644
Підписники
-124 години
-27 днів
-1130 днів
Архів дописів
644
Repost from قِصّهفروشْ؛
ولی واٰقعا تهش میخواد چی بشه؟!
حداقل الان لِذتش رو ببریم
شاید تهش همین باشه.
644
مریمم گل ناب امیدم
اینجا صورتا همو به نقاب لو میدن
چشمات دیدنو به خواب لو میدن
ماهیا همو به قلاب لو میدن
کل عمر تو صرف چی میشه میشد
سکون واست یه درد دیرینه میشد
لای درختا که به اَرّه میگفتن تقدیر
حرکت تو پوزخند بی ریشگی شد
644
من وقتی پیشتم حالم خوبه
به چیزی فکرنمیکنم
اما وقتی میام خونه به واقعیت برمیگردم
امشبم یکم غمیگنم معذرت،
یکمم تلخم،
نمیتونم همهی این دردهای مشترک رو نادیده بگیرم،نمیتونم خودمو بزنم به خریت
آسون نیست.
