آیههای تاریکی
Відкрити в Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
Показати більше460
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-1230 днів
Архів дописів
فرق
گفت: این زن با همه فرق میکند
گفتم: همه با هم فرق دارند اما در آخر خواهی دید که همه مثل همند. آنچه زن بودن است همین فرومایگی و توانایی برای پنهان کاریست.
#یاور_م
@ehsas2ro
"عاشق تنها"
با صدای "مسعود درویش"
روزان ابری شبان بارانیم من
تی چشمان میان زندانیم من
بزه ای خنجره با بی وفایی
دوارستی مرا تنها بنه ای
ونال تنهایی تی جای بیگیره
ترجمه
روزها ابری و شبها بارانی هستم
توی چشمات زندانی هستم
با بی وفایی خنجر زدی
دوباره منو تنها گذاشتی
نزار تنهایی جای تو رو بگیره
#خاطره_ها
#گیلکی
@ehsas2ro
سوال و جواب
پرسید: چرا اینقدر دانشمندان ما را ترور میکنند؟
گفتم: چون دوست دارند این مملکت پر از احمق باشد
پرسید: چرا نظامیانمان را ترور میکنند؟
گفتم: چون شجاعان سد راه ترسوها هستند
گفت: پس دشمنان ایران طرفدار احمقها و ترسوها هستند
گفتم: بله، احمقها و ترسوها پشتیبان خائنینی هستند که پراید را به 150 میلیون و گوشت را به 120 هزار تومان میرساند
هموطن عزیز: در این که دولت جمهوری اسلامی یک دولت فاسد و دروغگو است شکی نیست. هیچ وجدان بیدار و هیچ انسان با شرفی نمیتواند این را کتمان کند. اما با نشر افکار و دروغهای دشمن اجازه نده این سرزمین سرای احمقها و ترسوها شود. چرا که اینگونه دولتها را احمقها و ترسوها بر سر کار میاورند
#یاور_م
@ehsas2ro
یک فیلم کوتاه از جانب یک دوست به دستم رسید و این آهنگ پس زمینه فیلم بود. فقط چند ثانیه طول کشید، بعد تصاویر محو شدند؛ حتی متن و موسیقی محو شدند.
صدا همان صدا بود اگر چه از آن حنجره بیرون نمیامد. البته او عادت داشت آهنگهای ابی را برایم میخواندبیشتر هم آهنگی به اسم "با تو| را میخواند.
وقتی که دست گرمش توی دستم عرق میکرد و تو خیابانهای برف نشسته قدم میزدیم؛ برایم میخواند:
با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره
چشمانم را بستم و در هوای خیال با بالهای احساس پر گشودم و به آن روزها رفتم. بیست و چند سال پیش؛ آوخ که چقدر خوشبخت بودم. تنها نگرانی ام این بود که سولماز را نبینم و روز جمعه لعنتی در پیش باشد که نتوانم دستانش را در دست بگیرم و یا در آغوش بفشارمش و لبانش را با حرارتی جانسوز ببوسم و صدای دلنشینش که عاشقانه نامم را زمزمه و دوستت دارمها را تکرار میکند. آری تنها دشواری زندگی ام همین بود؛ دیگر غمم این نبود که او را برای همیشه از دست داده ام.
دنیا آنچه با هیچ کس نکرده بود به شکلی شریرانه با من کرد، چیزی را از من گرفت که برایش میمردم. بارها مرا تا مرگ برد و به شکل شکنجه آوری باز گرداند.
#یاور_م
@ehsas2ro
بانگ براورد: محمل بربند که گاه رفتن است
زمزمه کردم: به کجا؟
اندام برهنه اش در میان دود سیگارم بیشرمانه میجنبید. پاسخ داد: به بلندای اندیشه های تو!
گفتم: چون بر قله برآیی که برف است و یخ!
بر برهنگیش خندید؛ و سرفه کرد و خس خس کنان بر بسترم خزید. دست سردش را بر سینه برهنهام نهاد و گفت: چون از فراز بدین مغاک تب آلود فرو افتادی!؟ تو که تاج سلطنت میشکستی و شاخ فلسفه!
با نفرت پیکره سایه وار و وهم آلودش را پس زدم. میان سینهام یخ کرده بود؛ تو گویی سرمای قلب مردهام تن سوزندهام را به جدال برخاسته است. قلبی که از بلندای برف گیر اندیشههایم به تحفه آورده بودم
#فلسفه
#یاور_م
@ehsas2ro
با قامتی نیمه برهنه در حریری درخشان ایستاده بود؛ انگار نور مهتاب از لابلای بافت ریز لباسش به من میتابید. آغوش گشود و نامم را صدا کرد، به سمتش رفتم و پرده کهنه و پوسیده اتاقم را به آغوش گرفتم.
به خودم نهیب زدم، چه میجویی مرد؟ او بیست و یک سال است که رفته است. حتی استخوانهایش هم پوسیده اند.
#یاور_م
@ehsas2ro
صدایم کرد؛ پاسخش را دادم
پرسید: تو هم چایی میخواهی؟
پاسخ مثبت دادم.
چند دقیقه بعد دوباره صدایم کرد و گفت "چاییت دارد سرد میشود"
به سمت صدا به آشپزخانه رفتم، صدایش زدم اما خبری نبود. حلقه اش روی پیشخان داشت خاک میخورد. اجاق گاز خاموش و فنجانی خالی روی میز بود. حتی یادم نمیامد کی از هم جدا شدیم
#یاور_م
@ehsas2ro
آهنگ خاطره انگیز "Amor d'un Dia"
با صدای "جیپسی کینگ"
Volvere de un amor de su dia
cantare de su amor existia
yo te di un amor es mi vida
para cantar
el amor empenado
que todo yo amo por vivir y cantar
que no te encuentro la felicidad
que no quererte nuestro amor de ti
solo te encuentras para ti
Yo te di un amor en el fondo de mi vida
para cantarllorando de mi despedido
yo te di en el fondo de mi vida
llorado, llorado un adios
yo te di en el fondo de mi vida cantar
recuerda de noche y dia
yo te di en el fondo de mi vida
llorando triste de verdad
@ehsas2ro
