,دنیایسوفی؛
Відкрити в Telegram
فعلا باشیم تا ببینیم چی میشه؛ ناشناس: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN @Melinadaily_bot
Показати більше189
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
189
Repost from فرنیآ. :)
چون باز هم خواستار اون نامههای قبل بودید؛ میتونید این پیاممنرو فوروارد کنید تا بهتون یک نامه از نامههای قبلم «که اینجا قرار ندادم.» هدیه بدم.
- بیست کانالِ اول.*
189
میدونی قلب من کنار تو مثل ساعت کار میکنه، حالش خوبه، تحمل دردها واسش راحتتره، میخنده.
ولی وقتایی که دور میشی، انگاری قلبم میخوابه، مثل ساعتی که خواب رفته،
قلبم فقط دلش میخواد اون لحظهای رو به یاد بیاره که قلب تورو بغل گرفته بود..
دوباره دور شدیم، لعنت به این فاصله، قلبم خواب رفته، ضربانش کند شده، دلم نمیخواد مثل ساعتِ خواب رفته خونمون بزارمش تو انباری، آخه قلبی که عاشق توعه جاش که تو انباری نیست..
زودتر بیا تا دوباره جون بگیره، سرپا شه، بخنده، ضربانش مثل تیکتیک ساعت تو دستم منظم بشه، بیا چون فقط تو میتونی از خواب بیدارش کنی، فقط خودت..
189
یه عده از مهربونی زیاد احمق میشن
یه عده بودن زیاد
یه عده خوب بودن زیاد
یه عده از همهی اینا بودن
من از همش بودن به این حجم حماقت رسیدم
189
امروز نارون دستشو آورده جلو، میگه قول بده دیگه بهش فکر نکنی.
کل حرفش این بود که دیگه دوستش نداشته باش
من که قول ندادم، فقط شنیدم..
189
نیاز دارم مدتی نباشم؛
سفر کنم به جایی که هیچکسی را نشناسم،
به جایی که هیچکسی هم مرا نشناسد..
دور باشم و رها،
سبک باشم و آزاد
بیخیال باشم و آرام،
همراه روانی آسوده..
ادمهایی را ببینم که هیچ تصور بدی از آنها ندارم،
در کوچههایی قدم بزنم که غرق در سکوت است،
از مسیرهایی بروم که تا بهحال نرفتهام،
عطرهایی را بزنم که تا بهحال نزدهام،
پیرهنی را بپوشم که تا به الان آن را به تن نکردهام،
در مکانهایی بنشینم که هیچ خاطرهای را برایم زنده نمیکنند،
موسیقیهایی را گوش کنم که مرا به یاد کسی نمیاندازند..
نیاز دارم مدتی نباشم؛
مدتی به کسی فکر نکنم،
مدتی نگران چیزی نباشم..
مدتی از پیشآمدِ پیشنیامدهای ترس نداشته باشم!
بیخیآل، آزآد، رهآ..
"نیاز دارم مدتی در خنثیترن حالتِ ممکن باشم.."
189
نیاز دارم مدتی نباشم؛
سفر کنم به جایی که هیچکسی را نشناسم،
به جایی که هیچکسی هم مرا نشناسد..
دور باشم و رها،
سبک باشم و آزاد
بیخیال باشم و آرام،
همراه روانی آسوده..
ادمهایی را ببینم که هیچ تصور بدی از آنها ندارم،
در کوچههایی قدم بزنم که غرق در سکوت است،
از مسیرهایی بروم که تا بهحال نرفتهام،
عطرهایی را بزنم که تا بهحال نزدهام،
پیرهنی را بپوشم که تا به حال آن را به تن نکردهام،
در مکانهایی بنشینم که هیچ خاطرهای را برایم زنده نمیکنند،
موسیقیهایی را گوش کنم که مرا به یاد کسی نمیاندازد..
نیاز دارم مدتی نباشم؛
مدتی به کسی فکر نکنم،
مدتی نگران چیزی نباشم..
مدتی از پیشآمدِ پیشنیامدهای ترس نداشته باشم!
بیخیآل، آزآد، رهآ..
"نیاز دارم مدتی در خنثیترن حالتِ ممکن باشم.."
