uk
Feedback
منِ‌پوچ.

منِ‌پوچ.

Відкрити в Telegram

و خیال می‌کردند که سکوت، چهار حرف دارد.

Показати більше
414
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-630 днів
Архів дописів
حس می‌کنم‌ مدت‌هاست سقوط می‌کنم‌و به زمین نمی‌رسم؛ غرق می‌شوم‌ و خفه نمی‌شوم؛ می‌سوزم‌و جان نمی‌دهم. در پایانی بی‌پایان به سر می‌برم..

‏فراموش می‌شوی، گویی که هرگز نبوده‌ای.

یه چیزی بگو که هیچوقت بهم نگفته بودی

وقتی تن کسی‌رو زخمی کنی، ‏دیگه بعدش نوازش کردنش فقط دردشو بیشتر می‌کنه.

ولی نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو..

گور بابای زمان، نمیخوام بفهمم الان تنهام..

نمیتونم بشم انگار بی‌خیال

دلم واست تنگه اندازه تهران..

نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو..

روزتون مبارک زیبایی‌های خلقت.

غَم با خاک این سرزمین پیمان دیرینه‌ای دارد.

جبران می‌شود آن روزها که صبر کردن آسان نبود، امّا تو صبر کردی.

دقیقاً می‌دونستی داری چیکار می‌کنی، همینش بیشتر از همه درد داشت.

.

میدونی چیه؟ از یه جایی به بعد هیچی رو مثل سابق جدی نمیگیری دیگه نه اومدن‌ها نه رفتن‌ها، نه حرفایی که پشت سرت میزنن . از یه جایی به بعد حتی آدم هارو هم نمیتونی جدی بگیری.

کسی نمی‌داند در این مدت چه توانی خرج کرده‌ام تا مقابل افکارم بایستم و یکباره همه چیز را تمام نکنم.

مگه نمیزنه به کی ناشناس میدی؟

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اسمت چیست؟