Gitme...💚
Відкрити в Telegram
1 902
Підписники
+224 години
+67 днів
+2530 день
Архів дописів
1 903
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تورو رو بال مرغا نوشت
رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اونو گِریوند
1 903
آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش مگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
1 903
از دید بقیه روی پاهام ایستادم. حالم خوبه و واقعا قوی ام. اما حقیقت اینه که خسته ام، تیکه تیکه شدم، میخوام فرار کنم، میخوام برم و ناپدید بشم...
1 903
من متنفر شدن از آدمارو بلد نیستم
فقط یهو برام بی اهمیت میشن،
دیگه پیگیر کاراشون نمیشم
اهمیت نمیدم که کجا میرن،
دیگه نگرانشون نمیشم،
همین...
متنفر شدنو بلد نیستم ولی،
بیخیال شدنو خوب بلدم !
1 903
آدم های راستگو خیلی زود و خیلی راحت
عاشق میشن و احساساتشونو بروز میدن
خیلی راحت بهت میگن دوستت دارن خیلی
دیر دل میکنن خیلی دیر تنهات میزارن اما
وقتی زخمی بشن، ساکت میشن، چیزی
نمیگن، خیلی راحت میرنو دیگ برنمیگردن.
