364
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
کاش چند روز خیلی خیلی خیلی پول داشته باشم ببینم مشکل اصلیم بعد پول چیه؟
عزیزم، رزق و روزی همه که پول نیست، شاید مال تو یه انسان باشه که هر وقت اونو می بینی خدا رو شکر کنی که مثل اون بیمار روانی و تاکسیکی نیستی.
غمگینم مث آدمی که ناتکوینو به کیرش گرفت و دوستاش ۵۰۰ میل به بالا سود گرفتن از نات. همسترم بازی نمیکنم قهرم.
هیچ آدم عاقلی به بخت خودش لگد نمیزنه! هم جمهوری اسلامی از بودن اسرائیل نفع میبره و هم آمریکا و اسرائیل از بودن اینها تنها چیزی که این وسط واقعیه
بدبختتر شدن ما مردمه!
خیالتون راحت اینا نمایشه و تنها چیزی که بالا میره دلاره و تورم....!
سالی که گذشت...
توش برای من هم شادی بود، هم غم، هم بدست آوردن بود هم از دست دادن، هم بوسیده شدن بود، هم ترک شدن، هم عشق بود هم نفرت، هم بغل بود، هم پس زده شدن خلاصه زندگی هم بالاداره هم پایین.
امسالم لحظه سال تحویل سرخاکم گفتم زودتر بگم سال نوتون مبارک، غم ازتون دور روشنایی وارد روحتون بشه.
_ شاید امسال بیشتر حرف زدیم.
۱/۱/۰۳
سوال: یک کلمه برای توصیف سال۴۰۲؟
جواب: افتضاح!
سوال: بهترین کاری که امسال برای شخص/اشخاص دیگهای انجام دادید؟
جواب: فکر کنم هیچی :))))
سوال: فیلم مورد علاقهی سال؟
جواب: ندیدم چیزی.
سوال: سریال موردعلاقهی سال؟
جواب: ندیدم.
سوال: کی از ته دل خندیدین؟
جواب: یادم نیست
سوال: کاری که تا حالا انجام نداده بودی و امسال یاد گرفتی انجامش بدی؟
جواب: بدون دیدن اعضای خانواده ام زندگی کردن (زنده موندن)
سوال: بزرگترین درسی که یاد گرفتی؟
جواب: حال خودت که بده مهم نیست بقیه چه انتظاری ازت دارن بودن و نبودنشون کیرته.
سوال: مکان مورد علاقهای که امسال ازش بازدید کردی؟
جواب: جایی نرفتم. خونه سرکار و بلعکس
سوال: دستاوردی که امسال بهش افتخار میکنی؟
جواب: افتخار نمیکنم.
سوال: به یادموندنیترین تعریف بزرگی که امسال دریافت کردی؟
جواب: هیچی.
سوال: امسال برای چه چیزی سپاسگزار هستی؟
جواب: بازم هیچی.
از کانال ذهن نوشته های من
برای #شما:
ما در دلِ تاریکی نور را باور کردیم و جوانه زدیم، باشد که سال دیگر جوانه های ما شکوفه دهند و بهاری پربار را تجربه کنیم پر از عطر بودن های دوست داشتنی.
دوستتون دارم.
_ اسفند چارصدودو
برای #پولایجیبم:
توی یک شهر نوشتم که نرو میمیرم
خواندش و خنده کنان گفت: الهی چه قشنگ :)
برای #کتایونم:
سرانگشتش
گره میزد به گیسو
دلم میرفت و آنجا گیر میکرد...
برای #عصارهسگهار:
گر از یادم رود عالم، تو از یادم نخواهی رفت
به شرطِ آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی!
برای #داداشبزرگه که قهره:
جان من سهل است جانِ جانم اوست
دردمندم خستهام درمانم اوست
برای #کلاغ:
یک روزِ سپیدِ کوچه باغی...، در برف
پیچیده فقط صدایِ زاغی در برف
تو باشی و او که دوستش می داری
با مویِ سیاهِ پر کلاغی، در برف ...
برای #سنگ_صبور:
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی
برای #بستنی_کیم:
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟
برای #مها:
همه شب تا به سحر، از غم رویت شادیم
به امیدی که بیائی تو به غمخواری ما
