با حُسین باش.
Відкрити в Telegram
«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash
Показати більше8 504
Підписники
-2224 години
-747 днів
+27230 день
Архів дописів
8 511
در حیرتم که با جگر او چه کار کرد،
زهری که آب کرد، دل سنگخواره را...
#شهادت_امام_حسن
@ba_hossein_bash
8 511
جدی من نمیدونستم انقدر عایشه لعنت الله خاطرخواه داره، خاطرخواهنش، لطفا نیاید ناشناس، من واقعا وقت بحث راجع به بدیهیات رو ندارم و با احترام، جوابی نمیدم من بعد.🙏
8 511
اینجوری که بعضیها برای منافعشون، به عایشه لعنت الله چه لقبها که نسبت نمیدن! پناه بر خدا! چه چیزها که آدم نمیبینه!
8 511
ابن شهر آشوب مینویسد: «وَرَموا بِالنبال جنازته حتي سَلَّ منها سبعون نَبلاً؛ تابوت امام حسن را تير باران كردند تا جايی كه هفتاد چوبه تير به تابوت آويخته شد...»
- المناقب، ج۴، ص۴۴.
8 511
نمُردهام که بگویی پیامبر مردهست!
نمیگذارم منکر شوی شهادت را!
به مرگ عادی؟ تقویمها غلط کردند!
نیاورید بر این کشته اسم رحلت را!
به سِیف یا که به سَم اهل بیت را کشتند،
تمام کرده به ما این حدیث، حجّت را…
8 511
در آن روزها، یکی از اصحاب نزد آمد و دید مقابل امام حسن طشتی گذاشته شده و خون و تکههای جگر در آن دیده میشود. عرض کرد: آقای من، چرا برای معالجه خود اقدام نمیکنید؟ حضرت فرمودند: مرگ را با چه میتوان مداوا کرد؟! او با شنیدن این سخن که خبر از شهادت میداد، گفت: «انا لله و انا اليه راجعون». امام حسن علیه السلام فرمودند: «به خدا قسم، پیامبر با ما عهد بسته که امر امامت را یازده امام از فرزندان علی و فاطمه علیهماالسلام به دست خواهند گرفت. هیچ کدام از ما نیست مگر آنکه مسموم یا شهید میشویم.»، سپس طشت را بردند و حضرت تکیه دادند و گریستند. آن مرد عرض کرد: يابن رسول الله، مرا موعظه فرما. حضرت نصایحی دربارهی آمادگی برای آخرت و دوری از محرمات و دوستی با اولیای خدا فرمودند. با پایان گفتگو، ناگهان نفس امام حسن علیهالسلام قطع شد و رنگ حضرت به زردی گرایید و آن مرد از اینکه برای حضرت اتفاقی افتاده باشد ترسید، اما امام حسین علیه السلام و یکی از اصحاب آمدند و حضرت برادر را در آغوش گرفتند و سر و چشمانشان را بوسیدند. امام حسین علیه السلام پس از بهبود حال امام حسن علیه السلام کنار او نشستند و با یکدیگر به آرامی گفتگو کردند.
- بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۳۸.
