Go Casts | Systems & Agents 🚀
Відкрити в Telegram
Ex Snapp! Senior Software Engineer فوق لیسانس هوش مصنوعی از دانشگاه تهران اشتراک محتوا در مورد مهندسی نرم افزار، ایجنت های هوش مصنوعی https://gocasts.ir پروفایل https://www.linkedin.com/in/gohossein ارتباط @lifography Ai for Software @aicasts_ir
Показати більше9 927
Підписники
+224 години
+2057 днів
+1 81230 днів
Архів дописів
از دیروز چند آیتم ظاهری در GoCasts بهروز شده 🚀
اگه دقت کرده باشید، لوگو، اسم کانال و بیو تغییر کرده:
Go Casts | Systems & Agents
این تصمیم یهویی نبود. حدود یک سال و نیم پیش که @aicasts_ir رو راه انداختیم، نگاهمون این بود که همهمون، بهعنوان مهندس نرمافزار، باید به این سمت بریم. ولی کمکم این موضوع برای خود GoCasts هم خیلی جدیتر شد. خیلی وقته که محتوای کانال رنگ و بوی agentها رو گرفته و طبیعی هم هست. ولی وقتش شده بود که در هویت اصلی GoCasts هم این تغییر نشون داده بشه.
لوگوی جدید هم از همین ایده اومده: سیستمها و ایجنتها. چند تکهی جدا که در کنار هم یک چرخهی کامل میسازن.
▫️ یعنی دیگه نرمافزار مهم نیست؟ نه، اصلاً.
برای من، نرمافزار همچنان یکی از جدیترین دغدغههاست. هنوز practiceهای خوب نرمافزار، طراحی distributed system و چالشهای مهمی مثل reliability، scalability و غیره خیلی جدیان.
▫️ در آغوش گرفتن agentها
در آغوش گرفتن ایجنتها اجتنابناپذیره. به نظرم اتفاقاً باید براش ذوق هم داشته باشیم، چون ایجنتها به ما اجازه میدن همون نرمافزار خوب، باحال و scalable رو سادهتر، بهتر و کمهزینهتر بسازیم.
خیلی وقت پیش در مورد این در آغوش گرفتنه صحبت کرده بودم.
یکی از واضحترین قدمها هم در آغوش گرفتن تمام و کمال AI برای بهبود بهرهوری کارمون هست:
https://t.me/gocasts/743
▫️ ایجنتها خودشون هم یک «سیستم» جدیدن
جدا از اینکه با ایجنتها سیستم میسازیم، خود ایجنتها هم یه دنیای مهندسی تازهان: agent runtime، harness، scale کردن ایجنتها و ... . موضوعی که به نظرم باید عمیق دنبالش کرد.
▫️ گولنگ خیلی خوبه!
گولنگ برای من همچنان خیلی دوستداشتنی و مهمه، ولی agentic Go.
نرمافزار در همهی ابعادش مهمه، ولی agentic software.
یعنی مباحث مهم در گولنگ و software رو باید مسلط شد، و خیلی از جزئیات کماهمیتتر رو به ایجنتها سپرد.
▫️ طراحی و معماری سیستم: مهمتر از قبل
طراحی سیستم و معماری همیشه مهم بوده، ولی با اومدن ایجنتها هم مهمتر شده و هم چالشبرانگیزتر.
نگاه اهمیت دادن به طراحی سیستم در GoCasts چندین ساله که وجود داره. به همین دلیله که بخش خوبی از محتوای دورهی بکاند و گولنگ GoCasts در مورد طراحی و معماری سیستم بوده و معتقد بودیم هر فرد در این حوزه، بدون در نظر گرفتن میزان تجربهش، باید از طراحی سیستم بدونه. حتی کمتجربهترین فرد!
وقتی نوشتن کد اینقدر سریع و ارزون شده، تصمیمهای اصلی سنگینتر شدن: مرزبندی سرویسها، مدل داده، invariantها، trade-offها و اینکه سیستم زیر بار و در زمان خطا چه رفتاری داره.
ایجنت هر چیزی رو که بهش بگیم سریع میسازه؛ خوبش رو سریع، اشتباهش رو هم سریع. یه تصمیم معماری غلط، با سرعت ایجنتها خیلی زودتر و بزرگتر خودش رو نشون میده.
پس هر چی کد بیشتر رو ایجنتها مینویسن، فکر کردن به سیستم بیشتر کار ما میشه.
▫️ عمیق شدن سر جاشه
در GoCasts تا امروز سعی کردیم نگاه نسبتاً عمیقی به مباحث ریز و درشت سیستمها داشته باشیم، و این رویه همچنان پابرجاست. قرار نیست عمیق شدن رو از دست بدیم، فقط قراره هوشمندانهترش کنیم: اینکه چه چیزی ارزش عمیق شدن داره و چه چیزی رو میشه با خیال راحت به ایجنتها سپرد.
پس همچنان از چالشهای مختلف مهندسی نرمافزار، عمیق و دقیق، صحبت میکنیم. این کانال قرار نیست فقط کانال agentها باشه. agentها به لیست اضافه شدن، جای چیزی رو نگرفتن.
ممنون که همراهمون هستید ❤️
@gocasts
اینم از عمو باب که تسلیم شد!
کاری ندارم که با ایشون هم نظر بودید و هستید یا نه. به دور از همه جنبه های فنی و اقتصادی ای که uncle bob داره من یه چیزی رو در ایشون خیلی بارز میدونم. تجربه نزدیک به ۶۰ سال برنامه نویسی! احتمالا هر چقدر جلوتر بریم کمتر درگیر کد خواهیم شد. نمیگم صفر میشه ولی خیلی خیلی کمتر از قبل خواهد شد. چون بیزینسها انتظارشون متفاوت میشه و اعتمادشون هر روز به ایجنتها بیشتر میشه. پس چه بخوایم چه نخوایم مجبور میشیم در این مسیر گام برداریم.
https://x.com/unclebobmartin/status/2105647907705868659
بنده تقریبا یک سالی هست که ایده م اینه به عصر disposable code میرسیم، شاید کمی اغراق آمیز باشه، اما مسیری که در این یک سال طی شده خیلی هم اونو اغراقآمیز نمیکنه. اینجا در موردش نوشتم.
https://t.me/gocasts/795
شاید سوال بشه که کدهای ai بعد از مدتی خیلی کثیف و غیره و غیره میشه. جواب اینه که مهم نیست چون ai خیلی راحت تر با اون کد برخورد میکنه بعلاوه اینکه راه های زیادی وجود داره ایجنت هارو تربیت کنیم که تمیز کد بزنن!
https://x.com/unclebobmartin/status/2105713516359594054
چی سر مهندسی نرم افزار میاد؟ احتمال زیاد بازتعریف میشه و بخش عمده ای از مهارت هاش گره میخوره به ایجنت های هوش مصنوعی. مهندسی ایجنت ها، تربیت ایجنت ها، مدیریت ایجنت ها و هر چیز دیگه ای با ایجنت ها!
کامنت uncle bob در همین زمینه مفیده
https://x.com/unclebobmartin/status/2105715756746903610
نا امیدکننده ست؟ فکر نمیکنم، هنوز هم مهندس نرم افزار کلی مزیت داره نسبت به یه vibe coder صرف بودن، به شرطی که موقعیت فعلی ش گولش نزنه و غافل نباشه و agent engineering رو جدی بگیره...
کار با ایجنت ها هزینه داره. اما صادقانه ناچاریم که جدی تر ببینیم این قضیه رو. چون شغلمونه و این هزینه رو باید جز هزینههای قطعی کارمون در نظر بگیریم..
@gocasts
Repost from Ai Casts | Ai for Software
ترکیب Sonnet 5.5 و Opus 5.5 این روزا خیلی خوب جواب میده.
الگویی که برای من جواب داده اینه: کارای حجیم و تکراری (پیادهسازی، ریفکتور، نوشتن تست، پر کردن جزئیات) رو میدم به Sonnet 5.5. تصمیمهای مهم رو میدم به Opus 5.5: طراحی، review، و جاهایی که اشتباه گرون تموم میشه. هزینه و سرعت متعادل میمونه و رو بخشهای حساس هم کیفیت نمیاد پایین.
چیزی که تازه حس کردم اینه که طول تسکهای long-running از چند ساعت رسیده به چند روز. یکی دو بار پیش اومده که دو سه روز کار توسعه تو بکگراند جلو رفته و من اصلاً متوجه نشدم. نکته مهمترش اینه که کار واقعاً پیش رفته بود. اینطوری نبود که چرت و پرت تولید کرده باشه. خروجی بیربط نبود و میشد ادامهش داد.
این ماجرا با اکانت ۲۰ دلاری شدنیه و اگه با همون اکانت به محدودیت خوردید، اون موقع به فکر ارتقا باشید.
البته هنوز باید نظارت داشته باشید در مراحل مختلف پروسه. ولی نسبت به چند ماه پیش، اعتماد به اینکه یه تسک بلند رو رها کنی خیلی بیشتر شده.
یه نقش مهمی که به نظرم باید ایفا کنیم qa-engineer بودنه!
https://x.com/adocomplete/status/2104638097678020992
@gocasts
Ai for Software
@aicasts_ir
Repost from Ai Casts | Ai for Software
ترکیب Sonnet 5.5 و Opus 5.5 این روزا خیلی خوب جواب میده.
الگویی که برای من جواب داده اینه: کارای حجیم و تکراری (پیادهسازی، ریفکتور، نوشتن تست، پر کردن جزئیات) رو میدم به Sonnet 5.5. تصمیمهای مهم رو میدم به Opus 5.5: طراحی، review، و جاهایی که اشتباه گرون تموم میشه. هزینه و سرعت متعادل میمونه و رو بخشهای حساس هم کیفیت نمیاد پایین.
چیزی که تازه حس کردم اینه که طول تسکهای long-running از چند ساعت رسیده به چند روز. یکی دو بار پیش اومده که دو سه روز کار توسعه تو بکگراند جلو رفته و من اصلاً متوجه نشدم. نکته مهمترش اینه که کار واقعاً پیش رفته بود. اینطوری نبود که چرت و پرت تولید کرده باشه. خروجی بیربط نبود و میشد ادامهش داد.
این ماجرا با اکانت ۲۰ دلاری شدنیه و اگه با همون اکانت به محدودیت خوردید، اون موقع به فکر ارتقا باشید.
البته هنوز باید نظارت داشته باشید در مراحل مختلف پروسه. ولی نسبت به چند ماه پیش، اعتماد به اینکه یه تسک بلند رو رها کنی خیلی بیشتر شده.
یه نقش مهمی که به نظرم باید ایفا کنیم qa-engineer بودنه...
@gocasts
Ai for Software
@aicasts_ir
از دوستان آروان اطلاع دادند مشکل ارتباطی (شبکه ای) از خارج از کشور هست و داخل ایران مسئله ای نیست.
این بهترین تجربهای بود که تا حالا با یه agent داشتم.
دیشب با تاخیر چند ساعته ایمیل هاستینگ رو خوندم که نوشته بود «فردا ۸ صبح سرورتون رو با اسنپشات میبریم روی زیرساخت جدید، IP عوض میشه، از دیتاتون بکاپ بگیرید، مسئولیتش با خودتونه.» سرور، تنها سرور پروداکشن یه سازمانه که تو پنج سال گذشته هر چیزی که لازم بوده روش نصب شده: چند تا استک داکر (Nuxt، دو تا Laravel، MySQL های جدا)، وردپرس روی php-fpm و MariaDB خود هاست، یه رجیستری خصوصی داکر، ۱۹ تا دیتابیس که نصفشون legacyان، بیش از ۱۵ گیگ فایل و مدارک مهم سازمان، درگاههای بانکی که IP سرور رو whitelist کردن، و CentOS 7 که دو ساله EOL شده. دیسک ۹۹٪ پر بود و روش قدیمی بکاپ (tar بگیر، با HTTP دانلود کن) عملاً غیرممکن. کار ما عملاً ۱۲ شب شروع شد، یعنی ۸ ساعت تا مهاجرت.
ابزار Claude Code با مدل Fable رو باز کردم و اول نقشهی سرور رو کشید: کدوم سرویس کجاست، دیتا کجاست، چی به IP وابستهست. بعد فهمید پهنای باند سرور به لپتاپ من ۱۵۰ کیلوبایت بر ثانیهست و ۱۵ گیگ عمراً تا صبح نمیرسه؛ رفت سراغ object storage داخلی که کلیدش از قبل روی سرور بود، rclone رو بدون sudo نصب کرد، آپلود رو تو tmux راه انداخت و با ۶ مگابایت بر ثانیه تو ۴۰ دقیقه تموم شد. dump دیتابیسها رو گرفت و قبل از اینکه بگه «بکاپ داریم» روی لپتاپ من restore کرد و ردیفها رو شمرد. docker save ایمیجهایی که هیچجای دیگه وجود نداشتن، کانفیگها، docker inspect همهی کانتینرها، همه رفت. همزمان یه runbook زنده نوشت: وضعیت، ریسکها، پلن بکاپ با وضعیت هر آیتم، چکلیست تغییر IP، تستهای بعد از انتقال، و دستور بازسازی از صفر اگه اسنپشات خراب میشد. تو همین مسیر چند تا چیز پیدا کرد که خودم نمیدونستم: یه فایل nginx که روی IP قدیم listen میکرد و روی سرور جدید کل nginx رو زمین میزد (قبل از مهاجرت درستش کردیم)، اینکه کل زون DNS پشت CDN بود و TTL اصلاً مهم نبود، و گواهیهای TLS مبدأ که شش هفته بود منقضی شده بودن و CDN قایمشون کرده بود.
چیزی که این تجربه رو با هر ابزار دیگهای فرق داد، همیشهآنلاین بودنش بود. من ساعت ۳ رفتم خوابیدم؛ Fable بیدار موند. هر ۵ دقیقه پیشرفت آپلود و تعداد خطاها رو چک میکرد، بعد از هر مرحله rclone check میزد و فایلها رو با دیسک مقایسه میکرد، بعد که تصمیم گرفتم بهخاطر تعویق احتمالی مهاجرت هیچ سرویسی رو stop نکنم، یه dump تکرارشوندهی ۵ دقیقهای گذاشت که تا لحظهی قطع سرور کار کرد و هر دور رو همون لحظه به storage میفرستاد. صبح که مهاجرت شروع شد، مانیتورش هر دقیقه IP قدیم و جدید رو میزد؛ لحظهی قطع رو ثبت کرد، لحظهی بالا اومدن سرور جدید رو گرفت، همون دقیقه SSH زد، شبکه و ۱۵ کانتینر و crash recovery هر دو MySQL و تعداد ردیف پرداختها و تعداد فایلها رو با شب قبل مقایسه کرد، بعد یه مانیتور روی CDN گذاشت که تکتک دامنهها کی ۲۰۰ برمیگردن، و بعد از اون هم تا یه ساعت، هر ۱۰ دقیقه پرداختهای موفق رو با همون ساعت دیروز و هفتهی قبل مقایسه کرد و نتیجه رو تو runbook نوشت تا مطمئن بشیم درآمد سازمان واقعاً برگشته. من صبح فقط ریویو میکردم، sudo میزدم و تصمیم میگرفتم؛ بقیهش چشم و دست اون بود.
نتیجه: حدود ۴۰ دقیقه downtime، که ۳۰ دقیقهش زمان خود اسنپشات و بوت سرور جدید توسط هاستینگ بود و ۱۰ دقیقهی بعدش عوض کردن origin تو CDN به دست خودم. صفر داده از دست رفت؛ آخرین پرداخت قبل از قطع و اولین پرداخت بعدش با شمارش ردیف تأیید شد. بعدش هم یه hotfix فرانت داد که فقط درگاهی که IP جدید رو تأیید کرده بود فعال بمونه (با env، بدون rebuild برای برگردوندن بقیه) و تو همون مسیر یه باگ چندساله پیدا شد: هر فرم پرداختی که کاربر دست به رادیوباتنها نمیزد به یه درگاه هاردکد میرفت. اغراق نمیکنم: اشتباه هم داشت (اولین نسخهی fix ای که برای flush کش نوشت یه باگ quoting داشت و خودش تو دور بعد درستش کرد). واقعا لذت بردم از همراهیش به عنوان یه همکار on-call که خسته نمیشه، همه چیز رو مستند میکنه و قبل از ادعا تست میکنه.
آخراش روم نمیشد ازش کار بخوام میخواستم پرامپت بنویسم ناخودآگاه جلمه رو با «بیزحمت» شروع میکردم 😅.
بدون اغراق احتمالا این بهترین تجربهای بود که تا حالا با یه agent داشتم.
@gocasts
بچه ها اگه تجربه software factory جدی داشتید توی شرکت و سازمان و محصول تون، بهم فیدبک بدید از چه ایجنت و ابزارهای open-source و غیره ای استفاده کردید و اگه خودتون توسعه دادید تجربه تون چی بوده، فرآیندهای توسعه و حتی فرآیندهای غیرفنی رو بهبود داده یا خیر. چالش ها و مشکلاتش چیه.
@gocasts
در مورد پست دیشب که در لینکدین منتشر شد لازمه این نکته رو اضافه کنم که
https://lnkd.in/p/eGm7-M_B
درسته که هیچ اشکالی نداره رزومه با هوش مصنوعی نوشته بشه، خودم هم این کارو میکنم، اما رزومه باید بازتابی از شخصیت و تجربیات شما باشه، وقتی با کلمات کلیشه ای پر بشه از نظر من عملا بی فایده میشه، درسته که شرکت ها در پروسه بازبینی اولیه از هوش مصنوعی برای ارزیابی استفاده میکنن، اما در نهایت گزینه های نهایی رو عامل انسانی بررسی میکنه، و اونجاست که مهم میشه رزومه شما بازتاب دهنده شماست، یا صرفا از کلماتی پر شده که ایجنت استخدام رو هک کنه...
@gocasts
مارتین فاولر یه مطلب نوشته به اسم «I don't like LLMs».
فاولر قبول داره که این ابزارها کار میکنن. حتی از Jessica Kerr نقل میکنه که استفاده نکردن ازشون غیرمسئولانهست. مشکلش با کاراییشون نیست، با رفتارشونه. میگه ادای آدم رو درمیارن، و تازه ادای آدمی رو که اگه واقعی بود باهاش رفیق نمیشد. وقتی یه چیزی رو نمیدونن با همون اطمینانی که جواب درست میدن سرهمش میکنن، و اشتباهشون رو که بگی یه عذرخواهی سرسری میکنن و میرن سراغ جواب بعدی.
لینک مطلبش رو گذاشتم، تمایل داشتید بخونید:
https://martinfowler.com/articles/2026-dont-like-llms.html
@gocasts
سلام به همه دوستان
یکی از دوستان به همراه تیمش سرویس CDN رو از صفر نوشتن — نه روی استکهای آمادهٔ معمول. با مؤسسش جلسه داشتم؛ چیزی که دیدم این بود که تو مدت کوتاهی رشد خوبی داشتن. به گفتهٔ خودشون بالای ۷۰ مشتری دارن و در اوج قطعیهای اینترنت، سرویسشون بالا مونده و از بیرون هم در دسترس بوده.
دو تا ویژگیاش برام واقعاً جالب بود:
۱) لاگ کامل درخواستها. یعنی میتونی ببینی دقیقاً چی از CDN رد شده، نه فقط چند تا نمودار کلی. برای دیباگ و تحلیل ترافیک ارزشش رو داره.
۲) سرویس Gateway. این یکی به درد خیلیهامون میخوره. از سرور ایران که میخوای به پروایدرهای خارجی ریکوئست بزنی، معمولاً به خاطر تحریم به ۴۰۳ میخوری. اینجا یه base URL روی دامنهٔ خودت میگیری و به جای آدرس اصلی توی کدت میذاری:
https://openrouter.ai/api/v1/chat/completions
↓
https://openrouter.yourdomain.com/api/v1/chat/completions
برای OpenRouter، سرویسهای گوگل، docker pull، رجیستری npm و مشابهش. به گفتهٔ خودشون حتی موقع قطعی اینترنت هم فعال میمونه.
صادقانه: من خودم هنوز روی پروداکشن تستش نکردم، و این پست تبلیغ نیست. CDN خوب تو ایران کم داریم و ترجیح میدم تیمی که داره جدی روش کار میکنه دیده بشه. اگر امتحانش کردید حتماً بهم فیدبک بدید.
🔗 CDN: https://nsin.ir/products/cdn/
🔗 Gateway: https://nsin.ir/products/gateways/
ثبتنام با ۱۰٪ تخفیف گوکست
🔗 https://panel.nsin.ir/auth/jwt/sign-up?ref=gocasts
این فیچر ai crawlerها رو هم اینجا تو کانالشون میتونید بخونید در موردش
https://t.me/nsin_ir/24
حمایته، نه تبلیغ ❤️
@gocasts
همکاران سیستم برگزار میکند:
بوتکمپ برنامهنویسی Go
ℹ️ آغاز دوره از ۲ مهرماه | ۴ جلسه ۴.۵ ساعته | ساعت ۸:۳۰ تا ۱۳
‼️ در طی ۴ جلسه مباحث اصلی برنامهنویسی با زبان Go رو یاد میگیری و با انجام پروژههای کوچک به حل چالشها و مسائل واقعی دنیای برنامهنویسی میپردازی.
🔺هزینه دوره: رایگان
📧 برای شرکت در این دوره کافیه رزومهت رو برای ما ارسال کنی:
Hr-Dev@systemgroup.net
🔷 سرفصلهای بوتکمپ
- Think in Go
Familiarity with Go Program Structure, Data Types, Types, and Functions
- Build with Go
Methods، Interfaces، Abstraction, Packages
- Go Beyond One Thread
Goroutine، Channel، Shared State, Concurrency
- Engineer with Confidence
Development Tools, Testing, Project structure, and principles of writing reliable software
⌛ مهلت ارسال رزومه: سهشنبه ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵
📍این دوره آموزشی به صورت حضوری در محل شرکت همکاران سیستم در شهر تهران برگزار میشه.
لینکدین | اینستاگرام
یه نکتهی جذاب در مقالهی جدید مهندسی Uber اینه که برای نصفکردن latency جستوجوی Uber Eats، فقط سراغ بهینهسازی مدل یا زیرساخت نرفتن؛ کل مسیر «تایپکردن تا دیدن اولین نتایج» رو اندازه گرفتن.
مثلاً hydration رو به دو بخش شکستن: دادههایی که ranking واقعاً لازم داره وارد critical path میشن و اطلاعات نمایشی مثل قیمت و تخفیف، همزمان و جداگانه دریافت میشن. چند retrieval کمبازده رو هم حذف کردن، زنجیرهها رو زودتر deduplicate کردن و با گروهبندی آیتمهای مشابه، تعداد lookupها رو بیشتر از ۱۰۰ برابر کاهش دادن. حتی در سرویسهای Go، جای pointer و value type رو بازنگری کردن؛ چون در بعضی سرویسها GC بیش از ۴۰٪ CPU رو مصرف میکرد. نمونهی خوبی از اینکه performance معمولاً با یک ترفند عجیب بهتر نمیشه؛ بلکه باید کار اضافه، dependency اشتباه و allocationهای ریز روی hot path رو پیدا کرد!
اما برای من، جذابترین بخش ماجرا agent loop اوبر بود. به یک coding agent هدف مشخص کاهش latency و ابزارهایی برای خواندن traceهای واقعی production، پیداکردن spanهای کند، نوشتن fix، بازکردن PR و اجرای benchmark داده بودن. بعد agent در یک حلقهی «اندازهگیری ← تشخیص ← اصلاح ← اعتبارسنجی» جلو میرفت تا یا به هدف برسه یا بازده تغییر بعدی از یک حد کمتر بشه. نکتهی مهم اینه که اینجا agent صرفاً کد تولید نمیکنه؛ به observability و verification وصل شده و هر تغییر باید اثر قابلاندازهگیری داشته باشه. برای اینکه افزایش سرعت کیفیت نتایج جستوجو رو خراب نکنه هم یک سیستم ارزیابی مبتنی بر LLM ساخته بودن تا feedback loop سریعتر بشه.
به نظرم این دقیقاً یکی از کاربردهای جدی AI agentها در مهندسی نرمافزاره: سپردن بهینهسازیهای کوچیک، کمهیجان ولی پرتعداد یا allocation نامناسب به سیستمی که پروداکشن رو مشاهده میکنه، تغییر میده و نتیجه رو دوباره اندازه میگیره.
https://www.uber.com/gb/en/blog/uber-eats-search-pipeline
@gocasts
برخی از دوستان به درستی در کامنت ها اشاره کردن که ai باعث شده دیگه مثل قدیم از برنامه نویسی لذت نبرن.
پاسخ بنده اینه که از یه جنبه هایی این حرف درسته. ولی از یه جنبه هایی هم آدم هیجان زده میتونه باشه.
به شخصه تکنولوژی های فوق العاده متنوعی در یک دهه گذشته برای خودم لیست کرده بودم که یه روزی سعی کنم عمیق تر یادشون بگیرم و باهاشون یه محصولی رو توسعه بدم و لذتش رو ببرم.
لیست این ابزار و تکنولوژی و زبان ها اینقدر طولانی شده که هیچ وقت حتی نمیتونم ۱ درصدشون رو عملی کنم.
اومدن ai یه هیجان و انرژی جدیدی رو به آدم میده. چون بهش اجازه میده که با صرف کردن زمان کمتری از تکنولوژی مد نظرش کمک بگیره و محصول تولید کنه و اون لذت نهایی که توسعه و ساختن با استفاده از تکنولوژی و ابزار محبوبش هست رو بهش برسه.
درسته که در نهایت عمق دانشی که کسب میکنه به اندازه حالت بدون ai نمیشه. اما خب واقع بین اگه باشیم بدون ai احتمالا حتی ۱ درصد اون ابزار و تکنولوژی هارو نمیتونستیم تجربه کنیم.
اما ai این اجازه رو میده که بصورت هوشمندانه و selective مفاهیم مهم تر هر تکنولوژی رو یاد بگیریم و باهاشون محصول توسعه بدیم و ازش لذت ببریم.
از یاد نبریم که یکی از عوامل اصلی ای که ما نمیتونیم یادگیری یه چیز سخت رو ادامه بدیم اینه که خیلی زمان میبره که به یه خروجی ملموس برسیم. واسه همینه شاید همیشه یادگیری یه چیزی که خروجی ملموس داره مثل تکنولوژی های front-end برای خیلی ها ساده تره. چون در مراحل ابتدایی یادگیری به خروجی ملموس میرسی...
با اومدن ai این قضیه میتونه برای سخت ترین تکنولوژی ها هم رخ بده و در خیلی از موارد بتونی از اول مسیر یادگیری خروجی ملموس داشته باشی که بهت انگیزه مضاعف بده برای طی کردن ادامه مسیر یادگیری
این لینک کامنت ها
https://t.me/c/1525472919/7803
https://t.me/c/1525472919/7810
که پاسخ کوتاهی در این کامنت نوشته م
https://t.me/c/1525472919/7811
@gocasts
Repost from Mindful Software Engineer
اولین کدی که من نوشتم سال ۱۳۷۶ توی دبیرستان البرز بود، به زبان پاسکال! و نه یک دل بلکه صد دل عاشق برنامه نویسی شدم 🙂 چرا؟ چون داشتم یه چیز جدید میساختم. اما این چیز با بقیه چیزایی که مهندسها میسازن یه فرق اصلی داره و اون فرق اینه که این چیز شبیه یک موجود زندست! از خودش رفتار داره... و این منو عاشق خودش کرد.
مهندسین عمران یا معماری یا برق چیزایی میسازن که اصولن فیزیکیان، ثابت تر رفتار یا کار میکنن، اما نرم افزار بیشتر به یک موجود زنده شبیه... و از این بابت ما مهندسین متفاوتی باید باشیم 🙂
در طول این سالها خیلی اشتباهات کردم... خیلی چیزا یاد گرفتم... چالشهای خیلی از برنامه نویسایی که باهاشون کار کردم رو دیدم... خیلی برنامه نویس تربیت کردم که یعضیهاشون بعد از حدود یک سال با مصاحبههای قوی ای که انجام دادن شرکتای خارجی رفتن...
من همیشه سعی کردم یاد بگیرم... و یاد بدم.... سالهاست که از تدریس لذت می برم هرچند که کمتر پابلیک حضور داشتم و الان دارم بیشترش میکنم.
دورههایی که من بعنوان مسیر مهندس نرم افزار شدن توی سایتم گذاشتم حاصل این ۲۳ ساله که از عمر حرفهایم توی این کار میگذره و انچه دیدم و چشیدم 🙂
بعنوان یه هدیه کوچولو روز برنامه نویس، روی اکثر دورهها تخفیفهای حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد گذاشتم که تا فردا شب فقط فعاله.
برید نگاهشون کنید... حتمن چیزی توش پیدا میکنید که بدردتون بخوره تو هر سطحی یه موضوعی هست.
https://behradz.ir/dd-tg
اگه بیشتر از یک دوره خواستید یا دو مرحله ای خواستید پرداخت کنید هم بهم توی تلگرام پیام بدید. آیدی تلگرامم توی سایت و گروه تلگراممون هست.
@mindfulsoft
روز برنامهنویس مبارک!
امسال این تبریک یه مزهی دیگه داره. خیلیهامون این چند وقت یه سؤال ته ذهنمون بوده: این همه سال که پای کد نشستیم، قراره چقدرش بیارزش بشه؟
بذارید صادق باشم: بعضی چیزها واقعاً عوض شده. نوشتن CRUD، بویلرپلیت، کوئریای که قبلاً نیم ساعت وقت میبرد — اینها دیگه مزیت نیستن. و راه ورود برای تازهکارها سختتر شده، نه آسونتر. انکارش کمکی نمیکنه...
ولی چیزی که کمتر گفته میشه اینه: ارزشِ فهمیدن بالا رفته، نه پایین.
وقتی تولید کد ارزون میشه، کدِ بد هم ارزون تولید میشه. اون وسط کسی میارزه که بفهمه چرا این کوئری زیر بار میترکه، چرا این سرویس تحت فشار قفل میکنه، کجای این معماری سه ماه دیگه میشکنه. ایجنت میتونه صد تا راهحل پیشنهاد بده؛ تشخیص اینکه کدوم درسته، هنوز کار آدمیه که سیستم رو میشناسه.
و یه چیز دیگه که توی این سالها بیسروصدا توی ما ساخته شده: این شغل فقط سینتکس یادمون نداده. یاد گرفتیم مسئلهی بزرگ و مبهم رو بشکنیم به تکههای قابل حل. یاد گرفتیم به هر چیزی که «کار میکنه» اعتماد نکنیم و بپرسیم از کجا معلوم. یاد گرفتیم فرضیه بسازیم، ردش کنیم، دوباره بسازیم. یاد گرفتیم با آدمها سر تصمیمهای سخت به توافق برسیم و نیازِ واقعی رو از چیزی که گفته میشه بیرون بکشیم.
اینها همون مهارتهایین که توی عصری که همهچیز تولید مصنوعی داره، تعیینکننده شدن. وقتی متن و کد و تحلیل به وفور و ارزون تولید میشه، آدمی برندهست که بتونه تشخیص بده کدومش درسته، کدومش پوچه، و اصلاً مسئلهی درست کدومه. تفکر انتقادی الان یه مهارت نرم نیست — خط اول دفاعه.
ما هیچوقت فقط تایپیست نبودیم. کارمون تبدیل ابهام به سیستمی بود که کار کنه. اون قسمت هنوز سر جاشه — فقط لایههای زیرش سریعتر شده.
پس اگر این روزها دلسرد شدید: تجربهتون باطل نشده، جاش عوض شده. رفته یک یا چند لایه بالاتر. کسی که سالها دیباگ کرده، الان میتونه خروجی ایجنت رو در چند ثانیه قضاوت کنه — کاری که تازهکار نمیتونه.
روزتون مبارک. هنوز کلی چیز هست که فقط شما بلدید!
فصل، فصل ساختنه!
موفق باشید ❤️
@gocasts
یه اصل ساده تو مدیریت زمان هست، از کتاب معروف Getting Things Done (دیوید آلن):
«اگه کاری کمتر از ۲ دقیقه طول میکشه، همون لحظه انجامش بده»
دلیلش هم مشخصه: نوشتنش تو لیست، بعداً دیدنش، به یادش آوردن، دوباره سراغش رفتن... کل این پروسه خودش بیشتر از خودِ کار طول میکشه. پس ارزونترین راه همون لحظه تموم کردنشه.
حالا حکایت ما با ai-agentها عملا اینطوری میشه که اگه این اصل رو جدی بگیریمش تقریباً همهچی میفته زیر این آستانه!
https://gettingthingsdone.com/2020/05/the-two-minute-rule-2/
@gocasts
دوستان سنیور گولنگ اگه به دنبال موقعیت جدید هستید این موقعیت رو هم اقدام کنید.
https://jobinja.ir/companies/hafhashtad/jobs/trjN/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-senior-golang-software-engineer-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF
@gocasts
محصول Delta رو از چند ماه پیش درخواست Early Access داده بودم. خیلی محصول متفاوت و فوقالعاده ای به نظر میاد.
این هفته ایمیل دانلودش رو دریافت کردم و تونستم نصبش کنم.
برای وقتایی فوقالعادهست که میخوای hands-on بمونی روی پروژه چون بهت اجازه میده یه pair programming باحال با ai داشته باشی. یه interface کاملا متفاوت بهت میده برای توسعه ai-assisted که روی پاسخ های llm میتونی کامنت بزاری و یا conversation رو به یه نقطه خاص برگردونی یا از context کپی بگیری و یه thread جدید باز کنی.
By the creators of Zed Review where the work happened Agents write code faster than teams can review it. Delta preserves the work behind every change, so review starts with context instead of a cold diff.برای llm هم بهت اجازه میده یه سری از subscriptionهای خودت مثل chatgpt رو استفاده کنی و یا zed vip بگیری. از اینجا میتونید درخواست بدید https://delta.dev خود Delta روی DeltaDB توسعه داده شده https://zed.dev/deltadb Video Ai Casts | Ai for Software @aicasts_ir Agentic Dev Circle Group @agenticdevcircle @gocasts
