1 557
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-830 день
Архів дописів
1 558
"میگویم: تو قشنگی، خیلی قشنگی. چشمهات مثل یک دشتِ ناشناس که مرد شبِ مهتاب به آن رسیده باشد. مرد دوست دارد که به آن زُل بزند و تویِ سیاهیاش دنبال ردِ چشمهای، یا پریدنِ «پری شاهرخ»یی بگردد تا سپیدهی سحر.
از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.."
شهریار مندنیپور
1 558
هیچچیز در زمانِ تماشا کردنِ او بیاهمیت نیست؛ هیچچیز..حتی آن چیزهایی که در زندگیِ روزمره بیاهمیت هستند. شکلِ انحنای لالهیِ گوش، فرمِ نوکِ بینی، کشیدگی انتهایِ چشم وقتی به سمتِ موهای شقیقه میرود، فرورفتگی گلو و حتی خطوطِ روی بندهایِ انگشتانش.."
جنی دانهام
ترجمه محمود قلیپور
1 558
هیچچیز در زمانِ تماشا کردنِ او بیاهمیت نیست؛ هیچچیز..حتی آن چیزهایی که در زندگیِ روزمره بیاهمیت هستند. شکلِ انحنای لالهیِ گوش، فرمِ نوکِ بینی، کشیدگی انتهایِ چشم وقتی به سمتِ موهای شقیقه میرود، فرورفتگی گلو و حتی خطوطِ روی بندهایِ انگشتانش.."
جنی دانهام
ترجمه محمود قلیپور
1 558
وقتی فکرا، نگاها، کلمات عاشقانه و رازها رو برا دیگری برملا میکنیم بازم ارزشمندن؟
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-26140-I80r9Ki
1 558
"هزار شیطانکِ معصوم
میان پلکهات
گندمهای بافته را تعارف میکنند؛
گونههایت پیامبرانِ گناهند.."
الیاس علوی
1 558
"_ گردنِ زن چرخيده بود رویِ شونهی چپ. نگاهش خيره بود. جايی رو نگاه میکرد كه نمیفهمیدی كجاست. مرد رویِ علفها خوابيده بود. سر گذاشته روی دامنِ زن يا سربرداشته از دامنِ زن.."
محمد چرمشیر
پروانه و يوغ
1 558
غمگین اما در کمالِ ادب
لبهایم را
مثلِ کفشهایم جفت میکنم
و تو را
با همان شدت که یک درختِ بریده
سقوط میکند؛
میبوسم.."
حسین صفا
1 558
"به یاد داری آیا
که پروانه را باری چند برای بوسهای به درگاهت فرستادم؟
تو اما دریغ داشتی.. به یاد داری؟! "
شیرکو بیکس
