چلیپا
Відкрити в Telegram
http://t.me/chellippa کانالی متفاوت پرازشعرهای زیبا و کلیپ های پرمعنا وشاد
Показати більше417
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-530 днів
Архів дописів
417
برای داشتن یک زندگی خوب ...
همین دو بیت رباعی خیام کافیست
تا کی غم آن خورم که دارم یا نـه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نـه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کایـن دم که فـرو بـرم بـرآرم یا نـه
شبتان آرام
خوابتان دلآرام
@chellippa
417
۱۴ اسفند ۱۳۵۹
شجریان
لطفی
عشق داند ...
۴۳ سال پیش در چنین روزی آلبوم #عشق_داند توسط محمدرضا #شجریان و محمدرضا #لطفی در سفارت آلمان در تهران اجرا شد.
@chellippa
417
🎞🍁ْ باز شد چشم جهان
ای بخت خواب آلود ، هان!
صبح دولت میدمد
برخیز زین خواب گران ...
صبح دوشنبه پانزدهم اسفند ماه تون بخیر و شادی
@chellippa
417
اگر خیلی قوز میکنین و کمرتونو صاف نگه نمیدارین، اعتماد به نفستون پایین اومده و...این ویدیو خیلی کمکتون میکنه برای صاف ایستادن
@chellippa
417
✍هرگز با دویدن به سمت کسی
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهـی داشت؛
پس با کسی بمان،
که نصف راه را به سمتت دویده است!
https://t.me/chellippa
417
#موسیقی_لکی
بانگ سحری از تب تنبور برآمد
عشق آتش سرکش شد و از طور برآمد
ساز تو غم آواز مرا زمزمه میکرد
فریاد دل از ناله ی تنبور برآمد
✍️جلیل قریشی زاده کرمانشاهی
(وفا)
@chellippa
417
#اردبیل
اینجا اردبیل -شهرستان نمین -جنگل های فندقلو -جنگل کاج هست
جنگل های فندقلو یکی از خاصترین و زیباترین جنگل های کشورمون توی استان اردبیل هست .
@chellippa
417
بنويس: "آب"، جار بزن: "نان" تمام شد!
آن واژه های تلخ دبستان تمام شد!
بابا، درخت، داس، ڪبوتر، قفس، سکوت
آقا اجازه! ديڪته هامان تمام شد
بنويس: گرگ آمد و خط خورد خنده ها
ديگر دروغگويی "چوپان" تمام شد!
آقا اجازه! خون شهيدان چه می شود؟
آموزگار : هيس! پسر جان! تمام شد...!
ديروزمان به دغدغه آب و نان گذشت
امروز هم رسيد به پايان، تمام شد
اما دلم خوش است ڪه تقدير تلخمان
با فالهای قهوه و فنجان تمام شد
مانند مشق های شبم بی خيال شعر
اين شعر هم ڪنار خيابان تمام شد....
#حق_الدوله
https://t.me/chellippa
417
قرار بود با سواد شویم!
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تختهی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد مثل پرنده که در قفسش باز میشود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشارهمان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو میشدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط میخواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
https://t.me/chellippa
