uk
Feedback
اِغما

اِغما

Відкрити в Telegram

Показати більше
1 557
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-1230 день
Архів дописів
"لعنتِ بر تو، چه زیباست چهره‌ی تو! بال‌های کودکی‌ را دیگر با خود ندارم، تا پرکشم و اوج گیرم. غباری بر چشمانم پرده می‌کشد، تا همه چیز را و همه‌ی چهره‌ها را تیره ببینم، مگر لاله‌ی سرخ را در سوراخِ دگمه‌ی کتِ تو.." آنا آخماتووا برگردان احمد پوری

"این انگشتان به یُمنِ لمسِ گونه‌هایِ تو شاخه‌یِ توت می‌شوند.."
"این انگشتان به یُمنِ لمسِ گونه‌هایِ تو شاخه‌یِ توت می‌شوند.."

"برای نخستین بار، لب‌هایت برای نخستین بار، صدایت.."

"و دانستم که درکِ او آسان‌تر از بوییدنِ یک گل است، کافی بود کسی او را ببیند. و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتنِ او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پُر می‌شود، جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدمِ دیگری بلرزد و هیچ‌گاه دچار تردید نشود. نه، او با همان پالتو بلند و بلوز دست‌باف زبر و پاپاخ کهنه، تنها ظاهر را نداشت؛ این پوشش‌ها را که از تنش برمی‌داشتی، آفتابت طلوع می‌کرد.." سمفونی مُردگان عباس معروفی

"کاش درختِ سیبِ گلوی تو آشیانه‌ی هزار قناری شاداب باشد.."
"کاش درختِ سیبِ گلوی تو آشیانه‌ی هزار قناری شاداب باشد.."

"عاشق شو ار نه روزی کارِ جهان سر آید.."

"قلبِ تو هوا را گرم کرد.."

"چیزی در صورتش، در نگاهش، راه رفتن و سرگرداندنش بود که به آدم این حس را می‌داد که مالِ کوچه‌های معمولی نیست و وسطِ این زندگی کمتر ظاهر می شود.." پرویز دوائی

"همه زنان کلماتِ زودگذرند و تنها تویی خودِ شعر.."
"همه زنان کلماتِ زودگذرند و تنها تویی خودِ شعر.."

اگه دوست دارید مدلِ نقاشی با مدادرنگ باشید عکس ارسال کنید. (یه تصویر انتخاب میشه و تا اواسط اسفند آماده میشه) عکس باید یه سری ویژگی داشته باشه: ●هنری و باکیفیتِ بالا باشه. ●بهتره رنگای شارپ با تنوع بالا درونش باشه. ●ترجیحا و نه لزوما؛ اِلمان‌ها و لباسای سنتی و محلی ایرانی درونش باشه. @mohammadrezam73

"هیچ واژه‌ای عظیم و دیوانه نیست اگر برای اوست.."

"چشمانت شعله‌ورند از شرابی سرخ چگونه خاموش کنم این شعله‌ها را؟ با نوشیدن از هر دو چشم با بوسه یکی پس از دیگری آنگاه دوباره آنها را پر می‌کنی.." گونار اکلوف

"کلماتشان تنها تصادف‌هایی در سکوتِ مشترک بود.."
"کلماتشان تنها تصادف‌هایی در سکوتِ مشترک بود.."

"ای کاش میدانستی در این لحظه؛ لب‌های خشک و صورتی‌رنگت را چقدر دوست دارم.."

"_دستت را بگیرم، پلکت را ببوسم، کنارت بنشینم، زیرِ گوشت حرف‌هایِ بی‌معنی‌ای عزیز بزنم، بگویم: کبوتر، آهو، انگور، شیرین، شیراز.." پرویز دوایی

"لمسِ تن‌ِ تو لمسِ بالِ پروانه‌ها.."

علی ادبیات و شعرِ رو زندگی کرده.. خودم بیش از آنچه فکر کنید، ازش یاد گرفتم و لذت بردم در کنارش.. اگه دوست دارید ادبیات و شعر رو تخصصی‌تر دنبال کنید حتما باهاش همراه بشید..🌱🤍

نامه‌ای که نوشته‌ای هرگز نگرانم نمی‌کند! گفته‌ای بعد از این دوستم نخواهی داشت... اما نامه‌ات چرا این‌قدر طولانی‌است؟! تمیز نو
نامه‌ای که نوشته‌ای هرگز نگرانم نمی‌کند! گفته‌ای بعد از این دوستم نخواهی داشت... اما نامه‌ات چرا این‌قدر طولانی‌است؟! تمیز نوشته‌ای، پشت و رو، و دوازده برگ! این خودش یک کتاب کوچک است هیچ‌کس برای خداحافظی نامه‌ای چنین مفصل نمی‌نویسد...! شاعر آلمانی #هاینریش_هاینه (زاده‌ی ۱۷۹۷ - درگذشته‌ی ۱۸۵۶) #تخت_طاقدیس t.me/takhte_tagdis

تا اَبد بنده‌ی شعر و موسیقی عربم..

هیچ‌چیز در زمانِ تماشا کردنِ او بی‌اهمیت نیست؛ هیچ‌چیز..حتی آن چیزهایی که در زندگیِ روزمره بی‌اهمیت هستند. شکلِ انحنای لاله‌یِ گوش، فرمِ نوکِ بینی، کشیدگی انتهایِ چشم وقتی به سمتِ موهای شقیقه می‌رود، فرورفتگی گلو و حتی خطوطِ روی بندهایِ انگشتانش.." جنی دانهام ترجمه محمود قلی‌پور