uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

آیه‌های تاریکی

آیه‌های تاریکی

Відкрити в Telegram

تاریک‌ترین نوشته‌های یک روح تنها و باستانی #یاور_م

Показати більше
466
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
▪️گفت حالم به هم می‌خورد در حالی که از من فاصله می‌گرفت بر سرم فریاد می‌زد: حالم از این نجابت و شرافت و آداب دانی قرون وسطی‌ات به هم می‌خورد... پاسخ دادم: به خاطر پدید آمدن این احساس در وجودت پوزش می‌خواهم! #یاور_م @armyir

Голосове повідомлення00:38

Голосове повідомлення00:29

▪️کیمیای عشق گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم #سعدی بزرگ نه هنوز به زیبایی این بیت شاهکار پی نب
▪️کیمیای عشق گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم #سعدی بزرگ نه هنوز به زیبایی این بیت شاهکار پی نبرده‌ای یکبار دیگر بخوانش @ehsas2ro

▪️کیمیای عشق گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم #سعدی بزرگ نه هنوز به زیبایی این بیت شاهکار پی نب
▪️کیمیای عشق گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم #سعدی بزرگ نه هنوز به زیبایی این بیت شاهکار پی نبرده‌ای یکبار دیگر بخوانش @ehsas2ro

▪️جان عاریت این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم حضرت #حافظ @ehsas2ro
▪️جان عاریت این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم حضرت #حافظ @ehsas2ro

"بوسه نسیم" با صدای بهشتی زنده یاد استاد "بنان" آهنگساز زنده یاد "علینقی وزیری" شعر از "رهی معیری" به یاد حضرت پدر @ehsas2ro

"آیه تاریکی" سروده "فروغ فرخزاد" آوا "فروغ فرخزاد" @ehsas2ro

▪️آرزویی جز پایان ندارم سوگند به آخرین لبخند معشوقم، در سالیانی دور... سوگند به واپسین نگاه پدرم، در پایین پلکان این خانه تار
▪️آرزویی جز پایان ندارم سوگند به آخرین لبخند معشوقم، در سالیانی دور... سوگند به واپسین نگاه پدرم، در پایین پلکان این خانه تاریک و سوت و کور؛ و سوگند به ترانه‌های ناسروده‌ام در آسمان ابری و سرد این درد پر غرور، آرزویی جز رفتن ندارم، آرزویی ندارم جز عبور و عبور و عبور... #یاور_م @ehsas2ro

"داد از این دل" با صدای "داریوش اقبالی" #خاطره_ها @ehsas2ro

"دلتنگی" با صدای "ستار" #خاطره_ها @ehsas2ro

"مینای دل" با صدای "هایده" خودم تنها، تنها دلم #نوستالژی #خاطره_ها #جاودانه_ها @ehsas2ro

▪️بعضی از وسایلم ناپدید شده‌اند برخی از چیزهایی که من و پدرم با هم استفاده می‌کردیم ناپدید شده‌اند. اما از همه غم انگیزتر و تلخ‌تر دیوان حافظ نسخه انجوی است که یادگار زنده یاد استاد اخوان بود، نمیدانم کدام بی محبتی دست به چنین کاری زده است. شاید به زعم خودش دارد محبت می‌کند اما نمیداند اینکارش چقدر برایم عذاب آور است. @ehsas2ro

"افسون سحر" با صدای زنده یاد گرانمایه استاد "بنان" آهنگساز استاد" زرین پنجه" شعر استاد "معینی کرمانشاهی" اگر از من بپرسند صدای بهشت چطوری است به پیروی از زنده یاد استاد شهریار خواهم گفت: ساز محجوبی و آواز بنان و شعر رهی @ehsas2ro

▪️کوچه ما هر شبم جا به سر کوچه بی سامانی‌ست با چنین جا چه خورم غصه بی جایی را فخر آفاق #عارف_قزوینی @ehsas2ro
▪️کوچه ما هر شبم جا به سر کوچه بی سامانی‌ست با چنین جا چه خورم غصه بی جایی را فخر آفاق #عارف_قزوینی @ehsas2ro

▪️آنجا که تنهایی پایان... آنجا که تنهایی پایان می‌گیرد، بازار آغاز می‌شود و آنجا که بازار آغاز می‌شود همچنین آغاز هیاهوی بازی
▪️آنجا که تنهایی پایان... آنجا که تنهایی پایان می‌گیرد، بازار آغاز می‌شود و آنجا که بازار آغاز می‌شود همچنین آغاز هیاهوی بازیگران بزرگ و وزوز مگسان زهرآگین است. #نیچه از کتاب #چنین_گفت_زردشت @ehsas2ro

▪️تازیانه در باد وقتی نزدیک خانه شدیم یعنی درست جلوی در خانه و قبل از اینکه داریوش از اتومبیل پیاده شود به من گفت «باورم نمی‌شود برادر، تو وقتی بخواهی تلافی کنی خیلی بد این کار را می‌کنی. ممکن است بارها خطاهای مرا ببخشی و به رویم نیاوری اما وقتی به محدوده‌ی نامرئی خطر و خط قرمزهایی که برایم متصوری می‌رسم و یا از آن می‌گذرم دیگر نمی‌شود تو را مهار کرد. فقط آرزو می‌کنم که ای کاش می‌توانستم بفهمم این محدوده در مورد من چقدر است. آنوقت شاید کمی هم احساس خوشبختی می‌کردم» به شکلی دوستانه می‌خندم و دست روی دست او می‌گذارم و کمی آنرا می‌فشارم سپس در حالتی که بفهمد حرفم جدی‌تر از صحبت قبلیمان است می‌گویم «در مورد تو برادر، تا آنجایی که عرف است و به خودت مربوط، باید بگویم که وضعیت مشخص نیست و احتمالا هنوز جا خیلی داری؛ اما یک احساس خیلی قوی دارم که می‌گوید مدت‌ها پیش از آن محدوده گذشته‌ای! حالا نمی‌خواهد نگران شوی، شاید کاری که تو را خراب کند نبوده است و یا اینکه هنوز علنا دستت برایم رو نشده است و یا هرگز هم رو نشود» می‌پرسد «لب کلام را بگو» به طعنه پاسخ می‌دهم «تو هنوز کنارم نشسته‌ای و من تپانچه‌ام را به سمت‌ات نگرفته‌ام» از رمان ناتمام تازیانه در باد نوشته یاور.م @ehsas2ro

▪️غم آدم کش بعد از رفتن حضرت پدر نه خودم کمر راست کردم نه قلمم، کمر هر دومان شکست؛ فرقی نمی‌کند چند سال داشته باشید و یا پدرتان چند سالش است. چنان این غم سنگین است که مرد را از پای در می‌آورد. #یاور_م @ehsas2ro

قطعه کوتاه "دیر شد" با صدای "حمید هیراد" @ehsas2ro

🎥کاش دل آدم پنجره داشت کاش واقعا و به معنای خاص دل آدمها پنجره داشت، آسمان سقف کوتاه و غم انگیز دلم مدت‌هاست که ابریست، دلم می‌خواهد پنجره‌ای بود و آن را باز می‌کردم... آنقدر فضای احساسم دلگیر و تنگ است که همه غم‌هایم به هم فشرده شده‌اند و به مانند یک صخره بزرگ و سخت درآمده‌اند، صخره‌ای بی رحم که دارد در قلبم سنگینی می‌کند.. هیچ چیز و هیچ کس نیست که آرامم کند و هیچ کس در دنیا نیست که بتواند ابعاد فاجعه‌بار تنهاییم را درک کند. من تنهاترین مرد زمینم و فقط آرزو می‌کنم که ای کاش قلبم پنجره‌ای داشت تا می‌گشودمش و هوایی تازه می‌آمد که دارم در این تنهایی خفه می‌شوم... #یاور_م @ehsas2ro