uk
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Відкрити в Telegram
1 154
Підписники
+224 години
-57 днів
-1630 день
Архів дописів
اما... اما با ابراز تاسف، دیده می‏‌شود در قسمت توجه بیشتر به این پدیده، تغافل صورت گرفته و لازمه‌های رهپویی این مسیر که به عنوان وظیفه بر دوش آحاد امت‌مان گذاشته شده است، مورد بی‏‌مهری قرار گرفته و کمتر بدان توجه درست صورت می‌گیرد؛ در حالی‏‌که می‌بایست به خوبی بدانیم نونهالان دانش‌آموز، بسان گنجینه‏‌های سربسته‌ای‌اند که با به‌راه‌اندازی و به‌کارگیری استعدادهای‌شان می‌توانیم دارای جامعه‌ای مستعد، پویا، مترقی، مقتدر و پیشرو در تمام عرصه‌ها باشیم؛ چون بیداری نسل جدید امت و ارتقای سطح فهم و دانش، ضامن آینده‏‌ی روشن و روزگاری به، برای‌مان خواهد بود و تلاش و کوشش درین زمینه امری مهم و در خور تعمق و تأمل به شمار می‏‌رود؛ لذا به حرکت در آوردن این چرخه‏‌ی اقتدار به عنوان رسالتی مهم بر دوش ماست و هرگامی که در زمینه‏‌ی دانش‌گستری و فهم‌محوری برداشته شود، قدمی نیکو و اقدامی به‌جا است. و اینک... و اینک با فرارسیدن فصل بهار و موسم تغییر در گستره‏‌ی گیتی و آغازین‌روزهای سال جدید تعلیمی که برای باری دگر در عرصه‏‌ی فراگیری علم و دانش، فرصتی ناب در دسترس‌مان قرار گرفته است، سزاوار هر پدر و مادر و معلم و مسؤولی است تا با توجه بیش‌تر در مجال‏‌های تعلیم و تربیتِ دانش‏‌آموزان، زمینه‏‌های فهم بهتر و استفاده‌ی بیشتر را فراهم نمایند تا فرزندان‌شان با خاطری آسوده و ذهنی آرام، به سوی پله‏‌های موفقیت تعلیم و تربیت گام بردارند و با کشیدنِ قلمِ دانش بر صفحه‏‌ی زرین زندگی، شاهد افغانستانی پویا و مترقی باشیم! به امید آن روز... #یادداشت_های_آزاد #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

بهار دانش با آغاز فصل تغییر و تعلیم، هزاران طفل و جوانِ پسر و دختر این مرز و بوم، با به صدا در آمدنِ زنگ مکتب، با شوق و علاقه راهی و رهسپار مکتب و مدرسه می‌شوند که این نمایان‌گرِ آینده‏‌ی روشن و مملو از فهم برای مردم و ملت‌مان خواهد بود. هم‌چنان این تپش و تلاش برای احیا و زنده‏‌گی‌بخشی به سرزمین خشک ذهن‏‌ها، همه‌ساله با آغاز سال جدید و شروع مکاتب و مدارس، آغاز می‏‌شود. آن‌چه در این میان بایسته‏‌ی همه‌ی اقشار جامعه اعم از مسؤولین عرصه‏‌ی معارف و خانواده‏‌های دانش‏‌آموزان می‌باشد، زمینه‌سازی بیشتر جهت رشد و شکوفایی علم و دانش به شکل صحیح آن در محیط‌های آموزشی می‌باشد؛ تا باشد هر یک با فعالیتِ درست و ادای مسؤولیت خویش در قبال جامعه و فرزندان، و نهادینه ساختن جایگاه دانش و نقش آن در بیداری ملت‏‌ها و توده‌های امت، با ارایه راه‏‌کارهایی برای بهبودی زمینه‌های آموزش و پرورش و دیگر موارد مربوط این خطه، خشتی بر بنای افتخارات سرزمین خویش بگذاریم و با ریشه‏‌کن نمودن نهال جهل، درخت دانش بنشانیم و گامی به سوی تعالی و ترقی برداریم. اهمیت علم و دانش اسلام علم و دانش را از جایگاه و مقام بس والایی برخوردار نموده است؛ طوری که اولین کلمه‌ی فرود آمده از قرآن، إقرأ بوده و الله متعال مِن‌باب ارزش‌دهی به ابزار و وسایل آن، به قلم و ابزار نویسنده‏‌گی سوگند یاد نموده است و پیامبر صلی الله علیه وسلم در زمینه‏‌ی کسب و فراگیری دانش، تشویق‏‌های بس فراوانی نموده‌اند. مسلمانان با درنظرداشت منزلت ارزنده‏‌ی علم و دانش، از آغازین دوران پایه‏‌گذاری تمدن رسالت‌مندشان، به فراگیری و فراچنگ‌آوری این دُرّ یگانه‏‌ی دریای معرفت روی آورده و با پیش‏‌گامی در تمام عرصه‏‌های زندگی، سالیان دراز و قرن‌های متمادی‌ای، پرچم رهبری و زعامت و سروری جهانیان را به دوش می‏‌کشیدند. و اینک نیز علم و دانش، برترین سلاح و کاربردی‏‌ترین وسیله‏‌ی تعالی، ترقی و پیش‌رفت تمدن جدید و روزگار کنونی بوده و از عمده‏‌ترین ابزار رشد و شکوفایی برازنده‏‌گی‏‌های فردی و جمعی ملت‏‌ها به شمار می‌رود؛ زیرا معیار امتیاز و برتری، بر ستون علم و دانش استوار است و آن‌که فهمش بیش، از مقام و جایگاهی والاتر برخوردار است؛ لذا آن بزرگ‌مردانی که گام در این مسیر مبارک گذاشته‌اند، همواره و در همه ادوار زمان، سرآمد همه‏‌گان شده‌اند و نام نامی‌شان در دل برگ‏‌های تاریخ حک، و بر فراز و فرود مسیر آن، به یادگار مانده است. بر همین اساس آن‌چه یاد و خاطره‏‌ی انصاری‌ها و جامی‏‌ها و رازی‏‌ها و... دیارمان را زنده و اندیشه‏‌های پویای‌شان را پاینده نگهداشته است، همین شمع روشنی‌بخش و نورافزای علم و دانش است که راه طولانی و پر خم‌وپیچ زمان را همیشه روشن و پر فروغ نگهداشته است؛ حقا که آینده‏‌ی روشن و درخشان، در گروِ کمر بستن در راه کسب علم و فراگیری دانش است. دانش‌آموزان؛ پروانه‏‌های شمع دانش در واقع علم و دانش، بسان بالی است برای پر گشودن به سوی افق‌های روشنی و سیر و گردش در پهنای زمین و فراخ‌نای زمان، تا با آن انسان به سوی قله‏‌های بلند موفقیت پر بگشاید و بر فراز کاخ‏‌های سعادت اوج گیرد و شاهد تربیت درست نسلی نوین باشد؛ چون همین‌ها، آینده‌سازان فردا و اساس‏‌گزاران زنده‏‌گی پیشرویند و در نظرداشت تربیۀ درست و تعلیم صحیح برای این نسل، به مثابه‏‌ی استحکام بخشیدن به بنیاد بنیان تمدن آینده‏‌ی خویش است و نادیده انگاشتن آن هم قدمی به سوی وادی نابودی و پای گذاشتن در چاه ظلمانی سیه‏‌بختی و بخت‌برگشتگی است و بهروزی و پویایی این نسل وابسته به میزان ارزش‌دهی و ارج‌گزاری آوان دانش‌آموختگی و فهم‌اندوزی‌شان است. همین است که دیده می‌شود در تمام جوامع، به این دوران اهمیت بسزایی قایل شده و تلاش و کوشش درخور آن را برای بهره برداری بهتر به خرج می‏‌دهند؛ تا جایی‏ که دیده و شنیده می‏‌شود جهت بلند بردن روحیه‏‌ی امید و توان‌مندی درونی، «در پاره‌ای از مکاتب در چین، برای کاهش سطح استرس دانش‏‌آموزان، در مکاتب، سیستم بانک نمره‌ای ساخته‌اند و دانش‌آموزان در صورت بد دادن امتحان، از آن قرض می‏‌گیرند و سپس جبران می‏‌کنند.»

«إِذَا أَصْبَحَ أَحَدُكُمْ يَوْمًا صَائِمًا فَلَا يَرْفُثْ وَلَا يَجْهَلْ، فَإِنِ امْرُؤٌ شَاتَمَهُ أَوْ قَاتَلَهُ فَلْيَقُلْ
«إِذَا أَصْبَحَ أَحَدُكُمْ يَوْمًا صَائِمًا فَلَا يَرْفُثْ وَلَا يَجْهَلْ، فَإِنِ امْرُؤٌ شَاتَمَهُ أَوْ قَاتَلَهُ فَلْيَقُلْ إِنِّي صَائِمٌ» رواه مسلم. هرگاه یکی از شما روز را با روزه آغاز کند، سخنان زشت و ناشايسته را بر زبان نیاورد و خودش را به ناداني نزند و اعمال بد انجام ندهد، و اگر كسي با وي منازعه كرده و به اختلاف بپردازد يا آنكه دشنامش دهد بايد بگويد: من روزه دار هستم. آنچه از حدیث به دست می آید👇👇 ۱. روزه دار باید از هر نوع حرام بپرهیزد. ۲. روزه دار باید هنگام روزه از غیبت، سخن چینی و دشنام دادن جِداً خودداری نماید. ۳. روزه دار باید دست، زبان و تمام جوارح خود را در آنچه باعث رضایت الله می شود، به کار اندازد. ۴. روزه دار در جریان روز از حرفهای عاشقانه و تحریک کننده با همسرش جدا بپرهیزد. ۵. برای روزه دار جایز و مناسب نیست تا بر سر کسی داد بزند. ۶. اگر کسی روزه دار را دشنام دهد ویا برایش توهین کند، برایش گفته شود که روزه، من را باز می دارد از اینکه با تو درگیر شوم. ۷. روزه دار نباید در برابر فرد جاهل تعامل بالمثل نماید. ۸. روزه ای که مسلمان را از زشتی ها باز ندارد یا ناقص است ویا غیر مخلصان

نوزدهم مارچ در چنین روزی در سال ۱۹۳۰ میلادی، «آرتور جیمز بالفور» نخست‌وزیر انگلستان و صاحبِ اعلامیۀ شومِ بالفور در گذشت. «آرتور جیمز بالفور سیاست‌مدار بریتانیایی بود که بین سال‌های ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۵ نخست‌وزیر پادشاهی متحد بود و نقش بزرگی در تشکیل اسرائیل امروزی داشت. وی در جریان جنگ جهانی اول و پس از تصرف فلسطین که پیش از آن در اختیار امپراتوری عثمانی بود، بیانیۀ بالفور را خطاب به رئیس فدراسیون صهیونیسم منتشر کرد و در آن بر حمایت انگلیس از تأسیس خانه‌ای ملی برای یهودیان در فلسطین تأکید کرد. این بیانیه را سرآغاز تلاش در عرصه بین‌المللی برای تأسیس اسرائیل دانسته‌اند.» [ویکیپیدیا] یک صد و سه کلمه؛ فقط یک صد و سه کلمه بود که دنیا را تا ابد تغییر داد. مهم‌ترین چیزی که در متن نامۀ بالفور به «لورد روچیلد» یهودی انگلیسی‌تبار فرستاده بود، قرار زیر بود:
«لورد روچیلد گرامی! بسیار خرسندم که به نمایندگی از دولت اعلی‌حضرت هم‌دردی و هم‌دلی خود را با خواسته‌ها و آرزوهای یهودیان صهیونیست که به وزارت‌خانه تقدیم و با آن موافقت شده ابلاغ نمایم. دولت اعلی‌حضرت با تشکیل خانه و وطنی ملی برای ملت یهود در فلسطین نظر مثبت دارد و برای فراهم کردن امکان برپایی آن تمام تلاش خود را خواهد کرد...»
آن‌چه یهود با پرداخت طلا نتوانست از سلطان عبدالحمید بگیرد، با سیاست از بریتانیا گرفت. این وعده‌ای است از کسی [انگلستان] که صاحب مال نیست برای کسی [یهود] که مستحق آن نیست. اما سرانجام، وعدۀ خداوند محقق خواهد شد و حکمت او تعالی برآن بود که یهود را گرد آورد تا «وَعْدُ الآخِرَة/وعدۀ دیگر» نیز تحقق یابد. اگر یهودی‌ها امروز وعده و اعلامیۀ یک بشر را دارند، ما وعدۀ خداوند را داریم؛ و اگر وعدۀ بالفور در آرشیف وزارت خارجۀ بریتانیا محفوظ است، وعدۀ پروردگارمان در سورۀ اسراء برای همیشه نهفته است؛ آن‌جا که می‌فرماید:
فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيراً یعنی: «و هنگامی که وعدۀ دوم (مجازات و عقاب فسادتان) فرا می‌رسد (دشمنان‌تان را نیرو بخشیده و بر شما مسلط می‌گردانیم) تا شما را بدحال (و پریشان‌روزگار) سازند (و گرد غم و اندوه بر چهره‌های‌تان بپاشند) و داخل مسجد (الاقصی) گردند، همان‌گونه که در دفعۀ اول بدان داخل شدند و بر هر که و هر چه دست یابند بکشند و درهم کوبند.» [اسراء: ۷]
پس خوشا به حال کسی که روزگاری را شاهد است که دیوار و درخت صدایش بزند: «ای مسلمان! ای بندۀ خدا! این شخص یهودی است که پشت من پنهان شده است؛ بیا و او را بکش!» #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

💰 مهمترین احکام زکات را بیاموزید!🌸 ✍️ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم هرات. ☑️ زکات برکي فرض است؟ کسی که صاحب یکی از نصاب های زیر باشد، با گذشت یک سال قمری، دادن یک چهلم آن بحیث زکات که دو ونیم درصد می شود، بر وی فرض می گردد. ✅ نصاب طلا: بيست مثقال شرعی است که به وزن امروز، نزد برخی از اهل علم،۴۷۹/ ۸۷ گرم و نزد جمعی دیگر ۸۵گرم میشود وهمین اخیر به احتیاط نزدیکتراست. ✅ نصاب نقره: دوصد ‌درهم است‌ که ۳۵/ 612 گرم می شود. ✅ زيورات ديگر مانند ياقوت، زبرجد و مانند آن، اگر قیمت آن ها -مثلاً- به قیمت یک نصاب از طلا برسد، زکات دارد و اگر نرسد، زکات ندارد. ✅ پول نقد و اموال تجارتی و اجناس داخل دکان در صورتي که به ارزش یک نصاب از طلا برسد زکات دارد. ✅ زکات پول قرض بر ذمۀ صاحب پول است و اگر الآن ندارد، هر زمان که گرفت بپردازد. ✅ دکان، موتر، زمین و خانه اگر به قصد تجارت، مورد خرید و فروش قرار می گرفت، کالای تجارتی حساب شده و زکات دارد واگر بخاطر بهره برداری از کرایه آن، و یا برای استفادة شخصی نگهداری می شد، زکات ندارد. ✅ حاصلات زمین عشری -مانند: گندم و امثال آن، هر زمان بدست آمد، در صورتی که دیمه باشد ده درصد زکات آن می شود، و اگر مصرف آب و جوی کاری و.. داشته باشد پنج درصد آن، زکات آن می شود. ✅ اگر کسی مقداری پول داشت و مقداری اجناس تجارتي یا طلا و نقره که هریک به تنهایی به نصاب نمی رسید، با هم يک جا حساب مي شوند، اگر مجموع آن ها به ارزش یک نصاب برسند زکات لازم مي شود. ✅ بعد از مالک شدن نصاب اگر چه هنوز سال تمام نشده باشد، زکاتش را داده مي تواند. و نیز بعد از مالک شدن نصاب، می تواند زکات چند سال آینده را هم بپردازد. اما قبل از مالک شدن نصاب، به حیث زکات صحيح نشده و صدقة نفلی حساب می شود. ✅ اگر پول را به دون قصد زکات به فقير داد، صدقه عادی محسوب مي شود، مگر اينکه قبلاً اين پول را به نيت زکات جدا کرده باشد. ✅ اگر دهنده زکات  قرضدار باشد قرضش را از سرمایه اش کسر کند و اگر بقیه به نصاب مي رسيد، زکات دارد. ✅ از تاریخی که یک شخص، صاحب نصاب شده حساب مي گيرد هرگاه يکسال قمري پوره شد (مثلاً اگر ماه شعبان صاحب نصاب شده باشد در ماه شعبان آینده) هر چه سرمايه داشت از مجموع آن ها زکات مي دهد، و ضرور نيست که بر هر قلم عايداتي و بر فايده ای که به تدريج در جریان سال به دست آورده و یا کرایه ای که از املاکش جمع کرده، جداگانه يک سال بگذرد. ✅ می تواند از سر خود مال زکات آن را بپردازد و نیز می تواند آن را به قیمت روز معادله کرده و به جای جنس، پول آن را به حیث زکات بدهد و یا مواد اولیه (برنج، روغن و..) گرفته به فقرا بپردازد. ✅ لازم نیست بر فقیر گفته شود: این زکات است، بلکه اگر او را مستحق یافت بدون گرفتن نام، از زکات به او می دهد و اگر شک داشت که آیا او مستحق زکات هست یا نیست، ناچار باید در باره او از خود او یا از دیگران بپرسد و بعد بدو زکات دهد. ✅بر غنی مطالبه و گرفتن زکات حرام است، و اگر کسی زکاتش را برای شخص غنی بدهد صحیح نمی شود، مگر این که او را فقیر گمان کند. و غنی کسی است که به اندازۀ یکی از نصاب های یاد شده، پول و يا امکاناتي جدا ازضروریات اصلی زندگیش، داشته باشد. مانند: کالای تجارتی، دکان، زمین و... 💔 مستحقين زکات: 1️⃣ کسي که هيچ ندارد، ويا کم دارد که کفاف زندگي او را نمي کند ويا قرضداري که بدل پرداختش را ندارد. 2️⃣ مسافري که از وطن دور افتاده و هزينه بازگشت به وطن را نزد خود نداشته و آن را تهیه کرده نتواند، هر چند در وطنش غني باشد. 3️⃣ درجهاد راه خدا با کفار برای تهیه وسایل و تجهیزات مجاهدین. و نیز برای مدارس دینی بخاطر مصرف به طلابی که هم فقیر اند و هم به نوعی به جهاد (جهاد فکری و فرهنگی) می پردازند. 🚫البته، اعمار مسجد، راه ها و دیگر کارهای عام المنفعة باید از وجوهی دیگر تأمین شود و صرف زکات به آنها صحیح نمی شود. 💖 تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم 🌸 🌺 تذکر: امید که دراین بحران اقتصادی برای تامین دو مدرسه احیاءالعلوم ذکور واناث به ویژه جلب مواد غذایی برای لیلیه ۲۵۴ نفری از زکات و سایر صدقات دراین ماه خیر ما را یاری رسانید. 🤲الله متعال این جهادعلمی وتربیتی را ازما وشما قبول فرماید. ♦️از پاداش نشر این پیام به آشنایان تان محروم نمانید. معلومات: 0790453022🌺🌸🍀🌴

🌾🌺اهمیت زکات در آينه ی قرآن🌺🌾 ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.          به نام الله ذیلاً، آیاتی در باره اهمیت زکات را با عنوانی که حاصل آن را افاده کند تقدیم شما خواننده عزیز می نمایم: 1⃣مال از آن خدا و امانتی است در دست شما، پس حق آن را بپردازيد: 🕋«وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ» (نور/33) ☑️ترجمه: و از مالي که خداوند به شما داده است به آنها [فقراء] بدهيد. 🕋وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ» (حديد/7) ☑️ ترجمه: و از اموال و دارایی هایی که خداوند شما را بر آنها خليفه ساخته است، انفاق کنيد. 🔶پس: مال از آنِ خداست و ما خلیفه خدا برآنیم. 2⃣خود داري از زکات در شأن يک مشرک است: 🕋«وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ» (فصلت/7) ☑️ترجمه: و نفرين بر مشرکاني که زکات نمي دهند. 3⃣ اداي زکات از اوصاف پرهيزگاران و رستگاران است: 🕋 خداوند متعال در آغازین آیات قرآن یکی از اوصاف پرهیزگاران را چنین گفته: «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ». ☑️ترجمه: و از آنچه بدیشان روزی بخشیدیم، نفقه می کنند. [و در اخیر، آنان را هدایت یافتگان و رستگاران واقعی، توصیف کرده است]: «أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [البقرة/3-5] ☑️ترجمه: آنان برخوردار هدایتی عظیم از جانب پروردگار خویش اند و فقط آنان کامیاب و رستگارند. 4⃣زکات، سبب تزکيه نفس و رشد مسلمان هاست: 🕋«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا» (توبه/103) ☑️ترجمه: از اموال ایشان صدقه یي بگير، تا بدان وسيله، ايشان را پاکيزه نمائي ورشد و نمو به ايشان دهي. 5⃣ زکات، مايه برکت و رشد مال است: 🕋«يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ» (بقره/276) ☑️ترجمه: خداوند سود را به نقصان ونابودي مي کشاند و صدقات را رشد و نمو مي دهد. 6⃣زکات، مايه حصول رحمت وسیع خداوند است: 🕋«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ». (اعراف/156) ☑️ترجمه: و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است، پس آن را بر کساني که پرهيزگاري مي کنند و زکات مي دهند و به آيات ما ايمان مي آورند، مقرر خواهم داشت. 7⃣اداي زکات، حمايت و مغفرت الهي را در پي دارد: 🕋وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ» (مائده/12) ☑️ترجمه: خداوند فرمود: من با شمايم اگر نماز را بر پا داريد و زکات بدهيد و به پيامبرانم ايمان آوريد و تقويت شان نمائيد و به خدا قرض نیکو بپردازيد. حتماً گناهان شما را محو خواهم نمود. 8⃣بدون پرداخت زکات، نمی توان برادری اهل ایمان را حاصل نمود: در باره کفار گفته شده است: 🕋«فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ» (توبه/11) ☑️ترجمه: اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و زکات را دادند، پس در آن صورت برادران ديني شمايند. 9⃣پیامبران پیشین نیز مأمور به اقامه زکات بودند: 🕋وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (انبياء/73) ☑️ترجمه: و به آنها انجام کار هاي نيک و بر پایی نماز و پرداخت زکات را وحي کرديم. 🔟ثوابِ بالاتر از 700 برابر در مصرف مال در راه خدا: 🕋مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره/261) ☑️ترجمه: مثل کسانی که مال های شان را در راه خدا به مصرف می رسانند، به مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد. و خداوند برای کسی که بخواهد چند برابر می گرداند و الله [رحمتش] فراخ و دانا است. 💖 تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم هرات 🌸 🌺 صدها طلبه لیلیه و اساتید وپرسونل مدرسه را در دعاهای خیر تان یاد نمایید. معلومات: 0790453022🌺🌸🍀🌴

💰 مهمترین احکام زکات را بیاموزید!🌸 ✍️ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم هرات. ☑️ زکات برکي فرض است؟ کسی که صاحب یکی از نصاب های زیر باشد، با گذشت یک سال قمری، دادن یک چهلم آن بحیث زکات که دو ونیم درصد می شود، بر وی فرض می گردد. ✅ نصاب طلا: بيست مثقال شرعی است که به وزن امروز، نزد برخی از اهل علم،۴۷۹/ ۸۷ گرم و نزد جمعی دیگر ۸۵گرم میشود وهمین اخیر به احتیاط نزدیکتراست. ✅ نصاب نقره: دوصد ‌درهم است‌ که ۳۵/ 612 گرم می شود. ✅ زيورات ديگر مانند ياقوت، زبرجد و مانند آن، اگر قیمت آن ها -مثلاً- به قیمت یک نصاب از طلا برسد، زکات دارد و اگر نرسد، زکات ندارد. ✅ پول نقد و اموال تجارتی و اجناس داخل دکان در صورتي که به ارزش یک نصاب از طلا برسد زکات دارد. ✅ زکات پول قرض بر ذمۀ صاحب پول است و اگر الآن ندارد، هر زمان که گرفت بپردازد. ✅ دکان، موتر، زمین و خانه اگر به قصد تجارت، مورد خرید و فروش قرار می گرفت، کالای تجارتی حساب شده و زکات دارد واگر بخاطر بهره برداری از کرایه آن، و یا برای استفادة شخصی نگهداری می شد، زکات ندارد. ✅ حاصلات زمین عشری -مانند: گندم و امثال آن، هر زمان بدست آمد، در صورتی که دیمه باشد ده درصد زکات آن می شود، و اگر مصرف آب و جوی کاری و.. داشته باشد پنج درصد آن، زکات آن می شود. ✅ اگر کسی مقداری پول داشت و مقداری اجناس تجارتي یا طلا و نقره که هریک به تنهایی به نصاب نمی رسید، با هم يک جا حساب مي شوند، اگر مجموع آن ها به ارزش یک نصاب برسند زکات لازم مي شود. ✅ بعد از مالک شدن نصاب اگر چه هنوز سال تمام نشده باشد، زکاتش را داده مي تواند. و نیز بعد از مالک شدن نصاب، می تواند زکات چند سال آینده را هم بپردازد. اما قبل از مالک شدن نصاب، به حیث زکات صحيح نشده و صدقة نفلی حساب می شود. ✅ اگر پول را به دون قصد زکات به فقير داد، صدقه عادی محسوب مي شود، مگر اينکه قبلاً اين پول را به نيت زکات جدا کرده باشد. ✅ اگر دهنده زکات  قرضدار باشد قرضش را از سرمایه اش کسر کند و اگر بقیه به نصاب مي رسيد، زکات دارد. ✅ از تاریخی که یک شخص، صاحب نصاب شده حساب مي گيرد هرگاه يکسال قمري پوره شد (مثلاً اگر ماه شعبان صاحب نصاب شده باشد در ماه شعبان آینده) هر چه سرمايه داشت از مجموع آن ها زکات مي دهد، و ضرور نيست که بر هر قلم عايداتي و بر فايده ای که به تدريج در جریان سال به دست آورده و یا کرایه ای که از املاکش جمع کرده، جداگانه يک سال بگذرد. ✅ می تواند از سر خود مال زکات آن را بپردازد و نیز می تواند آن را به قیمت روز معادله کرده و به جای جنس، پول آن را به حیث زکات بدهد و یا مواد اولیه (برنج، روغن و..) گرفته به فقرا بپردازد. ✅ لازم نیست بر فقیر گفته شود: این زکات است، بلکه اگر او را مستحق یافت بدون گرفتن نام، از زکات به او می دهد و اگر شک داشت که آیا او مستحق زکات هست یا نیست، ناچار باید در باره او از خود او یا از دیگران بپرسد و بعد بدو زکات دهد. ✅بر غنی مطالبه و گرفتن زکات حرام است، و اگر کسی زکاتش را برای شخص غنی بدهد صحیح نمی شود، مگر این که او را فقیر گمان کند. و غنی کسی است که به اندازۀ یکی از نصاب های یاد شده، پول و يا امکاناتي جدا ازضروریات اصلی زندگیش، داشته باشد. مانند: کالای تجارتی، دکان، زمین و... 💔 مستحقين زکات: 1️⃣ کسي که هيچ ندارد، ويا کم دارد که کفاف زندگي او را نمي کند ويا قرضداري که بدل پرداختش را ندارد. 2️⃣ مسافري که از وطن دور افتاده و هزينه بازگشت به وطن را نزد خود نداشته و آن را تهیه کرده نتواند، هر چند در وطنش غني باشد. 3️⃣ درجهاد راه خدا با کفار برای تهیه وسایل و تجهیزات مجاهدین. و نیز برای مدارس دینی بخاطر مصرف به طلابی که هم فقیر اند و هم به نوعی به جهاد (جهاد فکری و فرهنگی) می پردازند. 🚫البته، اعمار مسجد، راه ها و دیگر کارهای عام المنفعة باید از وجوهی دیگر تأمین شود و صرف زکات به آنها صحیح نمی شود. 💖 تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم 🌸 🌺 تذکر: امید که دراین بحران اقتصادی برای تامین دو مدرسه احیاءالعلوم ذکور واناث به ویژه جلب مواد غذایی برای لیلیه ۲۵۴ نفری از زکات و سایر صدقات دراین ماه خیر ما را یاری رسانید. 🤲الله متعال این جهادعلمی وتربیتی را ازما وشما قبول فرماید. ♦️از پاداش نشر این پیام به آشنایان تان محروم نمانید. معلومات: 0790453022🌺🌸🍀🌴

💰 مهمترین احکام زکات را بیاموزید!💞🌸🌸🌸🌸 ✍️ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم هرات. ☑️ زکات برکي فرض است؟ کسی که صاحب یکی از نصاب های زیر باشد، با گذشت یک سال قمری، دادن یک چهلم آن بحیث زکات که دو ونیم درصد می شود، بر وی فرض می گردد. ✅ نصاب طلا: بيست مثقال شرعی است که به وزن امروز، نزد برخی از اهل علم،۴۷۹/ ۸۷ گرم و نزد جمعی دیگر ۸۵گرم میشود وهمین اخیر به احتیاط نزدیکتراست. ✅ نصاب نقره: دوصد ‌درهم است‌ که ۳۵/ 612 گرم می شود. ✅ زيورات ديگر مانند ياقوت، زبرجد و مانند آن، اگر قیمت آن ها -مثلاً- به قیمت یک نصاب از طلا برسد، زکات دارد و اگر نرسد، زکات ندارد. ✅ پول نقد و اموال تجارتی و اجناس داخل دکان در صورتي که به ارزش یک نصاب از طلا برسد زکات دارد. ✅ زکات پول قرض بر ذمۀ صاحب پول است و اگر الآن ندارد، هر زمان که گرفت بپردازد. ✅ دکان، موتر، زمین و خانه اگر به قصد تجارت، مورد خرید و فروش قرار می گرفت، کالای تجارتی حساب شده و زکات دارد واگر بخاطر بهره برداری از کرایه آن، و یا برای استفادة شخصی نگهداری می شد، زکات ندارد. ✅ حاصلات زمین عشری -مانند: گندم و امثال آن، هر زمان بدست آمد، در صورتی که دیمه باشد ده درصد زکات آن می شود، و اگر مصرف آب و جوی کاری و.. داشته باشد پنج درصد آن، زکات آن می شود. ✅ اگر کسی مقداری پول داشت و مقداری اجناس تجارتي یا طلا و نقره که هریک به تنهایی به نصاب نمی رسید، با هم يک جا حساب مي شوند، اگر مجموع آن ها به ارزش یک نصاب برسند زکات لازم مي شود. ✅ بعد از مالک شدن نصاب اگر چه هنوز سال تمام نشده باشد، زکاتش را داده مي تواند. و نیز بعد از مالک شدن نصاب، می تواند زکات چند سال آینده را هم بپردازد. اما قبل از مالک شدن نصاب، به حیث زکات صحيح نشده و صدقة نفلی حساب می شود. ✅ اگر پول را به دون قصد زکات به فقير داد، صدقه عادی محسوب مي شود، مگر اينکه قبلاً اين پول را به نيت زکات جدا کرده باشد. ✅ اگر دهنده زکات  قرضدار باشد قرضش را از سرمایه اش کسر کند و اگر بقیه به نصاب مي رسيد، زکات دارد. ✅ از تاریخی که یک شخص، صاحب نصاب شده حساب مي گيرد هرگاه يکسال قمري پوره شد (مثلاً اگر ماه شعبان صاحب نصاب شده باشد در ماه شعبان آینده) هر چه سرمايه داشت از مجموع آن ها زکات مي دهد، و ضرور نيست که بر هر قلم عايداتي و بر فايده ای که به تدريج در جریان سال به دست آورده و یا کرایه ای که از املاکش جمع کرده، جداگانه يک سال بگذرد. ✅ می تواند از سر خود مال زکات آن را بپردازد و نیز می تواند آن را به قیمت روز معادله کرده و به جای جنس، پول آن را به حیث زکات بدهد و یا مواد اولیه (برنج، روغن و..) گرفته به فقرا بپردازد. ✅ لازم نیست بر فقیر گفته شود: این زکات است، بلکه اگر او را مستحق یافت بدون گرفتن نام، از زکات به او می دهد و اگر شک داشت که آیا او مستحق زکات هست یا نیست، ناچار باید در باره او از خود او یا از دیگران بپرسد و بعد بدو زکات دهد. ✅بر غنی مطالبه و گرفتن زکات حرام است، و اگر کسی زکاتش را برای شخص غنی بدهد صحیح نمی شود، مگر این که او را فقیر گمان کند. و غنی کسی است که به اندازۀ یکی از نصاب های یاد شده، پول و يا امکاناتي جدا ازضروریات اصلی زندگیش، داشته باشد. مانند: کالای تجارتی، دکان، زمین و... 💔 مستحقين زکات: 1️⃣ کسي که هيچ ندارد، ويا کم دارد که کفاف زندگي او را نمي کند ويا قرضداري که بدل پرداختش را ندارد. 2️⃣ مسافري که از وطن دور افتاده و هزينه بازگشت به وطن را نزد خود نداشته و آن را تهیه کرده نتواند، هر چند در وطنش غني باشد. 3️⃣ درجهاد راه خدا با کفار برای تهیه وسایل و تجهیزات مجاهدین. و نیز برای مدارس دینی بخاطر مصرف به طلابی که هم فقیر اند و هم به نوعی به جهاد (جهاد فکری و فرهنگی) می پردازند. 🚫البته، اعمار مسجد، راه ها و دیگر کارهای عام المنفعة باید از وجوهی دیگر تأمین شود و صرف زکات به آنها صحیح نمی شود. 💖 تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم 🌸 🌺 تذکر: امید که دراین بحران اقتصادی برای تامین دو مدرسه احیاءالعلوم ذکور واناث به ویژه جلب مواد غذایی برای لیلیه ۲۸۳ نفری از زکات و سایر صدقات دراین ماه خیر ما را یاری رسانید. 🤲الله متعال این جهادعلمی وتربیتی را ازما وشما قبول فرماید. ♦️از پاداش نشر این پیام به آشنایان تان محروم نمانید. معلومات: 0790453022🌺🌸🍀🌴

📌۱۰ پیشنهاد برای رمضان ✍ #احمد_الشقیری 📚 برگردان: واحد ترجمه تابش ✅ اگر بتوانیم این پیشنهادات را اجرا کنیم، این رمضان - به اذن خداوند - می‌تواند از بهترین رمضان‌هایی باشد که تا به حال تجربه کرده‌ایم. ♡ ۱)عذرخواهی کن قرار نیست که ما به گونه‌ای وارد ماه مبارک رمضان شویم که حق کسی را که پایمال کرده‌ایم، ادا نکرده باشیم و او نیز هنوز ما را نبخشیده باشد؛ لذا بایست فهرستی از کسانی را که به آن‌ها ستمی روا داشته‌ایم، تهیه کنیم و حقوقشان را بپردازیم و اگر در قید حیات نبودند از طرف آن‌ها صدقه دهیم و برایشان دعا کنیم. ♡ ۲) در آیات قرآن تدبر کن تمام حرص و تلاشت بر این باشد که ببینی چقدر معانی آیات قرآن را می‌فهمی، نه اینکه چقدر آن را قرائت می‌کنی. قرائتِ همراه با درک آیات، تأثیر بسیار عمیق‌تری بر روح آدمی می‌گذارد تا فقط خواندن آن. پس تمرکزت بر این باشد که چند آیه در قلبت اثر گذاشته است، نه اینکه فقط چند آیه را خوانده‌ای و چند بار قرآن را ختم کرده‌ای. ♡ ۳) از افکار بد روزه بگیر فکرِ بدی که همیشه در ذهنت است را انتخاب کن و تصمیم بگیر که در ۳۰ روز ماه مبارک رمضان از آن فکر روزه بگیری و دوری کنی؛ 👈 مثلاً از فکر کردن به جنس مخالف روزه بگیر؛ از حسادت و یا از بدگمانی روزه بگیر؛ از اندیشیدن به عیوب دیگران روزه بگیر. ♡ ۴) روزانه چند ساعت از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیر ساعاتی را در شبانه روز مشخص کن و در آن ساعات، همه‌ی شبکه‌های اجتماعی را قطع کن؛ ارتباط زیاد با وسایل ارتباط جمعی باعث می‌شود که نتوانیم از مواهب معنوی و روحانیِ رمضان به خوبی بهره‌مند شویم. ♡ ۵) روزانه صدقه بده کافی نیست تنها یک یا چند روز از ماه مبارک رمضان را صدقه دهی؛ بلکه روزانه از هر راهی که مناسب دیدی، مقداری - هرچند اندک - صدقه بده. ♡ ۶) نماز صبح را در مسجد بخوان بیشتر از آنچه که برای به جا آوردن نماز تراویح در مسجد تلاش می‌کنی، سعی کن نماز صبح را در مسجد بخوانی. 👈 نماز صبح واجب است و نماز تراویح سنت است. اگر می‌توانی هر دو را در مسجد بخوانی که عالی است، ولی اگر به خاطر شرایطت ناچار هستی که یکی از آن دو را انتخاب کنی؛ هیچ شکی نیست که خواندن نماز صبح در مسجد مهمتر است و پاداش آن بزرگتر و اثرات معنوی آن بیشتر است. ♡ ۷) ببخش بخشیدن در برخی مواقع سخت است ولی اگر کسی در ارتباط با تو دچار اشتباهی شده است، یا به تو ظلمی کرده است؛ او را - تنها برای به دست آوردن رضایت خداوند-  ببخش. ببخش، تا بخشیده شوی. بیامرز، تا آمرزیده شوی. از بندگان خداوند درگذر، تا خداوند از تو درگذرد. ♡ ۸) داوطلب شو 👈 بی‌گمان میان این دو حالت تفاوتی وجود دارد: • وقتی که تنها با مالت صدقه می‌دهی؛ • یا زمانی که علاوه بر صدقه، از وقت و انرژی خود مایه می‌گذاری و به کمک مردم می‌شتابی و تلاش می‌کنی که درد و رنج را از آنان دور کنی. ♡ ۹) به نیکی افطار کن شیرینی و شکر را تا حد امکان کنار بگذار. ماه رمضان، ماه روزه‌داری است؛ نه ماه شیرینی و شکم چرانی. ♡ ۱۰) خداوند را با توجهِ خاص به یکی از نام‌های نیکش عبادت کن در روز اول ماه مبارک رمضان همه‌ی نام‌های زیبای خداوند را بخوان و نامی را انتخاب کن و در این ماه رمضان، خداوند را با توجهِ ویژه به آن نام، عبادت کن. در طول ماه مبارک رمضان عمیقاً درباره آن نام بیندیش. هر آنچه را درباره آن نام و معانی آن گفته‌اند، بخوان. در همه‌ی آیاتی که آن نام در آن ذکر شده است، تدبر کن و تفسیر آن‌ها را در مطالعه بگیر. 🌙 از خداوند خواهانم که رمضان را برایمان ماه تقوا و ماه تغییر و تحول گرداند.🌙 آمین یارب العالمین✨ 🏷️ کانال اصلاح‌وب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

شرح دعاهای نبوی(۱۹).m4a3.32 MB

شانزدهم مارچ در چنین روزی از سال ۱۴۰۶ میلادی، علامه ابن‌خلدون رحمه‌الله یکی از سرآمدترین دانشمندان جامعه‌شناسی در تاریخ بشر، رخت از جهان بربست. «ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمی معروف به ابن‌خلدون تاریخ‌نگار و جامعه‌شناس مشهور عرب بود که در سال ۷۳۲ هجری قمری برابر با ۱۳۳۲ میلادی در تونس به دنیا آمد. خانوادۀ او از اعراب جنوبی عربستان بودند که پس از پیروزی مسلمانان بر مردم اسپانیا وارد این کشور شدند و تا زمانی که بین آن‌ها و مسیحیان اختلافی پیش آمد در این کشور بودند و پس از آن به سمت تونس حرکت کردند و در آنجا ساکن شدند. در دوران کودکی ابن‌خلدون، بزرگان دینی که از اسپانیا به تونس سفر می‌کردند در خانۀ آن‌ها توقف می‌کردند و همین امر باعث شد ابن‌خلدون از کودکی و به وسیلۀ این افراد قرآن، فقه، تصوف، اخلاق، کلام، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، نجوم، اقتصاد، تاریخ، هندسه، جبر، حساب، لغت، فلاحت، طلسمات، شعر، آداب و تعلیم، منطق، ریاضی، فلسفه، سیاست، منشی‌گری و کارهای مربوط به حکومت را بیاموزد. ابن‌خلدون کتاب «العبر و دیوان المبتداء و الخبر فی ایام‌العرب و العجم و البربر» را نوشت. این کتاب مقدمه‌ای بسیار معروف دارد و در آن به‌خوبی می‌توان دانش و چندبعدی بودن ابن‌خلدون را مشاهده کرد. او به رویکرد انتقادی و تحلیلی بسیار اهمیت می‌داد؛ نکته‌ای که مورخان پیش از او در نظر نمی‌گرفتند. او در مقدمۀ خود گفته‌هایش را به روش‌های مختلف اثبات کرده و گاهی منابعی که استفاده کرده را نیز مورد انتقاد قرار داده‌است. او جامعه‌شناسی را بنیان نهاد. علمی که ما امروزه به آن جامعه‌شناسی می‌گوییم و برای شناخت و بررسی اخبار تاریخی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در واقع علم اصول تاریخ است. ابن‌خلدون در سال ۸۰۸ ه‍جری قمری برابر با ۱۴۰۶ میلادی در سن ۷۳ سالگی در قاهره فوت کرد. [ویکیپیدیا] عده‌ای وی را ملامت می‌کنند که گفته است: «عرب بدون اسلام برابر با بال پشه ای هم نیست.» به خدا سوگند من توصیفی درست‌تر از این در زندگی خویش برای عرب‌ها نخوانده‌ام. ابن‌خلدون دانشمندی باهوش و بی‌نظیر بود؛ او با نگاه به اشیاء، چیزی می‌دید که دیگران نمی‌دیدند؛ به عنوان نمونه، وی در «مقدمه‌»اش فرموده است: عرب ها گوشت شتر می‌خوردند و از آن تندی و غیرت فرا می‌گرفتند؛ ترک‌ها با استفاده از گوشت اسب، ویژگی توانمندی و تندی اسب را در می‌یافتند؛ فرنگی‌ها گوشت خوک می‌خوردند و بسان آن، بی‌عار و بی‌غیرت می‌گردیدند؛ و آفریقایی‌ها به علت خوردنِ گوشت میمون، علاقه به رقص و شورانگیزی داشتند. ابن‌خلدون نه تنها واقعیت زمان خویش را به وضوح می‌دید؛ چنان‌چه به نظر می‌رسد، نبوغ وی به درجه‌ای رسیده بود که می‌توانست آینده را نیز بسان زمان خویش پیش‌بینی نماید؛ اینک گفته‌ای از وی را در باب فروپاشی کشورها می‌خوانیم: «هنگامی که کشورها فرو می‌پاشند، ستاره‌شناسان، گدایان، دوچهرگان نفاق پیشه، مدعیان، پرگویان، مطربان و خنیاگران ناسازگار، شاعران، درویش‌مآبان، کلاه‌برداران، طبله‌زنندگان، افتخارکنندگان، کف‌شناسان و طالع‌بینان، سیاست‌گران، مداحان، نکوهندگان و فرصت‌طلبان بسیار می‌شوند. نقاب‌ها کنار می‌رود و آن‌چه نباید، به هم می‌آمیزد. قدرشناسی‌ها از بین می‌رود و تدبیر و چاره‌سنجی، به بدی می‌گراید. راستی با دروغ، و جهاد با آدم کشی یکی می‌گردد. هنگامی که کشورها فرو می‌پاشند، رعب و وحشت حاکم می‌شود و مردم به فرقه‌گرایی‌ها پناه می‌برند. امور شگفت‌انگیزی آشکار می‌گردد و شایعه‌ها عام و فراگیر می‌شوند. دوست دشمن، و دشمن دوست می‌گردد. صدای باطل بلند می‌رود و ندای حق فرو می‌گیرد. چهره‌های فریبنده‌ای آشکار می‌شوند و مردم همدیگر خویش را به تیر تهمت می‌بندند.» تا این حد، ابن‌خلدون ما را به این شگفت‌انگیزی و تعمق می‌دیده است و این واقعیتی است که وی از ما نوشته است. عده‌ای از انسان‌ها، پدیده‌ها را به نور خداوند می‌بینند؛ بدون شک، ابن‌خلدون نیز از زمرۀ آنان بوده است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

پانزدهم مارچ در چنین روزی از سال ۶۳۲ میلادی، پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و سلم از سفر حجةالوداع به مدینه برگشتند. پیامبر اکرم دریافتند موعد وفات‌شان نزدیک گردیده است؛ لذا برآن شدند تا به مسلمانان سفارشی ایراد نمایند؛ به همین منظور، بالای «جبلِ رحمت» قرار گرفتند و لب به سخن گشوده و خطبۀ شگفت‌انگیزی ایراد نمودند. چرا شگفت‌انگیز نباشد؟! سخنران، فصیح‌ترین سخنورِ عالم بود که به وی ویژگی «جوامع‌الکلم» اعطا گردیده بود. این سخنرانی از سویی اما، بسی دردناک بود؛ و تاکنون نیز که بیش از ۱۴۰۰ سال از آن می‌گذرد، دردناک است؛ چه دردی بزرگ‌تر از اینکه پیامبر دوست‌داشتنی‌مان به دل تاریک گور سر بگذارد؟! ایشان در سخنان خویش فرمودند:
«همانا خون‌ها و اموال و آبروی‌تان همانند حرمت این روز در این ماه و در این سرزمین، بر یک‌دیگر حرام است. آیا پیام خدا را به شما رسانیدم؟! خدایا گواه باش!»
به راستی که پیام خدا را رسانیدی ای رسول خدا! آن پیام به ما نیز رسید، و ما جز اندکی، بدان جامۀ عمل نپوشانیدیم. خداوند میان توده‌ای از مردم ما و شفاعت تو مانع خواهد شد و خواهد گفت: تو نمی‌دانی ای محمد که آنان بعد از تو چه کردند؟! ایشان فرمودند: «خون‌های ريخته شده در جاهليت فرو نهاده است و غيرقابل قصاص و خونخواهی؛ و نخستين خونی که از ما ريخته شده و آن را قصاص نخواهيم کرد، خون عامر بن ربيعه پسر حارث است؛ همچنين، رِبای دوران جاهليت از اعتبار ساقط است و نخستين ربايی که از درجۀ اعتبار ساقط می‌گردانم، ربای عباس بن عبدالمطلب است که تماماً بی اعتبار است ... !» چه قدر بزرگی تو ای رسول خدا؟! نخست از خود آغاز می‌نمایی و آن‌چه بر مردم به اجرا گذاشته می‌شود، نخست به نزدیکان خویش روا می‌داری و پیش‌تر از این نیز فرموده بودی: «اگر فاطمه دختر محمد نیز دزدی کند، دستش را خواهم برید.» بلی فاطمه! اما تو به ما آموختی که دین از همه برتر و بالاتر است و مردم در قبال آن با هم برابراند؛ اگر چه محبوب‌ترین فرد این امت به دل پیامبرش باشد. ایشان در فرازی فرمودند:
«خدای را در ارتباط با زنان درنظر بگيريد.»
چه قدر مهربان و چه بس مهرورزی تو ای پیامبر محبوب که زنان را جزو مسؤولیت‌ها قرار دادی نه ممتلکات. جبرئیل امین با این پیام فرو می‌آید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً/ امروز (احكام) دين شما را برای‌تان كامل كردم و (با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گام‌های‌تان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند برای شما برگزيدم» [مائده: ۳] ابوبکر می‌گرید؛ چون او می‌داند که بعد از تمام و کمال، چیزی جز نقصان نیست و صاحب این دین، زود است که رخت سفر ببندد و جز شما، چه کسی است که ابوبکر به فراقش بگرید؟! گواهی می‌دهیم که پیام رسالت را رسانیدی و بار امانت را ادا کردی؛ وعدۀ دیدار، بر سر حوض! ان‌شاء‌الله! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

سیزدهم مارچ در چنین روزی از سال ۶۲۴ میلادی، غزوۀ سرنوشت‌ساز بدر روی داد که این روز در تاریخ ما، موافق است با هفدهم رمضان سال دوم هجری. بدر، فقط یک غزوه نبود؛ بلکه نخستین باری بود که اسلام در آن شمشیر خویش را از نیام کشید و اعلان نمود که بعد از این روز، دیگر این دین سرفرو و بال شکسته نخواهد بود؛ به درستی که خداوند متعال اجازۀ دفاع را برای مسلمانان داده است؛ «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ/ اجازه (دفاع از خود) به كساني داده مي شود كه به آنان جنگ (تحميل) مي گردد، چرا كه بديشان ستم رفته است (و آنان مدّتهاي طولاني در برابر ظلم ظالمان شكيبائي ورزيده اند و خون دل خورده اند) و خداوند توانا است بر اين كه ايشان را پيروز كند.» [حج: ۳۹] آن‌چه از غزوۀ بدر دانسته می‌شود، می‌توان به شکل زیر تعبیر نمود: ۱. این‌که ارادۀ خداوند متعال بالای خواست همه است؛ مسلمانان در پی قافله بودند؛ قریش قصد نجات قافله را داشت؛ اما خداوند متعال خواست نبردی روی دهد که چنان نیز شد. ۲. تکبر مردم را به کشتن‌گاه می‌کشاند؛ ابوجهل بران بود تا تعداد اندک مؤمنان را از بین ببرد و در منطقۀ بدر، همایش بزرگی برپا نماید؛ اما این سرزمین، محل ماتم و سرنگونی وی شد. ۳. جز خداوند متعال، کسی از غیب آگاهی ندارد؛ حتی پیامبر صلی‌الله علیه و سلم نیز فکرش را هم نمی‌کرد که نبردی رخ دهد. ۴. عقیده و اندیشه، از قبیله بابهاتر و از وطن، گران‌ارج‌تر و از خانواده گرامی‌تر است. ۵. یک رهبر هیچ‌گاه اقارب خویش را پنهان نمی‌سازد؛ پیامبر صلی‌الله علیه و سلم پیش از نبرد، اقارب خویش را به میدان مبارزه فرستاد؛ کاکایش [حمزه]، پسر کاکا و دامادش [علی] و پسرکاکای دیگرش [عبیده بن حارث] رضی‌الله عنهم. ۶. انسان اصیل و نیک‌نژاد، خدمتی که به وی شده را فراموش نمی‌کند؛ پیامبر صلی‌الله علیه و سلم که اسیران بدر را می‌بیند، عملکرد مطعم بن عدی به یادشان می‌آید، روزی که به پیامبر پناه داد و پیامبر در حمایت او، بعد از سفر طایف، به مکه وارد شدند، لذا فرمودند: اگر مطعم بن عدی زنده بود و دربارۀ ایشان با من سخن می‌گفت، آن‌ها را به او وا می‌گذاشتم. ۷. جهاد نیز مانند نماز و روزه عبادت است؛ همان خدایی که فرموده است، «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ/ بر شما روزه واجب شده است.» او نیز فرموده است: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ/ جنگ بر شما فرض گشته است.» ۸. دعا سلاح مؤمن است هر اندازه شمشیرش بر دشمن چیره هم باشد. پیامبر صلی‌الله علیه و سلم پیش از غزوۀ بدر، به گوشه‌ای رفتند و دور از لشکر خویش، به خداوند خویش پناه بردند و از سویدای دل او را فریاد زده و فرمودند: «پروردگارا! نصرتی که وعده نموده بودی محقق فرما. خداوندا! اگر اين جماعت امروز از بین بروند، ديگر کسي تو را پرستش نخواهد کرد. ۹. اگر کسی از شورا و مشوره بی‌نیاز می‌بود، او پیامبر صلی‌الله علیه و سلم می‌بود؛ چون ایشان با وحی مورد تایید قرار می‌گرفتند؛ اما ایشان خواستند به ما بفهمانند که دست و تایید خداوند متعال همراه جماعت است. ۱۰. غزوۀ بدر به ما آموخت کسی که خواهان آخرت باشد، دنیا به شکل مطیع و فرمان‌بردار به نزد وی خواهد آمد، و کسی که فقط دنیا بخواهد، هر دو را از دست خواهد داد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

دهم مارچ در چنین روزی از سال ۱۹۳۳ میلادی، «شیخ عبدالحمید کشک» سخنورِ نابینا و روشندل، دیده به جهان گشود. وی را «قهرمان منبر» می‌گفتند که به حق، شایستۀ چنین مقامی بود. او مشهورترین خطیب قرن بیستم بود و بیشتر از دوهزار سخنرانی ثبت شده دارد که دران از لحاظ اصول و قواعد زبان عربی و بیان فصیح و بلیغ، حتی یک اشتباه نیز به گوش نرسیده است؛ اما چنان‌چه معروف است، وی به زبان عامیانه نیز سخن می‌گفته است. علاوه بر فصاحت و بلاغت شیخ عبدالحمید کشک، وی مردی سبک‌بال و بی‌نهایت با نشاط بود. از نغز گفته‌های فراوان وی، در پی، مشتی نمونۀ خروار، تقدیم‌تان می‌نماییم: در یکی از سخنرانی‌های خود فرموده بود: «به سبب دوری ما از خداوند، همه‌چیز برای ما برعکس جلوه می‌کند؛ ما در پی امامی عادل به حق بودیم که امامی عادل از حق، نصیب‌مان شد.» باری در نماز جمعه مسجد از نمازگزار پر شده بود که در خلال سخنان خویش گفت: «برادران جاسوس و امنیتی حاضر در صف اول، پیشتر بنشینند که برادران نمازگزارشان در مسجد جای شوند.» باری فرموده بود: «خداوندا بر صف دوم و سوم و چهارم ببخش و درود بفرست. برایش گفتند و صف اول نیز ای شیخ! در پاسخ گفت: صف اول که همه برادران جاسوس و امنیتی هستند.» شیخ از غذایی که در زندان برای‌شان آورده بودند، می‌گفت: «برای ما لوبیای کرم‌زده آورده بودند که کرم (حشره)، از لوبیایش بیشتر بود.» باری فرموده بود: «هرگاه دو دولت کوچک جهت داوری به سازمان ملل بروند، هر دو ضایع می‌شوند و اگر دولتی کوچک و دولتی بزرگ نزد وی رفتند، دولت کوچک ضایع می‌شود و اگر هر دو بزرگ بودند، سازمان ملل ضایع خواهد شد.» به وی پیشنهاد دادند در بدل زندان، از مصر بیرون شود و به تبعید به سر ببرد، گفته بود: «این‌که فرار از میدان نبرد است؛ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ/ زندان براي من خوشايندتر از آن چيزی است كه مرا بدان فرا می‌خوانند.» یک بار با تمسخر به «عبدالحلیم حافظ» آوازخوان و هنرمند مصری که به «عندلیب سبزه‌رو» معروف بود، گفته بود: این عندلیب دو معجزه داشت: اول این‌که هوا را در دستان خویش نگه می‌داشت؛ و دوم هم این‌که به زیر آب نفس می‌کشید. در مورد «ام کلثوم» خوانندۀ مصری در دهۀ هفتاد که خوانده بود: «مرا بگیر! مرا بگیر!» شیخ گفته بود: «خداوند تو را خواهد گرفت!» در یکی از بازجویی‌هایی که از وی صورت گرفته بود، سرباز از وی پرسید: شغل‌تان چیست؟ شیخ در پاسخ گفت: خلبانم؛ خلبان هواپیما!» #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

غزالی دعوتگری مقلد و ردرَو نبود؛ طوری که فقط آنچه را حفظ کرده روایت کند و آنچه خوانده است بدون اندک التفاتی، بازگو کند. بر خلاف آن، کسی که کتاب‌های غزالی را بخواند، به درستی در می‌یابد که وی متفکری بزرگ و انسانی مهربان بود و اسلام را به درستی دانسته بود و مجدانه می‌کوشید تا مبادی و اساسات شریعت اسلامی را از بطن کتاب‌ها به خم و پیچ زندگی بیرون آورد. غزالی خواننده‌ای حریص بود و جهان‌بینی وسیعی داشت. هر کتابش را که ورق بزنی، دران ده‌ها استشهاد خواهی یافت؛ گاهی این استشهاد از یک ادیب است و گاهی از یک اندیشمند، باری از یک روان‌شناس و گاهی هم از یک تاریخ‌دان؛ تا جایی که وی در مقدمۀ کتاب «جدد حیاتک» که از مشهورترین کتاب‌های وی است، می‌گوید، تالیف این کتاب بعد از مطالعۀ کتاب «آیین زندگی» دیل کارنگی به ذهنش رسیده است. غزالی انسانی متفاوت و نسبت به مردم مهربان بود و از غلو و افراط به دور بود و با جدیت به شریعت تمسک می‌جست؛ من چنین می‌پندارم و در پی تزکیۀ کسی نیستم. باری جوانی از غزالی حکم بی‌نمازی را پرسید. وی در پاسخ به آن جوان گفت: اینکه وی را با خود به مسجد بیاوری! این، فکر ناب و اندیشۀ عالی غزالی است. از گفتارهای نیکوی وی، مواردی است که به ذهنم می‌رسد و در پی، به خوانندگان ارجمند تقدیم می‌داریم:
دین‌داری مغشوش، از الحاد آشکار برای امت‌ها کشنده‌تر است.
من ایمان نادانان را نمی‌پسندم؛ زیرا جهالتی بوده است که منجر به ایمان گردیده است و تقوای ناتوانان را نیز نمی‌پسندم؛ زیرا ناتوایی‌ای بوده است که به تقوی محول گردیده است.
نیمی از مسؤولیت انتشار کفر در دنیا، به دوش دین‌دارانی است که با عمل‌کرد نادرست و گفتار زشت‌شان خدا را به دید مردم بد جلوه داده‌اند.
اکراه بر فضیلت، انسان را بافضیلت نمی‌گرداند؛ چنان‌چه اکراه بر ایمان، انسان را مؤمن نمی‌سازد؛ زیرا آزادی اساس همۀ فضیلت‌هاست.
اسلام به ذات خود، کامیاب و پیروز است؛ اما مدافعانش ضعیف و سست‌اند.
وظیفۀ دین، این است که دست افتاده‌ای را بگیرد و آن را بپا دارد؛ نه این‌که او را به زمین بزند.
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

نهم مارچ در چنین روزی از سال ۱۹۹۶ میلادی، «شیخ محمد غزالی مصری» دیده از دنیا فروبست. «غزالی متولد ۲۲ سپتامبر ۱۹۱۷ در محافظهٔ البحیرهٔ کشور مصر است. پدرش احمد سقا، به سبب علاقه خاصی که به امام محمد غزالی داشت، پسرش را محمد غزالی نامید. غزالی در همان اوایل کودکی، قرآن‌کریم را حفظ کرد و پس از اتمام دورۀ دبیرستان در مدرسۀ دینی اسکندریه، در سال ۱۹۳۷ به دانشکدۀ اصول دین جامعۀ الازهر قاهره پیوست. غزالی پس از اتمام تحصیلات، به یکی از داعیان اصلی اخوان‌المسلمین تبدیل شد و حتی مدتی سردبیر مجلۀ آن‌ها بود و در همین زمان، نخستین کتاب خود با نام «الاسلام و الاوضاع الاقتصادیة» را به چاپ رساند و طولی نکشید که تبدیل به مؤلفی پرکار و فقیهی مشهور شد. بعد از [شهادت امام] «حسن البناء» در سال ۱۹۴۸، غزالی حدود یک سال را در زندان گذرانید. پس از به قدرت رسیدن «انور سادات»، غزالی با دستور شخص سادات، به معاونت وزارت اوقاف رسید. او در این مدت با سخنرانی در مساجد مختلف و به خصوص در مسجد عمروبن‌عاص قاهره، خیل عظیمی از جوانان را شیفتۀ خود کرد. اما با شروع اعتراض‌های غزالی، انور سادات تمام مناصب حکومتی را از او پس گرفته و بعد از افزایش فشارها، نهایتا به دعوت دانشگاه ام‌القری در مکه، به عربستان سفر کرد. بعد از هفت سال قید ممنوع‌الورود بودنِ او به مصر برداشته شد و غزالی مجددا مدتی را به عنوان معاونت وزارت اوقاف مصر سپری کرد و سپس به دانشکده الهیات قطر پیوست. غزالی همواره حضوری پررنگ در مجامع اسلامی و تبلیغی داشت و از سال ۱۹۸۴ به عنوان ریاست دانشگاه «امیر عبدالقادر» الجزایر، به دروس تفسیر قرآن پرداخت؛ ضمن آن مقام افتای دانشگاه را هم به عهده داشت. او در همین موقع، برنامه‌های هفتگی تلویزیونی را در الجزایر اجرا کرد که با استقبال کم‌نظیری مواجه شد. بعد از مدت پنج سال اقامت در الجزایر، غزالی ناچار شد به خاطر شرایط نامناسب جسمی، الجزایر را ترک کند. او نشان لیاقت را که بزرگ‌ترین نشان الجزایر بود از دست رئیس جمهور وقت، «شاذلی بن جدید» دریافت کرد. بعد از بازگشت به مصر، غزالی از سوی دکتر «طه جابر علوانی» به ریاست شورای علمی «مؤسسۀ اندیشۀ اسلامی» دعوت شد و او در کنار برخی از بزرگ‌ترین اندیشمندان مصر مثل جابر علوانی، «محمد سلیم عوا»، «شیخ علی جمعه»، «دکتر محمد عماره» و... شروع به فعالیت کرد. در خلال همین سال‌های واپسین عمر، شخصیت علمی او مورد تقدیر کشورهای مصر، عربستان، قطر، مالزی و... قرار گرفت. او در سال ۱۹۹۵ در پنجاه‌مین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد در آمریکا شرکت کرد. نهایتا در ۹ مارچ ۱۹۹۶ در عربستان دچار حمله قلبی شد و در سن ۷۹ سالگی درگذشت.» [ویکیپیدیا] #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

جدول اوقات اذان صبح و شام ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ هجری‌قمری به افق هرات 🏷️ تهیه شده در مدرسه احیاءالعلوم هرات ما را از دعاه
جدول اوقات اذان صبح و شام ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ هجری‌قمری به افق هرات 🏷️ تهیه شده در مدرسه احیاءالعلوم هرات ما را از دعاهای‌تان فراموش نکنید! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

تکلیف نماز و روزه بعد از سقط جنین یک سوال داشتم اگر خانمی طفلش سقط بشه روزه اش چه قسم میشه اگر معلومات بدین تا چه وقت نمیتانه روزه گرفته ؟ ضياء احمد فاضلي, [14/03/2024 11:23 PM] یک مادر از اثر جنین سقط شده که برخی آثار انسانی در او ظاهر شده باشد نفاس محسوب می شود. بیشترین مدت نفاس، چهل روز است که خون بعد از آن اعتبار نداشته و بر سر چهل روزگی غسل می کند و پاک محسوب می شود و اگر جلوتر از چهل روز پاک شد مثلا بر سر ده روز پاک شد و دیگر خونی مشاهده نشد، در آن نفاسش همان ده روز است و غسل نموده به نماز و روزه شروع می کند.

آن چه مایه تاسف است این است که تاریخ مفصل انقلاب 24 حوت تدوین نشده و کم کم می رود تا از اذهان فراموش شود و بدون شک، نوعی از مهمترین تجلیل از روز 24 حوت این است که اسناد و مدارک آن روز و خاطرات آن از شاهدان عینی به طور مفصل جمع آوری شده، اهل قلم ما آن ها را در صفحات کتاب، شعر و نثر شان، ماندگار و رسانه های ما در قالب فیلم های مستند و هنری و نمایشنامه ها و... آن ها را در خاطره ها زنده نگهدارند. در نامگذاری روی جاده ها، موسسات، شرکت ها و.. از نام های مبارک آن شهدا و حماسه های آن قیام بهره برده و از این طریق قدم هایی را در ارج گزاری ایشان برداریم.

مدرسه احیاءالعلوم هرات - Статистика та аналітика Telegram каналу @aehyaa