزنه. احترام به شدت براش مهم هست و افراد دور و برش معتقدن هیچ وقت نباید خط قرمزاشو رد کنن وگرنه نفسشون تا ابد قطع میشه.

⤹𝅼 Vance Dolaton`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 وانس دولتِن، مرد 35 ساله و دومین فرد از بزرگترین رئسای مافیا که با وجود
+1
⤹𝅼 Vance Dolaton`. | #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 وانس دولتِن، مرد 35 ساله و دومین فرد از بزرگترین رئسای مافیا که با وجود ولادمیر و تعداد افراد کمش مخالفه و میگه باعث ننگ و لکه دار کردن اسم مافیاس؛ درحالی که رئیس کل ینی بنجامین مَدگال با او مخالف هست و از ولادمیر حمایت کرد. در بین خرید و فروش های مافیا وانس بزرگتربن شرکت قاچاق اعضای بدن مرقوب رو داره و تعداد افراد محافظ و سربازانی که داخل شرکتن، بیش از 10000 نفر رو تشکیل میدن و کار نفوذ به درون شرکت کمی سخت میشه؛ همچنین وانس معروف به داشتن پاهای بلند و لگدهای مرگباری که دارست؛ بطوری که میتونه به راحتی جمجمه ی فرد بالغ رو زیر پاش له کنه.

⤹𝅼Benjamin Madgal`.|#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 بنجامین مَدگال، بزرگترین رئیس مافیای لندنه که با داشتن 45 سال، نفوذ بالا
+1
⤹𝅼Benjamin Madgal`.|#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴 بنجامین مَدگال، بزرگترین رئیس مافیای لندنه که با داشتن 45 سال، نفوذ بالایی داخل بسیاری از سازمان‌های بزرگ داره و ثروت زبان زدش، میتونه هرکاری که لازم باشه رو حل کنه؛ از مهارت های رزمی گرفته تا کار با عنوان سلاح سرد و گرم رو بلده و بزرگترین شرکت ساخت اسلحه و سلاح گرم رو داره. زمانی که دید ولادمیر قدرت و پتانسیل مناسب رو داره، بهش جایگاه و قدرت زیادی داد و اون رو مثل پسر خودش دونست، همه جوره حواسش بهش بود و اجازه نداد کسی جلوش قدعلم کنه. همچنین همه ازش حساب میبرن و تاحالا نشده کسی جرئت کنه حرفی بالا و پایین بزنه و احترام زیادی برای بنجامین قائل هستن.

-𝖲𝗍𝖺𝗋𝗍`·˖ᵇˡᵃᶜᵏˢᵉᵃ #𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴

|| 𝘔𝘺 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘪𝘯𝘨𝘴 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶 .. . 𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘨𝘦 🌱 . 09:09 𝘔𝘰𝘳𝘯𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘥𝘦𝘢𝘳
+1
|| 𝘔𝘺 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘪𝘯𝘨𝘴 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶 .. . 𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘨𝘦 🌱 . 09:09 𝘔𝘰𝘳𝘯𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘥𝘦𝘢𝘳

-𝘔𝘢𝘬𝘦 𝘢 𝘞𝘪𝘴𝘩! ' 12:34 🌖