@AbdalAbadjamاَبدال آباد جام
Відкрити в Telegram
روستای زیبای ابدال آباد،بهشت جام دوستان عزیز می توانند پیامهای خود را به آدرس های ذیل ارسال کنندتابعد از بررسی، بانام خودشان در کانال قرار دهیم. ✏ @mha_AbdalAbad ✏ @H4Aram سفارش تبلیغات👇👇 😎 @H4Aram باتشکراز شما عزیزان
Показати більше2 290
Підписники
+124 години
+117 днів
+130 днів
Архів дописів
مهر ماهیهای عزیز تولدتون مبارک🍁🎂🍁
و دلتون شاد ❤
تنتون سالم 🍁
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
#آگهی_فروش 📣📣
باسلام
🔸 زمینی به مساحت ۲۴۰ متر، سرکمر پشت خانه آقای اکبری
🔶 دیوار کشی در ماشین رو حتی ماشین سنگین ..
🔹راه رو سنگ فرش داری ۱۰ نهال میوه ۲ ساله دو نبش امتیازات داخل کوچه آمده.. مناسب برای سکونت و دامداری وگاراژ و...به فروش میرس.
🔶قیمت توافقی ، خریدار واقعی تماس بگیرد
۰۹۳۹۳۲۸۹۲۳۷
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
نرخروزطــلانقــرهوسکــهمشـهدمقــدس
🟣 چهارشنبه 01 مهر 1405_ 10:44
💠گرمطلای18عیار : 23,410,000 تومان
اتحادیـــه صنــف طـــلا،جـــواهر،نقــــره وسکه مشـهــدمقــدس
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
#دیروز
📹شعر خوانی محمدحسین احمدی(شقایق جام)
در مراسم شب شعر رها (شادروان عَذراقربانی) در سالن آمفی تئاتر اداره ارشاد تربت جام
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
🌺فرا رسیدن
بهار تعلیم و تربیت
به همه دانش آموزان
و معلمین محترم مبارک باد🌸🌺
🌸همچنین گرامی می داریم یاد و خاطر
شاعر وفرهنگی تازه درگذشته مان شادروان عَذرا قربانی را😭
نثار روحش صلوات 🙏
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
چو از بنفشه
شب بوی صبح برخیزد
هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوتر دلم از
شوق میگشاید بال
که چون سپیده به آغوش صبح بگریزد ...
فریدون_مشیری
🎥 گیلان / تالاب انرلی
🌺🍃"صبح" یعنی
"دوستی" با دانه ها 🍃
دست دادن با همه "پروانه ها"🌷
"صبح" یعنی
بالهای خسته یک "یاکریم"
"صبح" یعنی
"عشق" یعنی یک کلام
"صبح" یعنی
"حرف های نا تمام"
سلام ودرود
صبح چهارشنبه زیبای تون 🍃
سرشار
از معجزه و بخشش الهی🌷
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
امروز چهارشنبه
۱ مهرماه ١۴۰۵ ه. ش
۱۱ ربیع الثانی ۱۴۴۸ ه.ق
۲۳ سپتامبر ٢٠۲۶ ميلادی
ذکر روز چهارشنبه ۱۰۰ مرتبه
🌸 يا حيُّ ياقَيّوم 🌸
اى زنده ، اى پاينده
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
پشت ما قصه زیاد است؟فدای سرمان
حرف بیربط نباید که ببندد پَرِمان...🕊
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
#امروز
📹شعر خوانی خانم بنت الهدی قمری(قنبری) همسر جناب آقای مجید خدادادی
در مراسم شب شعر رها در سالن آمفی تئاتر اداره ارشاد تربت جام
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
#آگهی 📣📣
🌱 کشاورزی پربازده، از تغذیه اصولی شروع میشه!
🌸 کودهای ارگانیک ، تخصصی زعفران و باغات
برای کمک به:
✅ تقویت ریشه و رشد بهتر گیاه
✅ افزایش کیفیت و تناژ محصول
✅ بهبود شرایط خاک
✅ کمک به کاهش تنشهای گیاهی
✅ تغذیه اصولی درختان و مزارع زعفران
👩🌾 با مشاوره خانم دلشاد، مناسب با شرایط مزرعه و باغ شما
📞 مشاوره و سفارش: ۰۹۱۵۸۹۰۷۳۰۱
🌿 برای محصول بهتر، تغذیه را اصولی شروع کنیم.
#آگهی 📣📣
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
وامینو 📣📣📣
✅ فروش امتیاز وام صندوق محمد رسول الله
⚖️ انتقال کاملاً قانونی و قابل پیگیری
🔹 کار در محل مشتری (هماهنگ میکنیم)
🔹 شرایط اعلامشده:
از ۱ میلیون تومان تا ۱۰ میلیارد موجوده
هر پرونده ای ۱۵۰ میلیون تومان
✔️ فقط با 1️⃣ برگ چک صیادی
✔️ بازپرداخت ۶ ماهه راسی و ۱۲ ماهه ماه ب ماه موجود است.
⚙️ روند انجام کار:
✅ قبل از اقدام، شرایط و مدارک لازم کامل توضیح داده میشود.
✅ استعلام و تطبیق مشخصات با حضور طرفین انجام میگیرد.
✅ بابت هزینه امتیاز راهکار داریم؛ هزینه بعد از واریز/دریافت و تسویه میشود (جزئیات در تماس)
🕰 پاسخگویی: از ۸ صبح تا ۹ شب
⚠️ لطفاً فقط خریدار/متقاضی جدی پیام بدهد.
✨ شفاف صحبت میکنیم تا با خیال راحت تصمیم بگیرین
آیدی کانال:
@vamino20
آیدی مدیر:
@Akbarshah92
شماره تماس :
📱09394123216
پول امتیاز بعد واریز وام کسر میشه
هر چقدر بخواین امتیاز هست👍
✍در گرمابه های قدیمی ایران کنار درب بیرونی، حوض آب سرد قرار داشت تا با گذاشتن پا داخلش، سینوس های سر بسته شوند و بدن برای مواجه شدن با سرمای بیرون گرمابه آماده شود!
درنتیجه افراد سرما نمیخوردند!
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
هم اکنون
📸چندتا عکس از یادبودِ پنجمین روزِ معلمِ شاعر
رها قربانی
شاعری که کلماتش فراتر از رفتن در حافظهی شعر خواهد ماند.
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تربتجام
✔️جلسه شعرخوانی تا ساعت ۶ ادامه دارد.
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
هم اکنون
📸یادبودِ پنجمین روزِ معلمِ شاعر
رها قربانی
شاعری که کلماتش فراتر از رفتن در حافظهی شعر خواهد ماند.
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تربتجام
✔️جلسه شعرخوانی تا ساعت ۶ ادامه دارد.
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
🔻عکسی از سرباز اوکراینی که بعد از ۷۳۰ روز جنگ برگشته پیش خانواده اش
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
#آگهی 📣📣
﷽
📢🗣آغاز ثبت نام کاروان زیارتی حضرت رقیه(س)
✅سفری ده روزه با رفت و برگشت
📃 برنامه سفر🧭:
چهار شب کربلا
۲شب نجف
1 شب سامرا
و همینطور زیارت دوره ایی:
کاظمین
سید محمد
طفلان مسلم
مسجدسهله
کوفه
بی بی شریفه
حر
مسجد حنانه
و...
🏛اسکان درنجف و کربلا حسینیه مجزا
✅️غذای توی راه دووعده رفت ودووعده برگشت بعهده مدیرکاروان
❗شرایط حمل و نقل
دوسراتوبوس
✅️سه وعده غذا(صبحانه سلف سرویس)
ناهاروشام همراه بامیوه وسالادوترشی ونوشابه یادوغ وماست
🟧عوارض خروج ازکشور ۳۰هزارتومان بازائر
✅ بیمه سفر با ماست✅
🧭تاریخ حرکت :20 مهر ماه
💰قیمت:دوسراتوبوس ۱۵میلیون تومان
مدیریت:09967588367
جوادی
✅️ظرفیت محدود
https://rubika.ir/joing/BBECIAIEC0GYQBGPKXUGEPLQSFPAQYAA
#تلنگر
♻️*من فقط معلم نیستم...* (به مناسبت بازگشایی مدارس )
🔸 لنگان لنگان داشتم تو خیابون راه میرفتم که یه خانم زیبا و شیکپوش بهم نزدیک شد ازم پرسید: شما آقای نصیری هستید؟!
گفتم: بله...
گفت: من شاگرد شما بودم، دبیرستان توحید، یادتون میاد؟!
با اینکه قیافش آشنا بود گفتم: نه! متاسفانه...! آخه من خیلی دانشآموز داشتم...
و بعد ادامه دادم: خب مهم نیست، شما خوبید خانم...؟
گفت: بله! ممنون استاد، من شیمی خوندم و تا دکترا ادامه دادم، البته نه اون سالهای جنگ، دکترام رو چند سال بعد گرفتم و در حال حاضر محقق هستم. آقای نصیری! سماک بحری هستم...
شناختمش... آره خودش بود خیلی دلم میخواست از احوالش با خبر بشم و حالا دیده بودمش که فرد موفقی شده بود...
یه هو رفتم به بیشتر از بیست سال پیش...! اون موقعها با اینکه انقلاب شده بود و مدارس تفکیک شده بود ولی به علت کمبود دبیر بعضی از دبیران مرد مدارس دخترانه تدریس میکردند، من هم اون وقتها به دانشآموزان دختر جبر درس میدادم...
یادم اومد این دختر چند جلسهای که صبحها من کلاس داشتم دیر سر کلاس میومد و من هم همیشه دعواش میکردم و بدون اینکه چیزی بگه میرفت سر جاش... من هم کلی عصبی میشدم و واسه اینکه بچهها درس رو بفهمند، سریع درس رو ادامه میدادم...
همیشه میخواستم واسه دیر کردش به مدیر بگم ولی یادم میرفت، تا اینکه یه روز زنگ آخر تویِ کلاس بغلی، آخرین نفری بودم که از کلاس میرفتم بیرون یه هو همین دانشآموز سماک بحری رو دیدم که به دیوار راهرو تکیه داده و تو چشماش پر از اشکه...!
پرسیدم: سماک چی شده؟!
با بغضی که تو گلوش بود جواب داد: پام پیچ خورده آقا حالا نمیدونم چه جوری برم خونه...!
یه هو گفتم: بیا من میرسونمت
اون وقتها یه ماشین پیکان داشتم که هرکسی نداشت...
جواب داد: نه آقا خونهمون دوره...
گفتم: اشکالی نداره میرسونمت، میتونی تا ماشین یه جوری بیای؟
در حالی که برق خوشحالی تو چشماش موج میزد گفت: بله آقا...!!
بلاخره هر جور بود خودش رو تا ماشین رسوند، من هم که بهخاطر معذورات نمیتونستم دستش رو بگیرم، بلاخره به سمت خونهاش حرکت کردیم، وقتی آدرس میداد تازه متوجه شدم خونهاش خارج از شهر و در یکی از دهات اطراف قرار داره...
وقتی رسیدیم سر یه جاده خاکی گفت: آقا تو همین جاده است، دیگه خودم میرم، ممنون...
گفتم: نه! چه جوری میخوای بری...؟! میرسونمت...
همینطور که میرفتیم، چون راه خیلی طولانی شد ازش پرسیدم: این جا رو با کی میای بری مدرسه؟!
گفت: با هیشکی آقا! پیاده میام تا سر خیابون، ۵ صبح بلند میشم، اما خب گاهی بارون و باد باعث میشه کمی دیر برسم...
داشتم دیوونه میشدم، این همه راه رو این دختر، پیاده میومد...!!
خلاصه رسیدیم خونهشون، یه خونه روستایی دیدم که از امکانات اون زمان هم خیلی چیزها کم داشت، به سختی رفت بالا و گفت: بفرمایید...
صدای پیرمردی از تو اتاق شنیده شد که پرسید: طاهره کیه؟!
دانشآموزم جواب داد: آقا معلممه...!
پیرمرد اصرار کرد که برم بالا و یه چایی بنوشم...
من هم رفتم و بعد از سلام و احوالپرسی، پیرمرد که فهمیدم پدر طاهره دانشآموزم بود، گفت: آقا معلم این دختر همه زندگی منه، الان دو ساله مادرش رو از دست داده، منم مریضم، هم تو مزرعه کار میکنه، هم تو خونه به دو تا برادرهای کوچیکش هم میرسه، میگم دختر نمیخواد درس بخونی، راه به این درازی چه کاریه آخه...! ولی هی اصرار میکنه میخوام درس بخونم...، آه ببینین الان شما رو تو درد سر انداخته
گفتم: این چه حرفیه...!
در حالی که با بغضی که گلوم رو گرفته بود به زور چایی که طاهره آورده بود رو میخوردم، گفتم: ببخشید من دیگه باید برم...
تمام راه رو که برمیگشتم گریه کردم...
پیش خودم گفتم؛ من فقط یک معلم نیستم، من باید بیشتر از اینها از حال دانشآموزم باخبر باشم...
از اون روز به بعد بهش زنگهای تفریح کمک میکردم... چند تا کتاب بهش دادم و دیگه دعواش نکردم، اینها تنها کاری بود که از دستم برمیومد...
حالا اون با تمام وجود مشکلات اینقدر موفق شده بود و من بهش افتخار میکردم...
همینطور که لبخند میزدم، نگاش میکردم که یه هو از گذشته بیرون اومدم چون صدام زد: آقای نصیری!! و ادامه داد: خیلی خوشحال شدم دیدمتون، من هیچ وقت محبتهایی که به من کردید رو فراموش نمیکنم...
گفتم: خواهش میکنم، من افتخار میکنم که چنین شاگردی داشتم...
خداحافظی کرد و در حالی که ازم دور میشد پیش خودم گفتم: امیدوارم معلمهای امروزی هم بدونند که فقط یک معلم نیستند....!!
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
Repost from @AbdalAbadjamاَبدال آباد جام
#آگهی 📣📣
#اطلاع_رسانی
لوازم مهدکودک مدرسه ودانشگاه
💫 کیفیت وتنوع بالاباقیمتهای مقرون به صرفه 💯
⏪ با تنوع بالا و قیمت های مناسب ...
🖋️📚 لوازم التحریر
🎒💼 کیف مدرسه
🧸🥁 اسباب بازی
📳آدرس کانال
https://rubika.ir/joing/EJBHAIFE0MNSERJPYIVSLHWNOUQWMULX
میرکی
📱09159287184
09057097184
↩آدرس:
شهر نصرآباد سه راه اصلی جنب طلافروشی غلامخواه
𝐉𝐨𝐢𝐧👇
@AbdalAbadjam
