312
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1030 днів
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
травень '25
травень '25
+1
в 0 каналах
квітень '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+25
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+18
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+43
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+23
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '24
+29
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+28
в 0 каналах
Get PRO
серпень '24
+31
в 0 каналах
Get PRO
липень '24
+16
в 0 каналах
Get PRO
червень '24
+19
в 0 каналах
Get PRO
травень '24
+39
в 0 каналах
Get PRO
квітень '24
+59
в 0 каналах
Get PRO
березень '24
+14
в 0 каналах
Get PRO
лютий '24
+3
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+23
в 1 каналах
Get PRO
грудень '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
листопад '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
вересень '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+15
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+97
в 0 каналах
Get PRO
березень '230
в 0 каналах
Get PRO
лютий '230
в 0 каналах
Get PRO
січень '230
в 0 каналах
Get PRO
грудень '220
в 0 каналах
Get PRO
листопад '220
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '220
в 0 каналах
Get PRO
вересень '220
в 0 каналах
Get PRO
серпень '220
в 0 каналах
Get PRO
липень '220
в 0 каналах
Get PRO
червень '220
в 0 каналах
Get PRO
травень '220
в 0 каналах
Get PRO
квітень '220
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+4
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+215
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 06 травня | 0 | |||
| 05 травня | 0 | |||
| 04 травня | 0 | |||
| 03 травня | 0 | |||
| 02 травня | +1 | |||
| 01 травня | 0 |
Дописи каналу
کسانی که دستی را که به آنها غذا میدهد گاز میگیرند، معمولاً چکمهای را که به آنها لگد میزند، لیس میزنند."
| 2 | صحبتِ چشمها ،
باشکوهتر از صحبتِ لبهاست... | 154 |
| 3 | Mohsen-Chavoshi-Akharin-Otobus-128.mp3 | 153 |
| 4 | ما انسانهايى هستيم
كه اشكهايمان را پنهان مىكنيم
ما حتى خندههايمان را هم پنهان مىكنيم
ما آن اسبهاى مسابقه هستيم
كه پس از شكست باز هم از دويدن
دست نمىكشيم. | 152 |
| 5 | بوی آدما یه چیز دیگه اس هر چیزی ممکنه از یادت بره اما بوی عطر کسی که دوسش داری هیچوقت از یادت نمیره | 143 |
| 6 | آدم ها فقط فقط ظاهر رو میبینند
اما
خدا حواسش به قلب هست | 135 |
| 7 | یادتونه؟
یه زمان چقدر درگیر اینا بودیم
عکس میگرفتیم و نمیدونستیم نتیجه اش چی میشه! خوب افتادیم توش یا نه؟!
کیفیتش و نورش چطور شده نکنه اصلا ضد نور باشه و. چیزی معلوم نباشه یا اصلا ممکن بود که نگاتیو نور ببینه و کل عکسا بسوزه چه عروسی هایی که عکساش سوخت و عروس بدون عکس موند
یادش به خیر قدیما ... | 130 |
| 8 | چگونه به تو سلام کنم؟
من که صبح خودم را
برای خودم پست میکنم
و غروب
به پستچی میگویم
گیرنده از اینجا رفتهاست
چگونه لمست کنم؟
من که دستهایم را دور انداختهام
و طوری گم شدهام
که باد پیدایم نمیکند
میبینمت
درد میکشی
و میدانم این سرنوشت توست
تو
که خواستی برفی را دوست بداری
که مشتاق تابستان است... | 87 |
| 9 | بیماری منتهی به خشم: خوشبینی
چرا به مذاکراتی که بین ما و آمریکا در جریان است خوشبینم؟ جوابش بسیار ساده است: مجبورم. به خاطر احتمال یک زندگی معمولی، به خاطر احتمال داشتن کشوری کمتر در حال ویرانی، به خاطر اینکه خسته شدهام از این که همیشه عقبم. به خاطر یأس جوانان اطرافم، درماندگی سرپرستان خانوار. به خاطر هزینهی به فلک رسیدهی درمان. به خاطر چیزهایی همینقدر ساده است که مجبورم خوشبین باشم. به خاطر احتمال سر عقل آمدن افساردارهای مملکت، کشتهنشدن نیکاها و ابوالفضلها، زندان نرفتن ضیاها و سپیدهها. فکر میکنید آنها که باز به نتیجه امیدوارند احمقند؟ نه. ما فقط دیگر برای هر روز زیستن در جنگ بقا، جان نداریم
چطور میتوانم بدبین نباشم؟ من ۴۵ سالهام و در تمام عمرم دروغ شنیدهام. همیشه غارت کشورم را دیدهام. دزدان با چراغ را تماشا کردهام که جیب ما را خالی کردند تا گلهی دوستان فربهشان گرسنه نماند. من مرغ بیصاحب دهکده بودهام که در عروسی و عزا سر بریدهشده، چطور به سلاخان اعتماد کنم؟ وقتی به گورستان میروم، کنار مزار رفیقانم که با گلوله یا افسردگی یا کرونا یا سرطان مردهاند و تمام آنها زنده بودند اگر وطن وطن بود، چطور به مسببان این همه بلا خوشبین باشم؟ چرا فکر کنم این بازی برندهای دارد؟
صبح منشی دکتر به سادگی گفت ویزیت متخصص سه برابر شده. ما هفت نفر بودیم، و اعتراضی نکردیم. فقط به هم نگاه کردیم و غر زدیم. بعد، هرکس در تنهایی منتظر نوبتش شد. امیدوارم یادصف گاوهای مأیوس کشتارگاه افتادهباشید. این زندگی من و خیلی از ما شده. ما که مبارزهی سیاسی فرسودهمان کرده و فقط میخواهیم "زندگی کنیم". ما که میخواهیم برای خریدن یک جفت کفش چندماه محاسبه نکنیم. ما که عمر را ارزان فروختیم و در ازای دلبستن به آزادی، سلول تنهایی خانگی نصیبمان شد. این زندگی ماست...
دیدی؟ مرددم. خوشبینم، بدبینم، غمگینم، میخندم. فقط این را بگویم و خداحافظ. همین نور کمسوی امید که تابیده را ما به قیمت خون و فریاد کف خیابانها پیدا کردیم. پس اجازه بده در آخرین خط دوباره برای دخترم نیکا بنویسم: باباجان، یادمان نرفت و نخواهدرفت، حتی اگر اینطوری به نظر نیاید. ما بر عهدی که بستیم هستیم: ایران آباد آزاد. | 85 |
| 10 | کاش پنجرهای داشتی، و نوازندهی دورهگردی که آهنگ محبوبت رو توی کوچه بنوازه، و برفی روی کاجها باشه. کاش میشد مست و رها به تماشای آخرین شب دنیا مشغول باشی و همونطور که رگ گرمت پر از میل خوابه، منتظر رسیدن شهابسنگ بمونی... | 78 |
| 11 | منتظر نور نبودن تنها بخش خوشایند عادتکردن به تاریکی است. | 77 |
| 12 | Pedram Yar - Chon Nanalom.mp3 | 79 |
| 13 | حالا آنجای شب است که کمی به تو فکر میکنم و درد به کتف چپم میزند و قرص میخورم و فکر میکنم اصلا چرا تو را دیدم؟
یا چرا تو را نبوسیدم؟
چرا نگذاشتم دنیا همانطوری تخمی و سرد و احمقانه بگذرد و من به همان دوست داشته نشدن توسط کسانی که دوستشان دارم ادامه ندادم؟
چرا فکر کردم ممکن است با تو از دریا رد شوم و گوشهی یزد خانهی کوچکی داشته باشم که پیراهن تو در حیاطش خشک شود و صبح که بیدار میشوم بدن تو اولین چیزی باشد که میبوسم؟
چرا فکر کردم ممکن است درد از من برود و دیگر اینقدر از نوشتن بدم نیاید و جلوی آینه به خودم نگویم دوزاری مدعی و بگذارم تو 'درستم کنی". چرا پیر شدم و آدم نشدم؟
حالا اینجای خانهام. در تاریکی، روی سنگهای سرد. با چهار جور درد و یک قلب پاره و مرور حرفهای دوستانم که گفتهاند کسی که از اندوهش مینویسد گدای توجه است.
اینجای دنیا دور از تو و خودم و دخترمان که میشد شبیه تو باشد. دور از پسرم که میشد دربارهی تو با او حرف بزنم. دور، دور، دور. چرا نمیتوانم به سیارهی خودم برگردم؟ چرا از رگهایم نمیروی ای امید محال؟
حالا همانجایی هستم که نمیخواهم باشم. در جسم خودم.
در خانهی خودم.
کنار خودم.
شب آهسته مرا میجود و استخوانم را دور میاندازد.
صبح دوباره مثل مرغهای ابراهیم به هم میچسبم و به خیابان میروم تا به مردم اخم کنم و موقع راهرفتن پادکست گوش کنم و طوری مرتب باشم که کسی نفهمد این مترسک مثل سگ از کلاغها میترسد.
چرا ترکم نمیکنی مادیان زیبا؟
تو که میدانی من بلد نیستم یال رقصان در باد تو را نوازش کنم.
تو که میدانی من باید از زیبایی دور بمانم. چرا ترکم نمیکنی؟ | 96 |
| 14 |
من این روزا یه حال دیگه ای دارم..
.همیشه هیچ وقت این طور نبودم …
همیشه نیمه خالی رو میدیدم ..
به فکر نیمه های پر نبودم..
همیشه فکر میکردم زمین پسته..
.خدا رو سوی قبله میشه پیدا کرد..
همین دیروز سمت این حوالی بود.
یکی در زد خدا رفت درواکرد...
ترانه ی «خدا با ماست»🎶
از ابی🎙
بر روی سکانس های از فیلم «به رنگ خدا»📽
ببینید و گوش کنید تا کمی حال دلتون خوب بشه | 168 |
| 15 | ابراهیم_حامدی متخلص به ابی، در ۲۹ خرداد ۱۳۲۸ بدنیا آمد
ابی در نوجوانی به استعداد خود در خواندن پی برد.وی ابتدا در یک گروه دوستانه به نام sunboys و سپس در باشگاهها و کاخهای جوانان خواندن را آغاز کرد.
اولین ترانهٔ او "عطش" که برای فیلمی به همین عنوان ساخته شده بود.
دومین ترانهاش"چرا" نام داشت، و شعر آن از مسعود_هوشمند و آهنگش از حسین_واثقی بود.
اما سومین ترانهاش که به گفته خودش باعث معروفیتش شد، ترانهای به نام "شب" بود، با شعر اردلان_سرفراز و آهنگ منصور_ایران_نژاد که در شوی معروف میخک نقرهای از فریدون_فرخزاد برای اولین بار پخش شد.
ابی در همان دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با وی شروع به همکاری کرد. او با گروه black cats همکاری کرد و مدت زیادی در کاباره کوچینی به روی صحنه رفت.
ابی دو سال قبل ازانقلاب از ایران خارج و برای برگزاری کنسرت به امریکا رفت و درآنجا ساکن شد..
ابی در سال ۱۹۹۳ با آهنگ معروف خلیج فارس در سالن بزرگ استرالیا لقب "آقای صدا" Master Of Voice را کسب کرد | 149 |
| 16 | گاهی دلم می خواهد
سَرم را بر گردانم
به اشیا داخل اتاق سلام کنم
به میز بگویم: تو تنها بودی؟
به کُمد بگویم: تو تنها بودی؟
و همانجا درخت شوم | 145 |
| 17 | Немає тексту... | 120 |
| 18 | Gotye - Somebody That I Used To
همه ما در زندگی رازی ناگفتنی داریم
تاسفی چاره ناپذير
رويايی دست نیافتنی
و عشقی فراموش نشدنی | 99 |
| 19 |
بعضی ها فراموش نمیشوند
مثل جای زخم مانده از کودکی
که همیشه همراهت میماند
و تو باید اُنس بگیری
با خاطره هایی بی تکرار،
آهنگ های سنجاق شده،
سکوت های آرام بخش،
خنده های بی مثال
که همیشه میان سینه ات جا مانده.
مواظب بعضی های زندگی هایتان باشید.
دنیا برای از یاد بردن
آنقدر ها که فکرش را کنی
طولانی نیست
که نیست ... | 95 |
| 20 | یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد.
قوتم می بخشد،
راه می اندازد،
و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم
گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل تنگی
سوی شان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد. | 238 |
