کانال آموزش زبان انگلیسی (SHAHI)
Відкрити в Telegram
472
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
📚 برخی از حروف مخفف و اختصارات پرکاربرد :
🔹IQ = Intelligence Quotient
بهره هوشی – ضريب هوشی
🔸ID = Identification
كارت شناسایی
🔹CD = Compact Disc
سی دی – ديسک فشرده
🔸DVD = Digital Video-Disc / Digital Versatile Disc
دی وی دی
🔹PhD = Doctor of philosophy
درجه دكتری
🔸ISO = International
Organization for Standardization
ايزو – سازمان جهانی استاندارد.
🔹ICU = Intensive Care Unit
بخش مراقبت های ويژه.
🔸AIDS = Acquired Immune Deficiency Syndrome
بيماری ايدز- سندرم ازبين برنده امنيت دفاعی بدن.
🔹ISBN = International Standard Book Number
شماره استاندارد بين المللی كتاب.
🔸OPEC = Organization of Petroleum Exporting Countries
اوپك- سازمان كشورهاي صادركننده نفت.
🔹IRNA = Islamic Republic News Agency
ايرنا – خبرگزاری جمهوری اسلامی
🔸ISNA = Iranian Student News Agency
ايسنا – خبرگزاری دانشجويان ايران.
🔹TOEFL = Test of English as a Foreign Language
آزمون تافل.
🔸IELTS = International English Language Testing System
آزمون آيلتس.
🔹UNESCO = United Nations Educational Scientific and CulturalOrganization
يونسكو – سازمان آموزش علمی وفرهنگی ملل متحد.
🔸UNICEF = United Nations Children’s Fund / United Nations International Children's Emergency Fund
يونيسف – صندوق اضطراری سازمان ملل متحد برای كودكان.
🔹PIN = Personal Identification Number
شماره شناسايی شخصی
🔸SIM card =SIM is the abbreviation of Subscriber Identification Module
سیم کارت
@shahi1979
The Grumpy Tree
درخت بدخلق
داستان_کوتاه_انگلیسی
There was once a grumpy tree. It was the biggest tree in the forest, and it didn’t need its shadow for anything. However, the tree would never share its shadow with any of the animals, and wouldn’t let them come anywhere near.
روزی روزگاری درخت بدخلقی وجود داشت. او، بزرگترین درخت جنگل بود. و سایهاش را برای هیچچیزی نیاز نداشت. اما این درخت هیچوقت سایهاش را با حیوانات دیگر تقسیم نمیکرد. و اجازه نمیداد که آنها حتی نزدیکش بشوند.
One year, the autumn and winter were terrible, and the tree, without its leaves, was going to die of cold. A little girl, who went to live with her grandma that winter, found the tree shivering, so she went to get a great big scarf to warm the tree up. The Spirit of the Forest appeared and told the little girl why that tree was so solitary, and why no one would help him. Even so, the girl decided to put the scarf on the tree.
یک سال، پاییز و زمستان بسیار وحشتناک بود. و درخت، بدون برگهایش داشت از سرما میمرد.یک دختر کوچک که آن زمستان رفته بود که با مادربزرگش زندگی کند، آن درخت را در حال لرزید نیافت. برای همین رفت کهیک شال به دست بیاورد که درخت را گرم کند. روح جنگل پدیدار شد و به آن دختر گفت که چرا آن درخت آنقدر تنها بود؛ و چرا هیچکسی کمکش نمیکرد. بااینحال، دختر تصمیم گرفت که شال را روی درخت بیندازد.
The next springtime, the tree had learned from the girl’s generosity, and when she sat next to the trunk the tree bent down to shade her from the sun. The Spirit of the Forest saw this and went to tell all the animals. He told them that from then on they would be able to shade themselves well, because the tree had learned that having kind and generous beings around makes the world a much better place to live in.
فصل بهار بعدی، درخت از سخاوت دختریاد گرفت. و وقتیکه او کنار تنهی درخت نشست، درخت خم شد و روی دختر سایه انداخت. (نکتهی انحرافی: هر چه فکر کردم نتوانستم معادل فارسی خوبی برای جملهی shade her from the sun پیدا کنم!). روح جنگل این موضوع را دید و رفت که به بقیهی حیوانات بگوید. او به آنها گفت که از این به بعد میتوانند از سایهی درخت استفاده کنند. زیرا درختیاد گرفته بود که داشتن موجوداتی سخاوتمند و مهربان دوروبر خود دنیا را جای بهتری برای زندگی میکند.
👌لغات مهم داستان:
Grumpy: بدخلق
Forest: جنگل
Shadow: سایه
Share: تقسیم کردن
Terrible: وحشتناک
Leaves: برگها Leaf: برگ
Shivering: لرزیدن
Scarf: شال
Spirit: روح
Appear: پدیدار شدن
Solitary: تنها
Even so: بااینحال
Springtime: فصل بهار
Generosity: سخاوت
Trunk: تنه
@shahi1979
Everyday my papa would work
To try to make ends meet
To see that we would eat
Keep those shoes upon my feet
Every night my papa would take me
And tuck me in my bed
Kiss me on my head
After all my prayers were said
And there were years
Of sadness and of tears
Through it all
Together we were strong
We were strong
Times were rough
But Papa he was tough
Mama stood beside him all along
Growing up with them was easy
The time had flew on by
The years began to fly
They aged and so did I
And I could tell
That mama she wasn't well
Papa knew and deep down so did she
So did she
When she died
Papa broke down and he cried
And all he could say was, "God, why her? Take me!"
Everyday he sat there sleeping in a rocking chair
He never went upstairs
Because she wasn't there
Then one day my Papa said,
"Son, I'm proud of how you've grown"
He said, "Go out and make it on your own.
Don't worry. I'm O.K. alone."
He said, "There are things that you must do"
He said, "There's places you must see"
And his eyes were sad as he
As he said goodbye to me
Every time I kiss my children
Papa's words ring true
He said, "Children live through you.
Let them grow! They'll leave you, too"
I remember every word Papa used to say
I kiss my kids and pray
That they'll think of me
Oh how I pray
They will think of me
That way
Someday
@shahi1979
📚 گرامر 📚 🔸Part 2🔸
📘 جملات شرطی (conditional sentences ) 📘
◀جملات شرطی نوع دوم▶
🔱از جملات شرطی نوع دوم برای بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعی يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار میرود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آيندهای متفاوت را تصور میکنيم.
💯if+گذشته ساده+would ('d)/would not (wouldn't)+مصدر بدون to
✳️If I had more money, I would ('d)buy a new car.
اگر پول داشتم، یک ماشین نو میخریدم.
✳️If you lived in England, you would ('d)soon learn English.
اگر تو انگلیس زندگی میکردی، انگلیسی رو زود یاد میگرفتی.
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
چند مثال ديگر:
✳️If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
(اگر به پول احتياج داشت به او قرض میدادم)
✳️If I had more time, I'd help you.
(اگر وقت بيشتری داشتم به شما کمک میکردم)
✳️If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
(اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت میخريدم)
✳️I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
(اگر آن کار را به من پيشنهاد میکردند هم قبول نمیکردم)
🔸در اين نوع جملات، اغلب به جای was از were استفاده میشود:
If I were living in Tehran, we could meet more often.
@shahi1979
📚 گرامر 📚 🔸Part 1 🔸
📘 جملات شرطی (conditional sentences ) 📘
❇️جملات شرطی شامل دو قسمت میباشند: يکی عبارت شرطی و ديگری عبارت اصلی. عبارتی که حاوی if باشد را عبارت شرطی و عبارت ديگر را عبارت اصلیمیناميم.
❇️رويدادی که در عبارت اصلی توصيف میشود بستگی به شرطی دارد که درعبارت شرطی بيان میشود.
1⃣we will get wet.
عبارت اصلی
2⃣If it rains this evening,
جمله شرطی
❇️عبارت شرطی میتواند در انتهای جمله نيز بيايد، ولی در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف میشود:
●if you press this button,the door opens
اگه کلید رو دکمه بدی در باز میشه
🍒به طور کلی سه نوع جمله شرطی وجود دارد که امروز اولیش رو بررسی میکنیم:
◀جملات شرطی نوع اول▶
❇️از جملات شرطی نوع اول برای بيان یک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده میشود.
■if+ حال ساده +will/won't+مصدر بدون to
●if I work hard, I will pass my exams.
اگر سخت کار کنم، امتحانم رو قبول میشم.
●If I find your watch, I will tell you.
اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت.
نکته: به جای will میتوان از might, could و should هم استفاده کرد.
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
چند جمله دیگر
●If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
(اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 میرسيم)
●If I see him, I might tell him the news.
(اگر او را ببينم ممکنه خبرها را به او بگویم)
●You'll get wet if you don't take an umbrella.
(اگر چتر نبری خيس خواهی شد)
@shahi1979
لیستی از کلمات مشابه در انگلیسی🇬🇧🇺🇸
.
Assist = همکاری کردن
Consist = شامل شدن
Insist = اصرار کردن
Resist = مقاومت کردن
Persist = پافشاری کردن
*
Host = میزبان
Hostel = هتل ارزان مخصوص دانشجویان و کارگران و ...
Hostility = خصومت
Hospitality = مهمان نوازی
*
Generous = سخاوتمند
Genius = نابغه
Genuin = اصلی_خالص
Gorgeous = زیبا
*
Suppose = گمان کردن
Oppose = مخالفت کردن
Depose = خلع کردن
Impose = تحمیل کردن
Dispose = خلاص شدن
Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
Compose = نوشتن_سرودن
*
Accept = پذیرفتن
Aspect = جنبه
Except = بجز
Expect = انتظار داشتن
Inspect = جست وجو کردن
Suspect = مضنون بودن
Respect = احترام گذاشتن
*
Reject = رد کردن
Inject = تزریق کردن
Deject = دل شکستن
Eject = پرتاب کردن_بیرون راندن
Object=اعتراض کردن
Adject = ضمیمه کردن
*
Supply = فراهم کردن
Apply = درخواست کردن
Imply = اشاره کردن_دلالت کردن
Reply = پاسخ دادن
Comply = اطاعت کردن
*
Refer = اشاره کردن
Differ = تفاوت داشتن
Infer = نتیجه گیری کردن
Offer = پیشنهاد کردن
Confer = تجمع کردن
Transfer = انتقال دادن
Prefer = ترجیح دادن
Suffer = آزار رساندن
*
Inverse = معکوس
Converse = گفتگو کردن
Reverse = معکوس کردن
Diverse = تفاوت داشتن_دگرگون کردن
Adverse = مغایر_ناسازگار
*
Beard = ریش
Bread = نان
Bored = خسته
Board = تخته_صعود کردن
Broad = وسیع
Abroad = خارج
Breed = پرورش دادن
@shahi1979
اصطلاحات : معلوم
🔷 He is known to the police
🔴 هویتش نزد پلیس معلوم است
🔷It was evident from the start
🔴از اول معلوم بود.
🔷It is not known yet
🔴 هنوز معلوم نیست.
🔷It was clear that she had lied
🔴دروغش معلوم شد.
🔷Known and unknown
🔴 معلوم و مجهول.
🔷We know it for a fact
🔴برایمان کاملا معلوم است.
🔷It is obvious enough
🔴 کاملا معلوم است
@shahi1979
📚 واژگان مشابه :
▫️ desert بیابان
▫️ dessert دسر
▪️ except به جز
▪️ accept پذیرفتن
▫️ die مردن
▫️ dye رنگ کردن
▪️affect تاثیر گذاشتن
▪️effect اثر
▫️allowed اجازه گرفتن
▫️aloud با صدای بلند
▪️ altar محراب
▪️ alter تغییر دادن/تغییر کردن
▫️ bare برهنه
▫️ bear تحمل کردن
▪️ coarse نامطبوع
▪️ course دوره
▫️ currant کشمش
▫️ current کنونی
▪️ council شورا
▪️ counsel مشورت
▫️ dual دوگانه
▫️ duel جنگ تن به تن
▪️ flaunt خودنمایی
▪️ flout تمسخر
▫️ formally رسما
▫️ formerly سابق
▪️quiet آرام
▪️quite کامل
▫️ lightening سبک
▫️ lightning روشن شدن
▪️ loose شل
▪️ lose از دست دادن
▫️ sail بادبان
▫️ sale فروش
▪️ sew دوختن
▪️ sow بذرپاشی
▫️ pain درد
▫️ pane جام
▪️ peace آرامش
▪️ piece تکه
▫️ personal شخصی
▫️ personnel کارکنان
▪️ stationary ساکن
▪️ stationery نوشت افزار
▫️ waist کمر
▫️ waste تلف کدن
▪️weather هوا
▪️whether آیا/چه
@shahi1979
جملاتی مفید و کاربردی با Each در انگلیسی🇺🇸🇬🇧
.
We love each other.
ما همدیگر را دوست داریم
.
They admire each other.
آنها همدیگر را تحسین میکنند
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
.
We have to help each other.
ما باید به همدیگر کمک کنیم
.
We're married to each other.
ما با هم ازدواج کردیم
.
I bought them each a present.
من برای هر کدام از آنها یک هدیه خریدم
.
Mori and Sue love each other.
موری و سو همدیگر را دوست دارند
.
They each received a present.
هر کدام از آنها یک هدیه دریافت کردند
.
Brush your teeth after each meal.
بعد از هر وعده غذایی دندانهایت را مسواک کن
.
Above all, you must help each other.
بعد از اینهمه/اینها شما باید به هم کمک کنید
.
How many cruises are there each day?
چقدر سفر دریایی در هر روز ایجا وجود دارد؟
.
They seem to be in love with each other.
به نظر میرسه که آنها عاشق همدیگر هستند
.
What is going to happen? each one asked of another.
چه اتفاقی داره میافته؟ هر فردی از دیگری پرسید.
.
Each one is different.
هر کدام متفاوت اند
.
Let's help each other.
بیاید به هم کمک کنیم
.
Do they love each other?
آیا آنها همدیگر را دوست دارند؟
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
@shahi1979
A Secret Talent
داستان_کوتاه_انگلیسی (سطح پیش متوسط Pre-Intermediate)
Eve is excited to go to her first Dylan Wyman concert in New York. Dylan Wyman is Eve’s favorite singer. In fact, Eve tells her mother Jeannine, Dylan Wyman is her favorite person!
ایو به خاطر رفتن به اولین کنسرت “دیلن وایمن” در نیویورک هیجانزده است. دیلن وایمن خواننده ی مورد علاقه ی ایو است. راستش، ایو به مادرش جینین می گوید که دیلن وایمن فرد مورد علاقه اش است!
When they are about halfway to New York, Jeannine hears a weird noise. “Oh no,” she says, realizing that they have a flat tire.
وقتی آنها تا نیمه راه نیویورک آمدند جینین صدای عجیبی شنید. او وقتی متوجه شد که لاستیک شان پنچر شده است گفت:«اوه نه.»
There isn’t much room on the side of the road, but Jeannine pulls the car over and climbs out. Sure enough, their right rear tire is completely flat.
جای زیادی کنار جاده وجود ندارد اما جینین ماشین را کنار جاده نگه می دارد و از ماشین بیرون می آید. همانطور که انتظار می رفت لاستیک عقب سمت راست کامل پنچر شده بود.
Jeanine opens the trunk to get the jack and the spare tire. Traffic continues to whiz by at seventy miles per hour.
جینین صندوق عقب را باز می کند تا جک و لاستیک یدک را بیاورد. ماشین های دیگر با سرعت هفتاد مایل بر ساعت از کنارشان با سرعت عبور می کنند.
“Mom, are we going to die?” Eve asks. She is really scared.
ایو می پرسد:« مامان، ما قرار است بمیریم؟» او واقعا ترسیده است.
“Don’t worry honey, I’ll be quick,” Jeannine says as she starts to jack up the car.
جینین همانطور که شروع می کند بالا بردن ماشین با جک می گوید:« نگران نباش عزیزم، سریع انجامش میدهم.»
“Wow Mom, how do you know how to do this?” Eve is shocked at her mother’s secret talent.
« وای مامان، چطور یاد گرفتی این کار را بکنی؟» ایو از استعداد پنهان مادرش شوکه شده است.
Then Jeannine takes off the flat tire.
بعد جینین لاستیک پنچر شده را در می آورد.
“Wow Mom, how do you know how to do that?” Eve asks in wonder.
ایو با تعجب پرسید:« وای مامان، آن کار را چطور یاد گرفتی انجام دهی؟»
Jeannine just laughs. Then she puts the spare tire on. Eve says, “Mom, who are you?”
جینین فقط می خندد. بعدش لاستیک یدک را نصب می کند. ایو می گوید:« مامان، تو دیگر که هستی؟»
The entire tire change takes only 10 minutes. They both climb back into the car and Jeannine says, “I’m so sorry honey, but we can’t drive all the way to Albany on this spare tire. We’re going to have to stop and buy a new tire. We might be late for your concert.”
تمام پروسه عوض کردن لاستیک تنها ده دقیقه طول می کشد. آنها هر دو بر می گردند به ماشین و جینین می گوید:« متاسفم عزیزم ولی ما نمی توانیم تمام راه تا آلبانی را با این لاستیک یدک برانیم. ما باید توقف کنیم و یک لاستیک جدید بخریم. ممکن است دیر به کنسرت برسیم.»
“That’s okay, Mom,” Eve says, “You’re my favorite person now!”m:« اشکالی ندارد مامان، تو الان فرد مورد علاقه من هستی!»
📚 ۱۰+۱ نکته در مورد تلفظ کلمات در انگلیسی
1⃣ هرگاه بعد از حرف C یکی از حروف صدادار A, I, Y قرار گیرد، حرف C صدای "س" فارسی را می دهد.
مانند:↙
Cinema سینما
اگر حرف دیگری جز A, I, Y باشد، صدای "ک" می دهد.
مانند:↙
Doctor دکتر
_______
2⃣ بعد از حرف m ، حرف b خوانده نمی شود.
مانند:↙
Lamb بره
_______
3⃣ پیش از حرف n حرف k خوانده نمی شود.
مانند:↙
Knee زانو
know دانستن
_______
4⃣ حرف l در ترکیبات alf , alk , alm , olk خوانده نمی شود.
مانند:↙
Walk گردش کردن
Calf گوساله
_______
5⃣ بعد از حرف s حرف t خوانده نمی شود. به خصوص در ترکیبات Sten و Stle حرف t خوانده نمی شود.
مانند:↙
Castle دژ
Fasten بستن
_______
6⃣ حرف n بعد از m در آخر کلمه خوانده نمی شود.
مانند:↙
Solemn موقر
Column ستون
_______
7⃣ در آخر کلمه معمولا حرف g پیش از حرف n خوانده نمی شود.
مانند:↙
Design طراحی کردن
Sign امضا کردن
_______
8⃣ حرف w در ابتدای کلمه و قبل از حرف r خوانده نمی شود.
مانند:↙
Wrong اشتباه
Write نوشتن
_______
9⃣ در وسط کلمه و به ویژه بعد از حرف i حروف gh خوانده نمی شود.
مانند:↙
Flight جنگ
Night شب
______
🔟 حرف h بعد از w در کلمات زیر خوانده نمی شود: ↙
What چه
Where کجا
Why چرا
When چه وقت
Which کدام
White سفید
_______
1⃣ + 🔟 پسوند tion در آخر کلمات، صدای "شن" فارسی می دهد.
مانند:↙
Information اطلاعات
Revolution انقلاب
@shahi1979
🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆
تفاوت عبارات
🍒 "Give an exam" 🍒
and
🍒 " Take an exam" 🍒
💥 عبارت take an exam به معنی "امتحان دادن" است:
🌿 E.g. The students took an exam.
💥 عبارت give an exam به معنی "امتحان گرفتن" است:
🌿 E.g. The teacher gave an exam.
@shahi1979
📚 ۱۰ روش برای گفتن سن
📚 10 Expressions about Age
1⃣ She’s in her early twenties.
(=20-23 years old)
2⃣ He’s in his late thirties.
(=37-39 years old)
3⃣ She just turned six.
4⃣ Act your age!
(use this when an adult is being immature, acting like a child)
5⃣ I’m not as young as I used to be.
6⃣ I’m not over the hill yet!
(over the hill = an informal expression to say “old”)
7⃣ He’s no spring chicken.
(= he’s not young)
8⃣ She’s wise beyond her years.
(she is young, but she has the wisdom of an older person)
9⃣ I’m having a senior moment. (= I’m being forgetful)
🔟 He lived to a ripe old age. (= a very
9
@shahi1979
📌وقتی میخواهید نظرتون رو در مورد چیزی
به خصوص در مواقع رسمی و نیمه رسمی ابراز کنید
بهتره با یکی عبارتهای زیر شروع کنید👇
و بعد نظرتون رو بفرمایید.
I think...
من فکر میکنم...
.
I reckon...
من گمان میکنم...
.
I’d say...
من میگویم..
.
Personally, I think...
به شخصه، من فکر میکنم...
.
What I reckon is...
چیزی که من گمان میکنم...
.
lf you ask me...
اگر از من بپرسید...
.
The way I see it...
طوری که من موضوع را میبینم...
.
As far as I’m concerned...
تا جایی که به من مربوط است...
.
If you don’t mind me saying...
اگر گفته ی من مشکلی نباشه...
.
I’m utterly convinced that..
من به کلی متقاعد شدم که...
.
In my humble opinion...
به نظر این بنده...(به نظر این حقیر...)
@shahi1979
📚 آدرس دادن به زبان انگلیسی :
پلاک = No
واحد = Unit
طبقه = Floor
طبقه همکف = Ground Floor
ساختمان = Bldg
مجتمع، مجموعه = Complex
مجتمع مسکونی = Residential Complex
شهرک = Town
کوی (محله، برزن): Quarter
منطقه = District
کد پستی = P.O BOX
کوچه = Alley
خیابان کوچک (فرعی) = St
خیابان بزرگ (اصلی) = Ave
بلوار = Blvd / میدان = Sq
بزرگراه = Highway
آزادراه = Freeway
جاده = Rd
چهار راه = Cross
تقاطع، سه راه = Junc
غربی = West
شرقی = East
شمالی = North
جنوبی = South
سمت راست = Right Side
سمت چپ = Left Side
پایین تر از = Lower of
بالاتر از = Above of
بعد از = After
قبل از = Before
بین = Between
فاز = Phase
جنب (نزدیک) = Near
نبش = Corner
ابتدای = First of
انتهای = End of
روبروی = In Front of
بن بست = Dead End
روستا = Village
شهر = City
استان = Province
کشور = Country
شهرک صنعتی = Industrial Estate
ورودی برج یا ساختمان = Entrance
@shahi1979
📚 تفاوت بین کلمات
👀 See
👀 Look at
👀 Watch
ممکن است این سه فعل در نگاه اول هم معنی به نظر برسند اما در اصل با یکدیگر متفاوتند و کاربردی مجزا دارند.
👀 Look (نگاه کردن)
💡 To look at something for a reason, with an intention.
نگاه کردن به چیزی به دلیل خاص و به منظور و مقصود خاصی.
Look at that strange man.
به آن مرد غریبه نگاه کن.
Look at the pictures I took on holiday.
به آن عکس که من در تعطیلات گرفتهام نگاه کن.
___
👀 See (دیدن)
💡To see something that comes into our sight that we weren't looking for.
دیدن اتفاقی و گذر چیزی از جلوی چشم که به آن توجه زیادی نداشتیم.
Did you see that bird? I wasn’t looking for it, it just appeared.
آن پرنده را دیدی؟ نگاه نمیکردم (انتظارش را نداشتم) یک دفعه ظاهر شد.
I saw you driving to work today.
امروز تو را در حال رانندگی به محل کار (اتفاقی) دیدم.
__
👀 Watch (تماشا کردن)
💡 To look at someone or something for a period of time, paying attention to what is happening.
با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن و توجه کردن به چیزی که در حال اتفاق افتادن است.
"Do you want to play too?"
"No, thanks. I'll just watch."
تو هم میخوای بازی بکنی؟
نه ممنون. من فقط تماشا میکنم.
Most parents don't know what their kids are watching on TV.
بیشتر والدین نمیدانند که بچه های آنها چه برنامه هایی را در تلویزیون تماشا میکنند.
@shahi1979
💥آزمون مدارس سمپاد ورودی دهم اعلام شد💥
اعلام نتایج این آزمون از طریق نشانی azmoon.medu.ir انجام میگیرد و لازم است داوطلبان با درج کد ملّی و رمز ورود به پنل شخصی خود در پورتال همگام وارد سامانه شده و از نتایج خود مطّلع شوند.
زمان دریافت درخواستهای تجدیدنظر برای پذیرفتهنشدگان این آزمون متعاقباً از طریق همین سامانه اطلاع رسانی خواهد شد. ضمناً به جز فهرست اصلی قبولشدگان، فهرست ذخیرهای برای دبیرستانهای دورۀ دوم استعدادهای درخشان اعلام نخواهد شد.
توجه : در صورت نداشتن رمز همگام به مدیر مدرسه یا کارشناس فناوری اداره آموزش و پرورش محل تحصیل خود مراجعه نمایید.
به اطلاع میرساند، کارنامه فقط برای داوطلبانی صادر میگردد که در هیچ یک از اولویتهای انتخابی خود در هر سه نوع مدرسه (مدارس استعدادهای درخشان، دبیرستان و هنرستان نمونه دولتی) پذیرفته نشده باشند، زمان مشاهده و دریافت کارنامه برای این دسته از داوطلبان متعاقباً اعلام خواهد شد .
قابل توجه پذیرفتهشدگان در آزمون ورودی پایه دهم مدارس استعدادهای درخشان:
برای پذیرفتهشدگان مطابق دستورالعمل کارنامه صادر نخواهد شد .
به منظور ثبت نام، لازم است حدّاکثر تا پایان مردادماه، با همراه داشتن مدارک (شناسنامه، کارنامۀ قبولی پایۀ هشتم و نهم و دیگر مدارک مورد نیاز) به مدرسۀ محلّ پذیرش خود مراجعه نمایید. نشانی مدرسه محل پذیرش خود را میتوانید از ادارۀ آموزش و پرورش شهرستان یا ناحیۀ محلّ تحصیل خود و یا از ادارۀ استعدادهای درخشان و دانشپژوهان جوان استان خود دریافت کنید. عدم مراجعه به مدرسۀ محلّ پذیرش در مهلت تعیینشده، به معنی انصراف شما از تحصیل در آن مدرسه خواهد بود.
انتقال بین مدارس استعدادهای درخشان در داخل یک شهرستان، حتّی در صورت دارا بودن نمرۀ کف قبولی مدرسۀ مقصد، در سال اوّل پذیرش اکیداً ممنوع است. انتقال در سنوات و پایههای بالاتر نیز، تنها در صورت دارا بودن نمرۀ کف قبولی مدرسۀ مقصد و سایر شرایط مورد نیاز امکانپذیر خواهد بود؛ امّا متقاضیان انتقال به شهرستان یا استان دیگر، باید پس از ثبت نام اوّلیّه در مدرسۀ محلّ پذیرش فعلی، مطابق ضوابط انتقال نسبت به ارائۀ درخواست اقدام نمایند.
📚 یک قالب گرامری کاربردی
👉 Have you ever + past participle + ....
آیا تا به حال .... ؟
☑️ Have you ever played tennis?
آیا تا حالا تنیس بازی کرده ایی؟
☑️ Has she ever gone to Australia?
آیا او تا به حال به استرالیا رفته است؟
☑️ Have you ever been to England?
آیا تا به حال در انگلیس بوده اید ؟
☑️ Have you ever driven a truck?
آیا تا به حال یک کامیون را رانده اید ؟
@shahi1979
