uk
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

Відкрити в Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

Показати більше
8 508
Підписники
-124 години
-777 днів
+24930 день
Архів дописів
سلام. لطف می‌کنید امشب نماز لیله‌الدفن برای احمد ابن ابوالحسن بخونید؟

سلام شبتون بخیر میشه ازتون خواهش کنم امشب نماز شب اول قبر بخونید برای این دو نفر😭😭 ۱. سید حمید سیدی فرزند سید یونس ۲. معصومه بابایی فرزند عباس

ممنون‌تون میشم توی کانال برای جوون از دست رفته‌مون نماز بخونن..😭💔 امین ابن محمد

رفقا، صدقه‌ی اول ماه صفر به نیت سلامتی و سنگينی قلب امام زمان در شب اول صفر به خصوص یادمون نره. ۵۰۴۱۷۲۱۲۱۱۵۰۸۶۲۸ روحنواز.

Repost from یوژوآل
سلام دوستان🤍 دختر خانمی هستند که شرایط مالی سختی دارن و یک‌ماه دیگه مراسم عروسیشونه، خودشون در حد توان بصورت اقساط بیشتر وسیله‌های جهزیه‌شون رو خریدن اما هنوز بخشی از وسیله‌ها مونده، در حد توان هر مبلغی می‌تونید کمک کنید گرهی از کار این عزیز آبرومند باز بشه. (قبل‌تر همین‌جا برای خرید‌های عقدشون با کمکتون مبلغی جمع شد). یا علی بگید و این پیام رو دست به دست کنید🙏🏻 6219861992279793 به نام فرهادی

گل نرجس، آبروی دو عالم... #یابقیة_الله @ba_hossein_bash

يک کسی گفته بود: مگر امام زمان بيکارند که بر عاشورا صبح و شام گريه می‌کنند؟ من عرض کردم: لابد شما کار داريد و امام زمان بيکارند! آیا امام سجاد بيکار بودند که ۳۵سال گريه کردند؟! تا 'کار' را چه معنا کنيم! آیا امام سجاد و يا حضرت يعقوب بيکار بود‌ند و از سر بيکاری گريه می‌کردند؟! اين چه تحليلی از معصوم و فعل معصوم است؟! حتماً يک سلوکی برای خودشان و برای امتشان با گريه حضرت يعقوب اتفاق می‌افتاده است. برای اهل بيت هم به اين شکل است. با اين بکائشان، سلوکی براي کل کائنات اتفاق می‌افتد و گريه‌ی کائنات، ناشی از گريه‌ی معصوم است و حال معصوم است که حال عالم را تغيير می‌دهد؛ منتها تجلی حال معصوم در دل مومن تجلي خاصي است؛ زيرا «شِيعَتُنَا جُزْءٌ مِنَّا، خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ طِينَتِنَا...». تجلی حزن امام در قلب مومن واقع می‌شود و اِلا همه‌ی کائنات تحت تاثير تحولات حال امام هستند. اين که عالم در روز عاشورا متحول می‌شود به خاطر تحول حال امام و ولی خدا است؛ اگر عالم ملائکه هم متحول می‌شوند، ريشه‌اش در تحول حال ولیّ خدا است. - استاد میرباقری.

٢٩ محرم، رسیدن کاروان اُسرا به حوالی شام...

Repost from بَبَلیچه.
از این عزیزانی که (دلقک‌هایی که) در هربحرانی «تنها» ملاک‌شون برای تشخیص أشق الأشقیاییِ آدم‌ها «أشهد» آدم‌هاست بپرسی خب داداش شما تا حالا تو عمرت سنّی، ناصبی، گبر، مسیحی، مجوسی، دهری، مستضعف، ضعیف العقیدة یا هرگونه الباقی‌ای رو به حق دعوت کردی؟ فقط می‌تونه از بغل عین خروسِ بادنما نگات کنه. اگه زهیر [عثمانی مذهب] عوض امام حسین، سر و کارش با [بعضی] هیئتی‌ها می‌افتاد همون جلسه‌ی اوّل سفره‌ی لعن زهیر پهن بود و ادّله‌ی شقاوت‌ش هم مبرهن. تک‌روایت‌گری یعنی زوال عقل. جهت تفرّج هم که شده یک سر از میکده‌ی ابوتراب بیرون بیایم و از دور هم که شده مدینة العلم رو ببینیم.

دیدی امام حسین یک بیا به زهیر گفت، چه شد؟ و او را چگونه ساخت؟ امیدوارم به همه‌ی ما یک بیا بفرماید. - حاج محمد اسماعیل دولابی.

دیدی امام حسین یک بیا به زهیر گفت، چه شد؟ و او را چگونه ساخت؟ امیدوارم به همه‌ی ما یک بیا بفرماید. - حاج محمد اسماعیل دولابی.

دیدی امام حسین یک بیا به زهیر گفت، چه شد؟ و او را چگونه ساخت؟ امیدوارم به همه‌ی ما یک بیا بفرماید. - حاج محمد اسماعیل دولابی.

#اصحاب_الحسین پرده‌ی پنجم. زهیر بن قین، برگشته‌ی حسین. قسمت اول: شد فراق عاشق و معشوق طی. زهیر را وسط خیمه‌اش ز خود بردی، نمی‌شود بروی جایی و دلی نبری... این بار به سراغ یاری که چشم امام او را گرفت و به دنبال خود بُرد، می‌رویم. زُهَیر بن قَین بَجَلی از بزرگان قبیله بجیله، او عثمانی مذهب بود. وی از مردان شریف و شجاع شهر کوفه و قوم خود شمرده می‌شد و به واسطه‌ی حضور در جنگ‌ها و فتوحات بسیار، جایگاه رفیعی به دست آورده بود. در برخی از منابع از قین(پدر زهیر) به عنوان یکی از اصحاب رسول خدا نام برده شده است. در زیارت شهدا، درباره‌ی زهیر بن قین آمده: سلام به زهیر، فرزند قین بجلی، آن که چون امام به او اجازه‌ی بازگشت داد، در پاسخ گفت: «نه! به خدا سوگند، هرگز فرزند رسول خدا را که درود خدا بر او و آلش باد، ترک نخواهم کرد. آیا فرزند رسول خدا را در حالی که اسیر در دست دشمنان است، رها کنم و خود را نجات دهم؟! خداوند آن روز را بر من نیاورد.»، او در عدم همراهی با اهل‌بیت تا آن‌جا پیش رفت که زمان برگشت از حج به سمت کوفه، با آن‌که با امام حسین هم مسیر بود، تمایلی به ملاقات با امام حسین در مسیر مکه به کوفه، نداشت. اما در منزل زَرود، دست تقدیر او را در نزدیک کاروان امام قرار داد، امام نیز فرستاده‌ی خویش را برای دیدار با ایشان دعوت کرد. دیگر دوری به پایان رسید و مقرب امام شد. چه قربی بهتر از قرب به امام حسین و امام زمان. هیچ‌کس نمی‌داند که در آن دیدار، چه حرف‌هایی رد و بدل شد، اما یک نگاه حسین، ورق را برگرداند. عشق را طی لسانی است که در طیِّ لسان، یار با یار به یک چشم زدن می‌گوید... بنابر نقل دینوری، این ملاقات در منزلگاه زَرُود انجام گرفته است. امام حسین شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. این دیدار، آن‌چنان غافلگیرانه بود که در گزارش‌ها آمده است که افرادی که بر سر سفره‌ی غذا بودند، لقمه‌هایشان را از دست‌ها انداختند و همه بی‌حرکت شدند، گویا پرنده‌ای بر سر آنها نشسته است. این دیدار مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات کوتاه که گزارش دقیقی هم از جزئیاتش در تاریخ نیست، شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام حسین منتقل کنند. عندلیب همدانی بر این باور است که حالات روحی زهیر پس از دیدار با امام حسین، حالات مجذوب سالک است که حضرت حق بنده را با جذبه‌ای به سوی خود جلب و جذب می‌کند. اگر شخص پس از این جذبه، دوباره به سوی حق بازگشت و به سلوک خود ادامه داد، این شخص مجذوب سالک است. نویسنده کتاب ثارالله، تغیّر و دگرگونی ناگهانی زهیر را دارای رمزی ناشناخته دانسته است. زهیر با همسرش نیز وداع کرد و بنا به نقلی، همسرش را طلاق داده و به او گفت: «نزد خانواده‌ات برگرد، زیرا نمی‌خواهم از سوی من، چیزی جز خوبی به تو برسد.»، براساس برخی گزارش‌ها، همسر زهیر با او به کربلا رفت. زهیر بعد از وداع با همسرش، به همراهانش گفت: «هر که دوست‌دار شهادت است، همراه من بیاید، وگرنه برود و این آخرین دیدار من با شماست.»، زهیر خاطره‌ای برای آنان نقل کرد و گفت: زمانی که به جنگ بَلِنجِر رفته بودیم، به پیروزی و غنایم فراوانی دست یافتیم و بسیار خوشحال شدیم. سلمان فارسی (در برخی منابع به جای سلمان فارسی، سلمان باهلی گفته شده است)، که همراه ما بود گفت: «آن‌گاه که سید جوانان آل محمّد را درک کردید، از پیکار و کشته شدن در کنار او بیش از دستیابی به این غنایم شادمان باشید.»، برخی منابع آورده‌اند سلمان بن مضارب، پسر عموی زهیر نیز با وی همراه شد و به سپاه امام حسین پیوست. - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

کار زینب نیست از تو دل بریدن حسین... #روضه_گودال @ba_hossein_bash

راستش بیشترین ترس من، محرمِ سال بعدت را ندیدن نیست، ترسِ من این است که تو باشی و من نگم حسین، یا انکارت کنم و برایت اشک نریزم و به یاد تو و برای کربلای تو زندگی نکنم. خلاصه که: خدای گودال، من را ببخش و هر روز ما رو مشوش‌تر کن برای حسین علیه‌السلام.

سلام اگه امکانش رو داشتید، لطف کنید نماز ليلة الدفن بخونید برای علی‌اصغر پسر حسن‌آقا

امام حسین همونه که، محاله زیر دِین یک نفر بره!

...