uk
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

Відкрити в Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash

Показати більше
8 504
Підписники
-2224 години
-747 днів
+27230 день
Архів дописів
هیچ کمالی تو عالم بالاتر از این نیست که آدم تو راه امام حسین به #اربعین برسه. #سید_احمد_نجفی @ba_hossein_bash

زیارتِ حریمِ عشق، اگر نصیبتان نشد، به جای دیدن حرم، دری به گریه وا کنید... - مصطفی کارگر.

به کربلا نرسیدن، کم از رسیدن نیست! اگر رسیده شوم باده‌ام، بمانم مِی. - محمد سهرابی

هزار روح مقدّس، غلام چشم "حسین"، که ریخت از بَصَرش در دل و روانم مِی. - محمد سهرابی.

که شمایی کشتی نجات.
که شمایی کشتی نجات.

«کل خیر منک و انت ابوالخیر.»

کلّ الخیر فی بابِ الحسین؛ امام رضا هم منو بغل کنه من میگم کار توعه، هرکس تو این دنیا کار منو راه بندازه من می‌چسبونم به تو حسینم، بارون میاد من میگم کار توعه، همه چیز دست توعه و باید همه چیز رو تو دید. - پادکست حضرت قلب.

من وقتی گرفتارم میگم: یا حسین. وقتی یاد گرفتاری‌هات میوفتم میگم: آخ حسین. تازگیا تو گرفتاری‌های خودم هم میگم آخ حسین:)... - پادکست حضرت قلب.

میگه: «من emergency call م هم گذاشتم ١۶۴٠...»

«در نزدیک بودنم به تو، هیچ نفعی نیست برات و میلیون میلیون مطهّر داری ولی حواست به من بود زیادتر از حد...»

هنر نکردم من که توی تاریکی خالص نورِ تورو دیدم... #شب_جمعه #پادکست (گفتگو با امام حسین) @hazrat_ghalb

این رسم دنیا نیست، یعنی حدود کربلاتم واسه من جا نیست؟...

این رسم دنیا نیست، انگاری هیچ‌کی مثل من این‌جوری تنها نیست...

من آرزو کردم تو رو مثل همیشه، هیچ‌کی برای من شبیه تو نمیشه... #شب_جمعه @ba_hossein_bash

اگه یه روزی نبودم، خیلی دلم برات تنگ میشه، حسین جان...

کاش ما هم شاهد این موکب عزاها در صحنت بودیم، حسین جان...

دوباره مرغ روحم، هوای کربلا کرد، دل شکسته‌ام را، اسیر و مبتلا کرد... - مداحی قدیمی حاج حسن خلج. #شب_جمعه @ba_hossein_bash

#اربعین #پادکست (کاروان اهل‌بیت) @Sabahan_masaa

مثلا اون‌جا که با عملش هولت میده نمازتو اول وقت بخونی یا می‌بینی احترامشو به اسم مقدس صاحب الزمان که همیشه وقتی نام مبارکشون میاد بلند میشه سلام میده و بعد می‌شینه.

به نقل از فرزند علامه امینی: علامه نسبت به حضرات معصومین علیه السلام بسیار ادب داشت. وقتی وارد حرم مطهر حضرت امیر می‌شد، از پایین به بالای سر نمی‌رفت. روبروی حضرت می‌ایستاد و گریه شدیدی می‌نمود. خود ایشان به من فرمودند: «از آن وقتی که در نجف هستم، از سمت بالای سر حرم نرفته‌ام.»، از پایین وارده شده و از همان سمت خارج می‌شدند.