1 154
Підписники
-124 години
-57 днів
-1830 день
Архів дописів
Repost from فروغ اندیشه
اگر خواسته زنان غزه کنار گذاشتن حجاب بود، اروپا ناوگان نظامی خود را برای حمایت از آنان میفرستاد.
اگر خواسته مردان غزه همجنسگرایی بود، آمریکا فوراً ناوهای هواپیمابر را برای حمایت از آنان میفرستاد.
اگر خواستهی کودکان غزه "تغییر جنسیت" بود، همهی سازمانهای بینالمللی برای آنها اشک میریختند.
اما اینجا مسئله ایمان و کفر است و ایمان یتیم است ولی كفر طرفداران بسیار دارد.
• أدهم شرقاوی
🔺دورنمای جنگ غزه!
✍صابر گلعنبری، کارشناس امورسیاسی خاور میانه
27 روز از جنگ غزه میگذرد و علت تداوم آن هم تنها یک چیز است: عدم تحقق اهداف اعلام شده اسرائیل تا این لحظه و در راس آنها نابودی حماس.
در واقع اگر اهداف پیشگفته تحقق یافته بود، ادامه جنگ موضوعیت نداشت. حال هم پرسش این است که آیا این اهداف عینیت مییابد؟
به گمانم نمیتوان در چارچوب منطق جنگهای کلاسیک به دنبال یافتن پاسخ بود.
در این جنگ یک طرف آن یعنی اسرائیل از منطق جنگ متعارف و متقارن و طرف حماس نیز از منطق جنگهای نامتعارف و ناهمتراز تبعیت میکند.
اگر دو طرف جنگ دو کشور و دو ارتش بودند که با توجه به عده و عده بالا، قدرت آتش و تخریب گسترده اسرائیل در سایه حمایت همه جانبه آمریکا و اروپا، سرنوشت جنگ از همان روزها و چه بسا ساعات نخست مانند جنگ 6 روزه روشن بود.
اسرائیل در 75 سال گذشته وارد چند جنگ متعارف با کشورهای عربی از جنگ 1948، 1956، 1967، 1973 و 1982 شد که در همه آنها به استثنای جنگ 1973 پیروزی برق آسایی به دست آورد. اما از زمانی که جنگهای اسرائیل وارد فاز نامتعارف شد، دیگر از آن پیروزیها خبری نشد؛ نمونه آن همین جنگهای 2008، 2012، 2014 و 2021 با غزه است که با وجود کاربست افسارگسیخته آتش و وارد آوردن تلفات بالا به طرف مقابل، نتایج جنگهای متقارن برای تل آویو حاصل نشد.
تفاوت جنگ نامتقارن کنونی با چهار جنگ پیشین در حیثیتی بودن آن برای اسرائیل است که بدون پیروزی قاطع و تحقق اهداف اعلامی جنگ تبعات سیاسی، امنیتی و اجتماعی حمله هفتم اکتبر حماس تعمیق مییابد.
در جنگهای نامتقارن مفهوم پیروزی و شکست با جنگهای متعارف متفاوت است. در این جنگها، تلفات بالا و تخریب گسترده صرفا تعیین کننده برنده و بازنده نیست، بلکه شکست طرف قوی معادله در عدم تحقق اهدافش بوده و شکست طرف ضعیف نیز در تحقق این اهداف است. جنگ یمن و افغانستان دو نمونه معاصر این جنگها هستند.
زمان در جنگ نامتعارف کنونی به ویژه پس از شروع حمله زمینی چندان به نفع اسرائیل نیست، به سه دلیل:
نخست این که با طولانیتر شدن جنگ و حجم بیسابقه تلفات فلسطینیها به ویژه کودکان و زنان افکار عمومی جهانی بر خلاف روزهای نخست جنگ در جهت مخالف اسرائیل حرکت میکند و همین خود رفته رفته آمریکا و اروپا را تحت فشار قرار میدهد. بالا گرفتن درخواستها در غرب به ویژه در میان جریان لیبرال حزب دموکرات آمریکا نیز برآیندی از این فشار است.
دوم این که طولانیتر شدن جنگ پس از شروع حمله زمینی و مواجهه نامتعارف نیروهای حماس، موجب افزایش تلفات اسرائیل میشود که بر ادامه حمایت جامعه اسرائیلی تاثیر منفی میگذارد. کما این که معیارهای تاب آوری این جامعه مرفه بر خلاف مردم غزه است و نظرسنجیها هم حاکی از کاهش حمایت از حمله زمینی از 65 درصد به 49 درصد است.
سوم این که تحقق غایت جنگ با آزادی اسرا و گروگانها که بر خلاف روزهای نخست جنگ رفته رفته به عنوان اولویت و دیگر هدف مهم جنگ مطرح شده، همپوشانی ندارد و تحقق یکی به معنای عدم تحقق دیگری است.
البته در مقابل هم با توجه به مساحت اندک و نبود امکان پشتیبانی لجستیک از خارج، طولانیتر شدن جنگ چندان هم به نفع طرف فلسطینی نیست؛ مگر این که حماس حداقل برای شش ماه عده و عده کافی را در نظر گرفته باشد و اهداف اسرائیل هم طی دو و سه ماه جنگ محقق نشود.
اکنون اسرائیل به دنبال کسب دستاوردی میدانی از طریق قطع پیوستگی جغرافیایی شمال و جنوب نوار غزه و تشدید فشار بر حماس است؛ اما قطع این ارتباط بر روی زمین با مشکل تداوم آن از زیر زمین از طریق تونلها مواجه است. همین شمال و جنوب از طریق شبکه تونلی عمیق، بسیار عمیق و کم عمق به هم وصل است که اکثرا هم به یکدیگر متصل نیستند. همین خود در کنار جنگ خانه به خانه، اشغال کامل شمال نوار غزه و حفظ آن را نیز به امری دشوار تبدیل میکند.
در کل، اسرائیل نظر به دشواره تحقق غایت جنگ یعنی نابودی حماس که سناتور کریس مورفی هم به آن تصریح داشت، در روزهای اخیر بیشتر از نابودی توانمندیهای نظامی حماس میگوید که تحقق آن هم دستکم به 6 ماه جنگ، اشغال بیشتر نوار غزه و تخریب شبکه تونلی آن بستگی دارد. ملاک تحقق این هدف هم توقف حملات موشکی و عجز شاخه نظامی حماس از تداوم رویارویی نظامی است.
در حقیقت، شکل پایان جنگ، تعیین کننده برنده و بازنده خواهد بود. این که یک طرفه و با اشغال نوار غزه پایان یابد یا از طریق انعقاد توافق آتش بس. احتمال دومی بیشتر است که در این صورت به معنای عدم تحقق غایت جنگ خواهد بود. احتمالا هم اسرائیل معطوف به این دشواره، میخواهد از طریق تخریب کلیه زیرساختهای غزه، کشتارهای هولناک و تضعیف حداکثری قدرت نظامی حماس سطحی از بازدارندگی را خلق کند.
Repost from دارالافتاء مدرسه احیاءالعلوم هرات
🔖 عنوان: آیا زلزله پدیدهای طبیعی است یا هشداری به خاطر گناهان؟!
💢 آیا میان علت طبیعی و علت غیبی، تعارض و تضادی وجود دارد؟ آیا آمدن زلزله به سبب گناهان با شناخت دلایل مادی و علمی زلزله (سنتهای الهی)، تعارض دارد؟
🔻اگر زلزله به سبب گناهان میآید پس چرا در مناطق کفار و جاهایی که فساد و گناهان در آن بسیار بیشتر است، چنین اتفاقی رخ نداده و در امان هستند؟
🔻آیا آمدن زلزله در یک منطقه، به این معناست که مردم آن ناحیه نزد خداوند، منفور هستند و بقیه مردم که دچار زلزله نشدهاند از عذاب خدا در امان هستند و خداوند آنها را دوست دارد؟
🔸 پند و اندرز گرفتن از ابتلائات و مصائب
🔹 نداشتن نگاه منفی به ابتلائات و مصائب
🔸 ثمرات ایمان به قضا و قدر الهی
و بیان چند نکته مهم دیگر توسط پروفسور ایاد قنیبی
🎙پروفسور ایاد قنیبی
📝ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
السلام علیکم و رحمة الله
افزودن نکات زیر را نیز در سخنرانیهای جمعه برای خطبای عزیز هرات پیشنهاد میکنم:
۱، فراخوان اهل خیر به کمک به آنانی که خانه هاشان در زلزله آسیب دیده و نمی توانند از خیمهها بیرون آیند و سردی هم پیش رو است.
۲،خوب است برخی تجار ما همانگونه که با سروی، اعمار خانه در یک روستا را بدوش گرفتند، همانها یا برخی دیگر با سروی ترمیم برخی خانههای شکسته در محلات فقیر نشین شهر را بدوش گیرند.
۳، تشویق امارت اسلامی که قبل از زمستان سرد فکری به حال آنها کند.
۴،تقبیح دوام جنایات اسرائیل و غرب در غزه.
۵،تاسف از بخوابرفتگی حکام عرب و اسلام.
۶، تمجید احساسات بسا ملتها در ابراز همدردی و تعاون.
۷، تمجید صبر و شجاعت اهل غزه. (با تمام فشارها و تقدیم سی هزار شهید و زخمی، وطن شان، غزه را برای اسرائیل، خالی نکرده و از اشغال آن، با موج خون شان جلوگیری کرده و میکنند).
۸، افتخارآفرینیهای مجاهدین غزه (انهدام تانکها+ قتل صدها نظامی اسرائیل+ اسرائیل در تله حماس..)
۸، ناتوانی اسرائیل و قدرتهای اتمی غرب در برابر یک فئة قليل (ایناست نتیجه نیروی ایمان و اراده)
۹، کشتار وحشیانه، بیانگر حقیقت یهود و نصارا در رفتار با مسلمانها و بیانگر نهایت بزدلی ایشان.
۱۰، دعاهای شبانه روزی ما به پیروزی بر اسرائیل (این خط اول در جنگ کفر اسلام در عصر حاضر و خیلی مهم هست)
✍ضیاءاحمد فاضلی
سلسله نوشتههای قدس شناسی
قسمت اول
اقــصی اي قبلـة اولِ مــا
اي عضو جدا از پيکرِ ما
بشکيب اينک تا باز آينــد
ايـوبي هــاي ديـگرِ ما
خداوند منان را سپاسگذاریم که به توفيق مان بخشيد تا اين مطالب را به خاطر آگاهي هموطنان مؤمن خود از سرزمين پيامبران؛ سرزمين خير و برکتها، سرزمين اسراء و معراج، سرزمين حماسهها، يعني قدس عزيز و مسجد الاقصی به رشتهی تحرير در آوریم.
بهراستي، تشنگان قدس و مسجد الاقصی در روزهايی که حملات وحشيانهی رژيم نژاد پرست اسرائيل بر جان همکيشان مظلوم و بي دفاع خود در فلسطين را از طريق رسانهها مشاهده ميکردند، با يک چشم شان ميگريستند و چشم ديگر شان از شادي اشک شوق ميريخت.
مي گريستند از اينکه ميديدند چگونه کودکان معصوم، زنان پاکدامن، و مردان آزادهیی از تبار امت شان با بمبهاي اسرائيل –چون گل- پرپر ميشوند، و با سلاحهاي شيميايي، ميسوزند و بريان ميگردند.
اما شادي ميکردند از اينکه ميديدند حماسهسازان و برادران فلسطینی شان، چون حمزهها، و خالدها، و طارقها و ايوبيها، ياد حماسههاي بدر و حنين، و يرموک و حطين، را تازه مينمايند، دليرانه جلو دشمن را ميگيرند، و مردانه استقامت ميورزند، و عزتمندانه شهيد ميشوند و قهرمانانه دشمن را از تحقق اهدافش به زانو در ميآورند، آنهم دشمني زورگو که قدرت شيطاني زمان از وي حمايت ميکند.
ميديدند که چگونه اين دشمن زورگو که فکر ميکرد در جهان هيچ کسي نيست تا جلو حرفش بايستد، در برابر جمعي به ظاهر دست خالي و ضعيف، اما متکي به قدرت الله ذوالجلال کوتاه ميآيد، و حتي قادر به متوقف ساختن حملات موشکي آنها هم نميشود، چه رسد به اين که آن ها را –به زعم باطل خود– نابود سازد.
آري، تشنگان قدس مشاهده ميکردند که در ميان امت اسلامي هنوز هستند دلير مرداني که خود را به پاي آن نمرودهاي زمان –آنانکه دعوي خدايي در سر ميپرورانند– نمياندازند، و بلکه ابراهيموار بت تکبر و غرور شان را میشکنند، و ذليلانه به عقب نشيني وادارش میکنند، و اين گونه چشمان ماتم زدة امت شان را شادمان ميسازند.
آنچه بيشتر ما را به نوشتن اين نوشته وادار ساخت، بياطلاعي مفرط همشهريان ما از قبلة اول شان، و مدافعان راستين آن، و دشمنان غاصبش بود. متأسفانه ميديدیم که برخي نا آگاهانه چنان سخن ميزنند که گويي اسرائيل مظلوم واقع شده و اين فرزندان فلسطيني اند که بر او تجاوز ميکنند، اين در حالياست که مثال اسرائيل با فلسطيني ها، مثال دزدي است که صاحبخانه را از خانهاش کشيده و خانة وي را به زور تصاحب نموده باشد، و چون صاحبخانه در پي مقاومت و دفاع از خويش بر میآيد، اين دزد، از جار مظلوميت خويش گوشها را کر ساخته، و در پي نابودي صاحبخانه بر میآيد، و پرونده اش را به دادگاه میکشاند، و خواهان محکوميت آن از طرف همة جهانيان میشود.
و اینک و در این برهه از زمان که ما بسر می بریم، آنچه مسلم و واقعیت را میرساند این است که آمریکا با همدستی و همیاری ایادی دست نشاندهی خویش در جوامع اسلامی، برانست تا با به رسمیت شناختن قدس به عنوان شهری برای اسرائیل و آن هم پایتخت آن، قدمی به سوی اسرائیل بزرگ بردارند؛ اما چون قدس را با قداست پیوندی است ناگسستنی، بوزینه زادگان پلیدی که دست شان تا آرنج به خون انبیا و پیامبران الهی، مردان و زنان مظلوم، کودکان و اطفال بی پناه آلوده است، هرگز نخواهند توانست زندگی خوش و راحتی در این بقعهی مبارکه برای خویش تدارک دیده و زندگی سرزنده ای سر کنند. امروز و یا که فردا، فرزندان برومند «صلاح الدین» و «فاتح» و «زیاد» و «یاسین» و... جهت دادخواهی مظلوم، علیه ظالم زورمند، سر بر خواهند آورد و در میدان و معرکهی کارزار و نبردِ با ظلم و ستمگری، دست همت از آستین بدر آورده و برای احقاق هر حقی، کمر بسته و داد مردم مسلمان مظلوم فلسطین را از یهود ظالم ستمگر باز خواهند ستاند، و با زنجیر و شمشیر عدالت، دست خیانت خواهند بست و گردنِ رذالت خواهند شکست.
به امید آن روز...
باسپاس از استاد فرزانه مولوی ضیاءاحمد فاضلی بابت تهیهی محتوای این سلسله
باعرض حرمت
عبدالرحمن عزام
مسوول بخش فرهنگی شعبه غرب جمعیت اصلاح هرات
ادامه دارد...
#قدس_را_بشناسیم
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت صدوچهارم)
🏷️ارتباط هارونالرشید با شارلمان
ارتباط هارونالرشید با شارلمان امپراتور فرانسه از استحکام خوبی برخوردار بود. میان این دو حاکم، هدایایی نیز رد و بدل شده بود که بر حسن این روابط افزوده و موجب تبادل سفیر میان دو کشور گردید. ضمن هدایایی که هارونالرشید برای شارلمان فرستاده بود، ساعتی آبی ساختهی بغداد، شمشیری از طلا و یک فیل بود.
تبادل سفیر میان این دو کشور، به مثابهی رویدادی تاریخی پنداشته میشد که همانندش در خلال تاریخ پیش از آن دیده نشده بود. پیشتر از آن، میان دولتمردان حکومتها معاهدات مسالمتآمیز و تعهدنامههای تجارتی منعقد میگردید؛ اما تا این حد که به تبادل سفیر بینجامد، جز در زمان هارونالرشید و شارلمان، دیگر زمانی روابط به این حد از نزدیکی نرسیده بود.
شارلمان خود را به خلیفهی عباسی نزدیک نموده و محبت وی را به دست آورد و میان او و خلیفه، پیمانهای دوستی و تجارت به امضا رسید که این موجب ایجاد تسهیلات برای حجاج مسیحی در رفت و آمد از اروپا به قدس گردید.
علاوه بر آن، شارلمان از خلال تقویت روابط کشورش با هارونالرشید، در پی کسب دوستی برای حصول مرکزی ادبی در شرق بود و تلاش میکرد تا دولت امویان اندلس که هنوز سر پای خویش استوار بود و دولت عباسی نتوانسته بود آن را از بین ببرد، تضعیف نماید. همچنان وی در جهت تضعیف امپراتوری بیزانس با خلیفهی عباسی از هیچ تعاونی دریغ نمیورزید.
شارلمان برای اصلاح نظام کشورش، از قوانین نافذه در دولت عباسی کمک گرفت و چندین هیأت به بغداد فرستاد تا فن معماری، طب و صنعت فرشبافی را فراگیرند، چون دران زمان، اروپا عقبمانده و در تاریکیهای قرون وسطی غوطهور بود.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
نشید زیبا در بارهٔ فلسطین
سلام خاک رســولان!
سلام ارض فلسطین!
به آواز :
عبدالباقی حلیمی فاریابی
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت صدوسوم)
🏷️قیام دیلم و المغرب
حرکتهای جدیدی به سرکردگی فرزندان عبدالله بن حسن از اهل بیت، در دیار دیلم و المغرب به پا خاست. چنانچه پیشتر تذکر رفت، در زمان خلافت هادی حرکتی ابراز وجود نمود که توسط حسین بن علی از اهل بیت رهبری میشد و این حرکت در حال در سال ۱۶۹ هجری توسط قوای عباسی سرکوب، و آتش شورشش با کشته شدن حسین خاموش گردید. دران روز همراه با حسین، یحیی و ادریس از نوادگان علی مرتضی نیز حضور داشتند که در فرجام بعد از شکست، توانستند پای به فرار گذاشته، از معرکه جان سالم به در ببرند؛ یحیی به بلاد دیلم رفت و ادریس عازم مغرب گردید.
یحیی بن عبدالله در سال ۱۷۶ هجری برابر با ۷۹۲ میلادی در دیلم قیام نمود و برای خویش نیرو گرد آورد و قیامش نیرو گرفت؛ لذا هارونالرشید وزیر خویش فضل بن یحیی را در رأس سپاهی برای خاموش نمودن این قیام به سوی وی فرستاد.
فضل، مردی سیاستمدار و ماهر بود. او با زبان شیرین و بیان فصیح خویش توانست یحیی را به خود مایل سازد تا بیشتر خون مردم مسلمان به زمین نریزد و او را امان داد و با خود نزد خلیفه به دربار خلافت برد و نوازشش نمود و اکرامش کرد. سپس وی نزد جعفر بن یحیی برمکی زندانی شد و بعد به کمک عبدالله از زندان رها گردید.
اما برادرش ادریس، مردم بربرِ المغرب گرد وی جمع شدند و به علت دوری مسیر و اندک بودن مواصلات میان بغداد و المغرب، حرکتش توانست جان بگیرد و از گزند خلافت عباسی در امان بماند و همین امر، عامل عمدهای بر کامیابی وی گردید.
ادریس شهر فاس را استحکام بخشید و آن را به عنوان پایتخت خویش برگزید و با این امر، وی حاکم مطلق سرزمین مراکش گردید.
خلیفه هارونالرشید بران شد تا ادریس را بدون خونریزی و جنگ و نبرد از میان بردارد؛ لذا مردی از بربر به نام شماخ به شکل ناشناخته و در لباس طبیب به سوی مراکش فرستاد تا با به کارگیری نیرنگ و فریب، ادریس را زهر بخوراند. این برنامه، محقق شد و ادریس در سال ۷۹۲ میلادی به وسیلهی زهر، از بین رفت. با مرگ وی، یارانش نزد فرزند خردسالش گرد آمده و با وی بیعت نمودند و راه و قیام وی را ادامه دادند.
هارونالرشید در سال ۱۸۴ هجری برابر با ۸۰۰ میلادی ابراهیم بن اغلب را جهت استحکام نظام و بهوجود آوردن امنیت، به شمال آفریقا فرستاد و دست وی را در تصرف و ادارهی امور آزاد گذاشت. وی توانست کنترل اوضاع را به دست گیرد و قدرت خویش را دران دیار گسترش دهد. به مرور زمان این منطقه به امارت مستقلی تبدیل گردید که به نام دولت اغلبیان شناخته میشود؛ اما از لحاظ معنوی و اسمی، مرتبط به خلافت عباسی بود.
از بین بردن فتنههای داخلی
در خلال زمانهای مختلف، منازعات و اختلافاتی داخلی بروز نمود که همه توسط خلیفه هارونالرشید خاموش گردید. در سرزمین شام، آتش اختلاف میان یمنیها و قیسیها شعلهور شد که به جنگ داخلی بزرگی تبدیل گردید و در سال ۱۸۰ هجری برابر با ۷۹۶ میلادی خاموش گردید.
سه سال پس از آن، قبایل خزر دست به شورش زدند و شمار فراوانی از اهالی ارمنستان و آذربایجان را کشتند. خلیفه سپاهی به قیادت حازم بن خزیمه و نایبش یزید بن مزید، به سویشان فرستاد که توانستند شورش خزر را قلع و قمع نموده، دوباره نظام و امنیت را به آن دیار برگردانند.
در تبرستان (مازندران) و خراسان شورشی در سال ۱۸۵ هجری به پا خاست و توسط خلیفه خاموش گردید. بعد از آن، شورشی دیگر نیز سر بلند نمود و به زودی از بین رفت و دوباره امنیت و آرامش به منطقه برگشت.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
🏷️پیام زندگی
گَهی بود جاهلان جاهلیت، آدم و آدمیت را به غل و زنجیر میبستند و کرامتِ انسانیت را لکهدار مینمودند.
نه آدم ارزشی داشت و نه آدمیت بهایی.
اموال معیشت را با چور و چپاول میبردند و اسباب و اثاث روزمره را به غارت.
مردان را به اسارت میگرفتند و زنان را به قید شهوت میکشیدند و اطفالشان را به رقیت برده میکردند.
از صداقت و امانت خبری در میان نبود و از تقوا و للهیت سخنی در کلام.
همه چشمانی وحشی و دلهایی شقی داشتند. ثروتمندان، قویتر و روز به روز بلند منصبتر و والانسبتر میشدند و ضعیفان روز به روز فقیرتر و حقیرتر.
زنان بسان کالایی بودند که به ارثش میبردند و مرد آزادمنش را به آخرت میکشاندند.
جور و جفا چنان استمرار داشت که برادر تشنه به خون برادر بود.
حرص مادیت قلب و مغز اخوت را نشانه رفته بود.
خانهها را مادیت کور کرده و محبت و اعتماد به دوایی هم یافت نمیشد.
محبت جایش را به عداوت و اعتماد جایش را به خیانت داده بود.
از عشق خانوادگی و عطوفت پدر-مادری سراغی نبود.
مرد سالاری بود و مرد سالاری؛ چرا که مردها کینهتوزانه وعقدهمندانه دخترانشان را زنده به گور میکردند!
اینهمه بود تا اینکه در برههای از زمان،
ربیعی در ربیعالاول طلوع نمود.
او رهبری بود مدبر.
دعوتگری بود معلم.
زعیمی با عزت و پیغمبری با حکمت.
دین او دربرگیر عالم و خودش رحمةللعالمین. همنوا با طلوعش پردهٔ جهل جاهلان درید و گلیم جاهلیت جاهلان برچید.
او آمد و جهان را نورش درنوردید.
از فتوحاتش جهان بیدین کفر با هم لرزید.
قلبها را مملو از محبت کرد و روابط را سرشار ازعطوفت.
از آن پس زمین جای بهتری برای زندگی شد.
دیگر زن مال نبود تا به ارثش ببرند.
آدم بود و حق زندگی داشت.
✍️نویسنده: محمد دانیال ترابی؛ عضو کانون نویسندگان الفباء
#نویسندگان_الفباء
@Alefba99
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت صدودوم)
هارونالرشید انسانی پرهیزگار، علاقمند کارهای نیکو، و بخشنده بود. روزانه صد رکعت نماز نافله ادا مینمود و از مال شخصی خود هزار درهم صدقه میداد. در باب وی آمده است که خلیفه کسی را خواست تا وی را اندرز گوید. مرد گفت:
«ای امیر مسلمانان، هرگاه تشنه شدی و آبی نبود، برای جرعهای آب که با نوشیدن آن تشنگی خویش رفع و کام خویش تر نمایی، حاضر به پرداخت چه مقدار مال و ثروت هستی؟»
خلیفه در پاسخ به وی گفت:
«برای به دست آوردن آن جرعهی آب، حاضرم نیمی از مملکتم را بپردازم.»
مرد پرسید:
«اگر بعد از نوشیدن آب، دچار مشکل شدی و توان دفع ادرار از تو گرفته شد و دوایی برای این درد نیافتی، برای رفع این مشکل و به دست آوردن دوا، حاضر به پرداخت چه مقدار مال خواهی بود؟»
هارونالرشید پاسخ داد:
«برای یافتن این دوا تا با آن این معضل را از خود دور کنم، حاضرم همهی ملک و مال و منال خویش را صرف نمایم.»
سپس آن مرد گفت:
«ای امیر مؤمنان! پس وقتی حقیقت امر چنین است، از ملک و مالی که نیمش با یک جرعهی آب و همهاش با رفع ادرار برابر نیست، دوری کن.»
هارونالرشید علماء و دانشمندان و فقها و شاعران را به جلسات خویش فراخوانده به خود نزدیک مینمود. به گفتهها و نظریات اهل فکر و اندرز و اندیشه گوش میسپرد و ایشان را تقدیر مینمود.
روزی فقیه بزرگوار محمد بن حازم را نزد خویش فراخواند تا از وی حدیث بشنود. در پایان مجلس، از وی خواست همراه حاضران مجلس غذا صرف نماید. هنگامیکه ابن حازم خواست دستان خویش را بشوید، خلیفه خود بر دستان وی آب ریخت و از او که کور بود، پرسید؛ میدانی چه کسی بر دستانت آب میریزد؟ فرمود: خیر؛ نمیدانم. خلیفه گفت: این امیرالمؤمنین است که جهت اکرام و تعظیم علم و اهل آن، بر دستان شما آب میریزد.
نخستین مرحلهی حکومتداری هارونالرشید
خلیفه هارونالرشید در نخستین مرحلهی حکومت خویش، یحیی بن خالد بن برمک که در خردسالی وی را تربیت نموده بود، به عنوان وزیر اعظم دربار انتصاب نمود. خلیفه به وی فرمود: «امور رعیت را به تو سپردم. این مسؤولیت، بردوش توست؛ آنچه درست میپنداری، از اجرایش دریغ نکن. هر کسی را که خود میخواهی، مسؤولیت ده و از وی در پیشبرد امور، یاری بخواه و هر کسی را هم که خواستی، از وظیفه عزل نمای و امور دولت را به اساس رای و نظر خویش به پیش ببر.»
همچنان خلیفه برای پسران یحیی برمکی نیز مناصب و وظایف بلندی سپرد؛ جعفر را والی مصر و فضل را امیر خراسان نمود.
وی در زمان خلافت خویش، کمیتهای قضایی متشکل از علماء برای وضع اصول حکومتداری تشکیل داد. خلیفه در قبال زندانیان حکم عفو عمومی صادر نمود که جز افراد قاتل، همه از زندان رها گردیدند.
هارونالرشید مادرش خیزران را بعد از اینکه به علت اختلاف با هادی از قصر برآمده بود، دوباره به قصر برگردانید و جایگاه والای وی هنگام خلافت شوهرش مهدی را به او داد. وی زنی محترم، روشنفکر، هوشیار و شعر پسند بود و در سال ۱۷۳ هجری به عمر چهل و پنج سالگی درگذشت.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
♦️چگونه از فرزندان مان صلاح الدین ایوبی (فاتح قدس) بسازیم؟
نجم الدین ایوب که امارت تکریت عراق را بر عهده داشت برای مدت طویلی ازدواج نکرد. روزی برادرش اسد الدین شیرکوه از او پرسید که چرا ازدواج نمی کنی؟ او گفت: تا کنون همسری شایسته خویش را نیافتم.
برادرش گفت: آیا به دختر سلطان محمد؛ پادشاه سلجوقی، یا دختر وزیر الملک برایت بخواستگاری نروم؟
نجم الدین به وی گفت: آنها شایسته من نیستند.
بردارش با تعجب گفت: شایسته تو پس چه کسی است؟
نجم الدین چنین پاسخ داد که من همسری دیندار می خواهم که مرا با خود به بهشت ببرد و از آن فرزندی داشته باشم که او را چنان قهرمانی بسازد که بیت المقدس به دستان او فتح شود.
برادرش گفت: چگونه به آن دست خواهی یافت؟
نجم الدین گفت: هر که نیتش را برای خداوند خالص گرداند، خداوند بدو مسیر خواهد ساخت.
روزی، نجم الدین ایوب، با شیخی در مسجد تکریت مشغول گفتگو بود که در همین حال، خانم محجبی آمد و شیخ را از عقب پرده صدا زد. شیخ، از نجم الدین اجازت گرفته با وی به گفتگو نشست. نجم الدین سخنان شیخ را شنید که به او می گفت: چرا جوانی را که به خواستگاریت فرستادم رد کردی؟ آن خانم گفت: جناب شیخ! آن جوان هر چند جوانی خوشصورت و دارای شهرت اجتماعی است اما شایسته من نیست.
شیخ گفت: چگونه شوهری می خواهی؟
دختر پاسخ داد: شوهری دیندار می خواهم که مرا با خود به بهشت ببرد و از آن فرزندی داشته باشم که او را چنان قهرمانی بسازد که بیت المقدس به دستان او فتح شود.
سبحان الله! عین سخنانی بر زبانش جاری شد که نجم الدین در پاسخ برادرش گفته بود.
همان گونه که نجم الدین، تمایلی به دختر پادشاه و وزیر الملک با آن همه جمال و جایگاهی که داشتند نشان نداد این دختر نیز به آن جوان خواستگارش با آن که دارای جمال و مقام بود علاقه ای نشان نداد.
هر یک شان همسری می خواست که دستش را گرفته با خود به بهشت ببرد و از وی فرزندی نصیب شود که بیت المقدس به دستان او فتح شود.
نجم الدین بلا فاصله بر شیخ صدا زد و تقاضای ازدواج با آن دختر را مطرح کرد؟
شیخ برایش گفت که آن دختر، متعلق به یکی از خانواده های فقیر محل است. نجم الدین گفت: چنین همسری مورد علاقه من است.
سرانجام نجم الدین با آن دختر ازدواج کرد و خداوند(ج) آرزویش را برآورده ساخت؛ همانگونه که خود گفته بود: هرکس با الله(ج) با صدق نیت معامله کند الله(ج) نیز نیتش را برآورده می سازد.
لذا، الله(ج) برای این دو زوج در نتیجه صدق نیت شان با الله(ج) و تلاش شان در تربیت نیکو، فرزند قهرمانی نصیب ساخت که آرزوی دیرینه امت اسلامی (فتح بیت المقدس) از چنگال صلیبی ها به دستان او رقم خورد و او همان صلاح الدین ایوبی است.
ما چنین میراثی داریم و لازم است به فرزندان خویش این میراث پرافتخار را یاد دهیم.
✅ برگفته از صفحه شیخ علی قره داغی
ترجمه: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم هرات
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت صدویکم)
🏷️دوران طلایی خلافت عباسی
در عهد هارونالرشید
هنگامیکه در سال ۱۷۰ هجری برابر با ۷۸۶ میلادی با هارونالرشید بیعت صورت گرفت، وی به بیست و دو سالگی عمر خویش قرار داشت. دران روز فرزندش مأمون پای به گیتی گذاشت و چشم به دنیا گشود. هارونالرشید به ولادت فرزند خرسند گردیده تحفههای فراوانی به دانشمندان و شاعران و سپاه و فقرا توزیع نمود.
هارونالرشید در سال ۱۴۹ هجری در ری؛ شهری باستانی در جنوب شرقی تهران دیده به دنیا گشود. پدرش مهدی در امر تربیت وی کوشید و او را به همه فن و فنون آشنا ساخت و قیادت نبرد روم را به وی سپرد. هارون درین نبرد تا دروازههای قسطنطنیه پیش رفت و امپراتور ایرین را به پرداخت جزیه وادار نمود. این مسؤولیتها، هارونالرشید را آگاهی و تجربه آموخت تا از امور دولتداری آگاه و از احوال ممالک مختلف باخبر گردد.
هارونالرشید مشهورترین شخصیتی بود که عصر عباسی در خلال پنج قرن و اندی زمان خلافت خویش به خود شناخت. در زمان خلافت وی بغداد پایگاه شکوفای علوم و فنون و تجارت گردید.
به راستی از لحاظ ثبات و رفاه و پیشرفت و شکوفایی، دوران زمامداری هارونالرشید دوران طلایی عصر عباسی است که تاریخِ بزرگی ساخت و جایگاه نخست را دران تاریخ از آن خود کرد. پادشاهان و سرکردگان دنیا از جمله شارلمان امپراتور فرانسه، مراتب دوستی خود را با هارونالرشید ابراز داشته و بران بودند تا خود را به خلیفهی عباسی نزدیک کرده و پیوند میان خود و او را مستحکم گردانند.
پیش از این در تاریخ سابقه نداشته است که کسی از حاکمان شرق، بسان هارونالرشید شهرهی آفاق گردد و آوازهی او عالم را پر کند. در زمان زمامداری وی مجموعههای بزرگی از تصانیف دانشمندان منتشر شد و صدها کتاب به زبانهای مختلف چاپ و نشر گردید و روایتها و قصههای عدیدهای در باب خردمندی و قوت ادراک و حاضر جوابی خلیفه بر سر زبانها بود و همه از کرم و بخشش و علاقهاش به مجالس شادی و سرور و شعر سرایی سخن میگفتند.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت صدم)
🏷️خلافت هادی فرزند مهدی
بعد از وفات خلیفه مهدی، با فرزندش موسی هادی بیعت شد. اما زمان زمامداری وی، از یک سال و دو ماه تجاوز ننمود. در زمان حکومتداری وی، حادثهی خطیری در حجاز رخ داد که مختصر قصهی آن، عبارت از آن بود که حسین بن علی بن حسن از اهل بیت، همراه با گروهی از یاران خویش علیه خلافت قیام نمود. سبب خروج وی اختلافی بود که میان کارگزار خلافت عباسی و گروهی از مردم مدینه روی داد که حسین به آن موضوع دخالت نموده و علیه عباسیان به قیام برخاست و سپس همراه با گروهی از یاران خویش به مکه رفت. هنگامیکه خلیفه از شورش وی باخبر شد، سپاهی به سرکردگی محمد بن سلیمان عباسی به سوی وی فرستاد تا حرکت حسین بن علی را از میان بردارد. در منطقهی فخ نزدیک مکه، جنگ خونینی میان دو فریق رخ داد که در نتیجه حسین و تعدادی از نیروهایش کشته شدند و متباقی پا به فرار گذاشته و از معرکه گریختند که از جملهی این توده، ادریس بن عبدالله بن حسن و برادرش یحیی بن عبدالله (برادران محمد نفس زکیه) نیز بودند؛ ادریس به مغرب رفت و یحیی عازم دیلم در جنوب دریای قزوین گردید.
خلیفه هادی تلاش کرد تا ولیعهدی را از برادرش هارون گرفته و برای فرزند خردسالش جعفر دهد؛ اما مادرش خیزران که در زمان خلافت همسرش مهدی در دربار دارای نفوذ و احترام بود، با اینکار وی مخالفت نمود. هادی نیز پیش از اینکه خواستهی خویش را به تحقق برساند، پیک مرگ به سراغش آمده و در سال 170 هجری به عمر بیست و سه سالگی وفات نمود.
علت مرگ وی را مسمومیت و به روایتی مشکل معده قلمداد نمودهاند.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
اهل علم میگویند که جهاد با پروژهی صهیونیسم در سرزمین فلسطین یک تکلیف شرعی برای امت اسلامی است و این وظیفه در چهار سطح انجام میشود:
• جهاد با قلب (اعتقادی)، مانند: نفرت از صهیونیستهای اشغالگر و اعتقاد به اینکه آنها مستحق آن چیزی هستند که به دست مقاومت فلسطین بر سر آنها آمد.
• جهاد با زبان (رسانهای)، و اشکال آن عبارتند از: رساندن صدای مسئله فلسطین به آزادگان جهان و افشای نفاق دنیای غرب و معیارهای دوگانه آن در برخورد با مسئله فلسطین.
• جهاد با مال (اقتصادی)، که شامل حمایت از مردم فلسطین با هرگونه حمایت مادی برای دستیابی به حقوق مشروع آنهاست.
• جهاد با نفس (نظامی)، که اکنون مردم فلسطین به نمایندگی از تمام امت نمایندهی آن هستند و کشورهای اطراف فلسطین میتوانند در آن شرکت کنند؛ زیرا مرزها نزدیک است و همه مسئولیت خود را میدانند.
https://t.me/jahanaislam
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
