واج نامه؛ نشریه زرتشتی
Відкрити в Telegram
واج نامه نخستین نشریهی آزاد، بدون سانسور و مستقل زرتشتیان ایمیل vajname@gmail.com توییتر twitter.com/vajname وبلاگ https://simorghestan.blog تیک تاک www.tiktok.com/@vajname یوتیوب www.youtube.com/@vajname گردانندگان @Ardavan_z @zhobin_iran
Показати більше1 099
Підписники
-224 години
Немає даних7 днів
+1030 день
Архів дописів
پیام شاهزاده رضا پهلوی:
این جام جهانی، برای ما یادآور تیم واقعی ایران است.
از شما دعوت میکنیم تیشرتهای سفید را با نام و شماره نمادینِ فوتبالیستها، ورزشکاران و جوانانی که به دست رژیم جمهوری اسلامی کشته، اعدام یا تحت آزار و سرکوب قرار گرفتند بر تن کنید.
روی هر تیشرت، یک کیوآرکد قرار دارد که دریچهای است به داستان زندگی هر یک از این قهرمانان ایران.
از شما میخواهیم پیراهنی با نام آنان بر تن کنید.
داستانشان را بازگو کنید.
به جهان نشان دهید که تیم واقعی ایران، مردم ایران هستند.
iranopasmigirim.com/fa/real-iran-t…
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.
@OfficialRezaPahlavi
ولیعهد رضا پهلوی:
من عاشق فوتبال هستم؛ افسوس که جمهوری اسلامی، فوتبال را هم به سلاحی علیه مردم ایران تبدیل کرده است.
پرچم ملی شیروخورشید را در ورزشگاهها و هرجا فوتبالدوستان گرد هم میآیند، برافرازید.
یاد آنانی که باید کنار ما میبودند را زنده نگه داریم.
تیم ملی واقعی ایران، مردم ایراناند. جایشان اینجا بود
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
نسخه کامل سخنرانی در نشست امنیتی دریای سیاه (با زیرنویس فارسی)
اودسا - اوکراین
شنبه ۹ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵
@OfficialRezaPahlavi
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
جمهوری اسلامی در حمایت از تروریستهای حزبالله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکارتر کند. این رژیم، ملت ایران را به گروگان گرفته و جان و مال ایرانیان را ابزاری برای صدور ترور، جنگ و بیثباتی میبیند.
در این درگیری نیز، همچون همیشه، مسئول هرگونه آسیب به زیرساختهای ایران و جان غیرنظامیان بیگناه در هر دو سو، جمهوری اسلامی است.
ملت ایران، که نخستین و بزرگترین قربانی این رژیم بوده است، بهخوبی میداند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، ترور، خشونت و بیثباتی بر ایران، منطقه و جهان سایه خواهد افکند. صلح، امنیت و رونق پایدار تنها با پایان این رژیم امکانپذیر است.
راهحل، مذاکره با سپاه پاسداران و تروریستهای اشغالگر ایران نیست؛ راهحل، ایستادن در کنار ملت ایران و حمایت از مبارزه آن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است.
@OfficialRezaPahlavi
سخنرانی شاهدخت نور پهلوی در نشست مجمع آزادی اسلو در نروژ
https://www.youtube.com/live/1a7_Sxn2hUM?is=CR30sHvoVN-oDd-b
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی روز جمعه ۱ خرداد (۲۲ مه)، در نشستی آنلاین با شماری از فعالان و چهرههای رسانهای و هنری گفتگو کردند. ایشان ضمن شنیدن دیدگاهها و نظرات حاضران، به برخی پرسشها نیز پاسخ دادند. بخشهای بیشتری از این گفتگو در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
@OfficialRezaPahlavi
راه در جهان یکیست و آن راه راستی است، راه های دیگر بیراهه هستند
جاوید شاه
🔴جشن خردادگان خجسته باد
🔹این جشن در روز خرداد از ماه خرداد در گاهشمار زرتشتی(برابر با ۴خرداد در گاهشمار جلالی) برگزار میشود.
💐خردادگان خجسته باد
🆔@vajname
معادله شمشیر و غلام؛ چرا استبداد همیشه از درون میپوسد؟
✍نویسنده: اردوان فرخ
مقدمه:
بسیاری حاکمان مستبد و ستمگر مانند جمهوری اشغالگر اسلامی گمان میکنند حکومتهای آنها یا با یک انقلاب مردمی از بینمیروند و یا با تازش یک کشور بیگانه و راه دیگری برای نابودی این حکومتها نیست. اما تاریخ یک الگوی ترسناکتر و در عین حال سادهتر را نشان میدهد: استبداد همیشه به دست همان نیرویی از بین میرود که تصور میکرده تکیهگاه امن اوست، نیروهایی مانند همین بسیجیها و سپاهیهای سرکوبگر جمهوری اشغالگر اسلامی.
🔹من سالها به تاریخ ایران و اسلام فکر کرده و ان را بررسی کردهام و این الگو را به روشنی در کشور خودمان میبینم. در این نوشته، میخواهم نشان دهم که چرا جمهوری اسلامی نیز مانند خلافت عباسی که به دست غلامهای تُرکِ خودش نابود شد، میتواند به دست «نیروی سرکوبگر خودش» نیز نابود شود. به عبارت دیگر، بر فرض محال که جمهوری اشغالگر اسلامی بتواند به کمک نیروهای سرکوبگرِ خونخوارش، انقلاب شیر خورشید ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی را سرکوب و کنترل کند، باز هم جان سالم به دَر نخواهد بُرد و با این کار، خودش را در میان دندانهای گرگهایی قرار میدهد که خود او آنها را زاده و بزرگ کرده است.
🔹بخش یکم: درس عباسیان؛ غلامانی که ارباب شدند
در اوج قدرت خلافت عباسی، خلفا تصور میکردند با آوردن غلامان تُرک و تشکیل یک ارتش قدرتمند شخصی از آنها، امنیت خود را برای همیشه تضمین کردهاند. اما آنها یک نکته ساده را فراموش کردند: «کسی که تنها تکیهگاهش شمشیر است، دیر یا زود به دست همان شمشیر زخمی میشود.»
سرانجام همان تُرکهایی که روزی غلام و نیروی مُزدور بودند، متوجه این حقیقت ساده شدند: «مگر خودمان چُلاقیم که این خلیفه باید برای ما تصمیم بگیرد؟» نتیجه؟ خلافت عباسی را نابود کردند.
🔹بخش دوم: چرا این رویداد همیشه روی میدهد؟
در روم باستان نیز، گارد پرتورین همین کار را کرد و در بسیاری از دیکتاتوریهای مدرن نیز همین الگو تکرار شده است. منطق درونی این ماجرا خیلی ساده است:
۱. وابستگی کشنده: حکومت مستبد چون پشتوانه مردمی ندارد، مجبور است به یک «گروه کوچک» (نظامی، قومی یا ایدئولوژیک) تکیه کند. این یعنی کلید قفل قدرت را داده دست آنها.
۲. تغییر جای ارباب و نوکر: در ابتدا، آن گروه فقط «ابزار» حکومت است. اما با گذشت زمان، حکومت به «گروگان» آنها تبدیل میشود. نیرویی که باید از رژیم پدافند(دفاع) کند، کمکم میپرسد: «ما که قدرت اصلی را در دست داریم، چرا سهممان فقط اطاعت و نوکری است؟»
🔹بخش سوم: جمهوری اشغالگر اسلامی و بمب ساعتی درون سیستم
حالا بیایید به امروز و جامعه خودمان نگاه کنیم. جمهوری اشغالگر اسلامی، یک حکومت اقلیت بر اکثریت است. ستون فقرات این حکومت، دیگر آن ایدئولوژی ۴۷ سال پیش یا روحانیت سنتی نیست، بلکه بسیج و سپاه و سایر نیروهای سرکوبگرش هستند. همان «گروه کوچک» که کار سرکوب و کشورداری را به دست گرفتهاند و ما چند سالی است که نشانههای همان «بومرنگ تاریخی» را میبینیم و امروز نیز در اوج آن قرار داریم.
اکنون جا دارد به چند نشانهی روشن از این فرایند اشارهای کوتاه بیندازیم که از این قرار هستند:
۱. تکهتکه شدن درون نخبگان: آن گروهی که روزی یکدست و منسجم بود، اکنون درگیر اختلافها و تصفیههای درونی شده و هر کسی گمان میکند سهمش از قدرت کم است.
۲· تغییر منطق قدرت: روزی سپاه و بسیج، تنها گوش به فرمان و فدایی این حکومت میدانست و جملهی «ما فدایی رهبریم» برایش تنها یک شعار فریبنده نبود. اما پس از ۴۷ سال، نشانههای روشن و بدون تردیدی در درون این ساختار دیده میشود که نشان میدهد این نیروی سرکوبگرِ خونخوار، امروز با خودش میگوید: «مگر خود ما چلاقیم؟ چرا خودمان در رأس قدرت نباشیم؟»
🔹نتیجهگیری:
تجربه عباسیان، پرتورینهای روم و نمونههای همانند زیادی در تاریخ نشان میدهد: حکومتهای استبدادی که تنها بر نیروی سرکوبگر متکیاند، اگر با قیام مردمی نابود نشوند، بدون تردید با «خیز درون ساختار خودشان» از بین میروند.
تاریخ نشان داده که همان بسیجیِ خونخوارِ مأمور سرکوب، روزی از خواب بیدار میشود، به این فکر میکند که «چرا من باید برای دیگری جان بدهم؟» و همانگونه که تفنگ را برای برای ولی فقیه به سوی مردم ایران گرفت، روزی آن را به سوی همان ولی فقیه برمیگرداند.
در آن روز، با همان وحشیگری که تا پیش از آن به جان مردم ایران می افتاد، به جان ولینعمت پیشین خودش خواهد افتاد.
همان کشتارها و همان بی رحمیها و همان تجاوز به ناموسها، ولی با این تفاوت که این بار، قربانی این دستگاه سرکوب خونخوار، مردم ایران نیستند و خود ولی فقیه و اطرافیانش خواهند بود! این یک قانون دگرگون ناپذیر در سیاست است.
همان کشتارها و همان بی رحمیها و همان تجاوز به ناموسها، ولی با این تفاوت که این بار، قربانی این دستگاه سرکوب خونخوار، مردم ایران نیستند و خود ولی فقیه و اطرافیانش خواهند بود! این یک قانون دگرگون ناپذیر در سیاست است.
معادله شمشیر و غلام؛ چرا استبداد همیشه از درون میپوسد؟
✍نویسنده: اردوان فرخ
مقدمه:
بسیاری حاکمان مستبد و ستمگر مانند جمهوری اشغالگر اسلامی گمان میکنند حکومتهای آنها یا با یک انقلاب مردمی از بینمیروند و یا با تازش یک کشور بیگانه و راه دیگری برای نابودی این حکومتها نیست. اما تاریخ یک الگوی ترسناکتر و در عین حال سادهتر را نشان میدهد: استبداد همیشه به دست همان نیرویی از بین میرود که تصور میکرده تکیهگاه امن اوست، نیروهایی مانند همین بسیجیها و سپاهیهای سرکوبگر جمهوری اشغالگر اسلامی.
🔹من سالها به تاریخ ایران و اسلام فکر کرده و ان را بررسی کردهام و این الگو را به روشنی در کشور خودمان میبینم. در این نوشته، میخواهم نشان دهم که چرا جمهوری اسلامی نیز مانند خلافت عباسی که به دست غلامهای تُرکِ خودش نابود شد، میتواند به دست «نیروی سرکوبگر خودش» نیز نابود شود. به عبارت دیگر، بر فرض محال که جمهوری اشغالگر اسلامی بتواند به کمک نیروهای سرکوبگرِ خونخوارش، انقلاب شیر خورشید ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی را سرکوب و کنترل کند، باز هم جان سالم به دَر نخواهد بُرد و با این کار، خودش را در میان دندانهای گرگهایی قرار میدهد که خود او آنها را زاده و بزرگ کرده است.
🔹بخش یکم: درس عباسیان؛ غلامانی که ارباب شدند
در اوج قدرت خلافت عباسی، خلفا تصور میکردند با آوردن غلامان تُرک و تشکیل یک ارتش قدرتمند شخصی از آنها، امنیت خود را برای همیشه تضمین کردهاند. اما آنها یک نکته ساده را فراموش کردند: «کسی که تنها تکیهگاهش شمشیر است، دیر یا زود به دست همان شمشیر زخمی میشود.»
سرانجام همان تُرکهایی که روزی غلام و نیروی مُزدور بودند، متوجه این حقیقت ساده شدند: «مگر خودمان چُلاقیم که این خلیفه باید برای ما تصمیم بگیرد؟» نتیجه؟ خلافت عباسی را نابود کردند.
🔹بخش دوم: چرا این رویداد همیشه روی میدهد؟
در روم باستان نیز، گارد پرتورین همین کار را کرد و در بسیاری از دیکتاتوریهای مدرن نیز همین الگو تکرار شده است. منطق درونی این ماجرا خیلی ساده است:
۱. وابستگی کشنده: حکومت مستبد چون پشتوانه مردمی ندارد، مجبور است به یک «گروه کوچک» (نظامی، قومی یا ایدئولوژیک) تکیه کند. این یعنی کلید قفل قدرت را داده دست آنها.
۲. تغییر جای ارباب و نوکر: در ابتدا، آن گروه فقط «ابزار» حکومت است. اما با گذشت زمان، حکومت به «گروگان» آنها تبدیل میشود. نیرویی که باید از رژیم پدافند(دفاع) کند، کمکم میپرسد: «ما که قدرت اصلی را در دست داریم، چرا سهممان فقط اطاعت و نوکری است؟»
🔹بخش سوم: جمهوری اشغالگر اسلامی و بمب ساعتی درون سیستم
حالا بیایید به امروز و جامعه خودمان نگاه کنیم. جمهوری اشغالگر اسلامی، یک حکومت اقلیت بر اکثریت است. ستون فقرات این حکومت، دیگر آن ایدئولوژی ۴۷ سال پیش یا روحانیت سنتی نیست، بلکه بسیج و سپاه و سایر نیروهای سرکوبگرش هستند. همان «گروه کوچک» که کار سرکوب و کشورداری را به دست گرفتهاند و ما چند سالی است که نشانههای همان «بومرنگ تاریخی» را میبینیم و امروز نیز در اوج آن قرار داریم.
اکنون جا دارد به چند نشانهی روشن از این فرایند اشارهای کوتاه بیندازیم که از این قرار هستند:
۱. تکهتکه شدن درون نخبگان: آن گروهی که روزی یکدست و منسجم بود، اکنون درگیر اختلافها و تصفیههای درونی شده و هر کسی گمان میکند سهمش از قدرت کم است.
۲· تغییر منطق قدرت: روزی سپاه و بسیج، تنها گوش به فرمان و فدایی این حکومت میدانست و جملهی «ما فدایی رهبریم» برایش تنها یک شعار فریبنده نبود. اما پس از ۴۷ سال، نشانههای روشن و بدون تردیدی در درون این ساختار دیده میشود که نشان میدهد این نیروی سرکوبگرِ خونخوار، امروز با خودش میگوید: «مگر خود ما چلاقیم؟ چرا خودمان در رأس قدرت نباشیم؟»
🔹نتیجهگیری:
تجربه عباسیان، پرتورینهای روم و نمونههای همانند زیادی در تاریخ نشان میدهد: حکومتهای استبدادی که تنها بر نیروی سرکوبگر متکیاند، اگر با قیام مردمی نابود نشوند، بدون تردید با «خیز درون ساختار خودشان» از بین میروند.
اگر خدای نکرده و بر فرض محال، انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی هم به نتیجه نرسد و زبانم لال سرکوب شود، تاریخ نشان داده که همان بسیجیِ خونخوارِ مأمور سرکوب، روزی از خواب بیدار میشود، به این فکر میکند که «چرا من باید برای دیگری جان بدهم؟» و همانگونه که تفنگ را برای برای ولی فقیه به سوی مردم ایران گرفت، روزی آن را به سوی خودِ ولی فقیه برمیگرداند.
در آن روز، با همان وحشیگری که تا پیش از آن به جان مردم ایران می افتاد، به جان ولینعمت پیشین خودش خواهد افتاد.
در آن روز، با همان وحشیگری به تا پیش از آن به جان مردم ایران می افتاد، به جان ولینعمت پیشین خودش خواهد افتاد.
همان کشتارها و همان بی رحمیها و همان تجاوز به ناموسها، ولی با این تفاوت که این بار، قربانی این دستگاه سرکوب خونخوار، مردم ایران نیستند و خود ولی فقیه و اطرافیانش خواهند بود! این یک قانون دگرگون ناپذیر در سیاست است.
معادله شمشیر و غلام؛ چرا استبداد همیشه از درون میپوسد؟
✍نویسنده: اردوان فرخ
مقدمه:
بسیاری حاکمان مستبد و ستمگر مانند جمهوری اشغالگر اسلامی گمان میکنند حکومتهای آنها یا با یک انقلاب مردمی از بینمیروند و یا با تازش یک کشور بیگانه و راه دیگری برای نابودی این حکومتها نیست. اما تاریخ یک الگوی ترسناکتر و در عین حال سادهتر را نشان میدهد: استبداد همیشه به دست همان نیرویی از بین میرود که تصور میکرده تکیهگاه امن اوست، نیروهایی مانند همین بسیجیها و سپاهیهای سرکوبگر جمهوری اشغالگر اسلامی.
🔹من سالها به تاریخ ایران و اسلام فکر کرده و ان را بررسی کردهام و خودم در یک حکومت استبدادی زندگی میکنم و این الگو را به روشنی در کشور خودمان میبینم. در این مقاله کوتاه، میخواهم نشان دهم که چرا جمهوری اسلامی نیز، مانند خلافت عباسی که به دست تُرکهایی نابود شد که زمانی نیروی نظامی و سرکوبگر خودش بودند، میتواند حتی به دست «نیروی سرکوبگر خودش» نابود شود. به عبارت دیگر، بر فرض محال که جمهوری اشغالگر اسلامی بتواند به کمک نیروهای سرکوبگرِ خونخوارش، انقلاب شیر خورشید ایرات به رهبری شاهزاده رضا پهلوی را سرکوب و کنترل کند، باز هم جان سالم به دَر نخواهد بُرد و با این کار، خودش را در میان دندانهای گرگهایی قرار میدهد که خود او آنها را زاده و بزرگ کرده است.
🔹بخش یکم: درس عباسیان؛ غلامانی که ارباب شدند
در اوج قدرت خلافت عباسی، خلفا تصور میکردند با آوردن غلامان تُرک و تشکیل یک ارتش قدرتمند شخصی از آنها، امنیت خود را برای همیشه تضمین کردهاند. اما آنها یک نکته ساده را فراموش کردند: «کسی که تنها تکیهگاهش شمشیر است، دیر یا زود به دست همان شمشیر زخمی میشود.»
در اواخر دوره عباسیان، تُرکهایی که روزی غلام و نیروی مُزدور بودند، متوجه این حقیقت ساده شدند: «مگر خودمان چُلاقیم که این خلیفه باید برای ما تصمیم بگیرد؟» نتیجه؟ خلافت عباسی نه با شورش مردم، که با طمع و قدرتیابی همان نیروی نظامی خودش تکهتکه و نابود شد.
🔹بخش دوم: چرا این رویداد همیشه میافتد؟
این تنها ویژهی خلافت عباسیان نیست و در روم باستان نیز، گارد پرتورین همین کار را کرد و در بسیاری از دیکتاتوریهای مدرن نیز همین الگو تکرار شده است. منطق درونی این ماجرا خیلی ساده است:
۱. وابستگی کشنده: حکومت مستبد چون پشتوانه مردمی ندارد، مجبور است به یک «گروه کوچک» (نظامی، قومی یا ایدئولوژیک) تکیه کند. این یعنی کلید قفل قدرت را داده دست آنها.
۲. تغییر جای ارباب و نوکر: در ابتدا، آن گروه فقط «ابزار» حکومت است. اما با گذشت زمان، حکومت به «گروگان» آنها تبدیل میشود. نیرویی که باید از رژیم پدافند(دفاع) کند، کمکم میپرسد: «ما که قدرت اصلی را در دست داریم، چرا سهممان فقط اطاعت و نوکری است؟»
🔹بخش سوم: جمهوری اشغالگر اسلامی و بمب ساعتی درون سیستم
حالا بیایید به امروز و جامعه خودمان نگاه کنیم. جمهوری اشغالگر اسلامی، یک حکومت اقلیت بر اکثریت است. ستون فقرات این حکومت، دیگر آن ایدئولوژی ۴۷ سال پیش یا روحانیت سنتی نیست، بلکه بسیج و سپاه و سایر نیروهای سرکوبگرش هستند. همان «گروه کوچک» که کار سرکوب و کشورداری را به دست گرفتهاند و ما چند سالی است که نشانههای این «بومرنگ تاریخی» را میبینیم که امروز در اوج آن قرار داریم. شاید هم زمان سنج این بمب ساعتی، دارد ثانیههای پایانی خودش را میشمارد و هر لحظه منفجر خواهد شد.
اما جا دارد به چند نشانهی روشن از این فرایند اشارهای کوتاه بیندازیم که از این قرار هستند:
۱. تکهتکه شدن درون نخبگان: آن گروهی که روزی یکدست و منسجم بود، اکنون درگیر اختلافها و تصفیههای درونی شده و هر کسی گمان میکند سهمش از قدرت کم است.
۲· تغییر منطق قدرت: روزی سپاه و بسیج، تنها گوش به فرمان و فدایی این حکومت میدانست و جملهی «ما فدایی رهبریم» برایش تنها یک شعار فریبنده نبود. اما پس از ۴۷ سال، نشانههای روشن و بدون تردیدی در درون این ساختار دیده میشود که نشان میدهد این نیروی سرکوبگرِ خونخوار، امروز با خودش میگوید: «مگر خود ما چلاقیم؟ چرا خودمان در رأس قدرت نباشیم؟»
🔹نتیجهگیری:
تجربه عباسیان، پرتورینهای روم و نمونههای همانند زیادی در تاریخ نشان میدهد: حکومتهای استبدادی که تنها بر نیروی سرکوبگر متکیاند، اگر با قیام مردمی نابود نشوند، بدون تردید با «خیز درون ساختار خودشان» از بین میروند.
اگر خدای نکرده و بر فرض محال، انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی هم به نتیجه نرسد و زبانم لال سرکوب شود، تاریخ نشان داده که همان بسیجیِ خونخوارِ مأمور سرکوب، روزی از خواب بیدار میشود، به این فکر میکند که «چرا من باید برای دیگری جان بدهم؟» و همانگونه که تفنگ را برای برای ولی فقیه به سوی مردم ایران گرفت، روزی آن را به سوی خودِ ولی فقیه برمیگرداند.
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
نسخه کامل گفتگو در نشست آینده تکنولوژی ایران
این نشست روز ۱۶ مه (۲۶ اردیبهشت) در محل دفتر مرکزی شرکت «اوبر» در شهر سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیای آمریکا برگزار شد.
@OfficialRezaPahlavi
Repost from Iran International ایران اینترنشنال
بنا به اخبار رسیده به ایران اینترنشنال، موبدیار هومن فروهری، از چهرههای مذهبی زرتشتی، روز ۲۴ اسفند در کرمان از سوی اداره اطلاعات سپاه پاسداران این شهر بازداشت شده است.
بر اساس این گزارشها، فروهری علاوه بر فعالیتهای مذهبی، از حامیان شاهزاده رضا پهلوی به شمار میرود.
یک منبع مطلع به ایران اینترنشنال گفته است او تحت فشار شدید برای پذیرش اعتراف اجباری قرار دارد.
همچنین بر پایه اطلاعات رسیده، همسر او مینو مهربانی، پژوهشگر و فعال فرهنگی زرتشتی، در هفته نخست نوروز بازداشت شده است.
این زوج مدیریت صفحه تلگرامی «پویندگان راه اشا» را بر عهده داشتند که به آموزش مطالب دینی زرتشتیان میپرداخت.
اتهام این دو نفر تاکنون اعلام نشده و اطلاعی از وضعیت سلامت آنها در دست نیست.
به گفته این منبع، فروهری پیشتر برای شرکت در کنگره بازرگانی زرتشتیان در هند حضور داشته و پس از بازگشت به ایران با مشکلی مواجه نشده بود.
https://iranintl.com/202604129836
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هممیهنان عزیزم،
در روزهایی که شما با شجاعت در برابر رژیم اشغالگر ایران ایستادهاید، این نظام منفور و منزوی، همچنان به تجاوز به جان و مال مردم ادامه میدهد تا سرنگونی حتمی خود را اندکی به تعویق اندازد. در چنین شرایطی، وظیفه خود میدانم که تصویر عدالت در فردای ایران را برای کسانی که با جنایتکاران همکاری کنند، روشنتر ترسیم کنم.
در این راستا، از «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران» خواستم درباره دو موضوع مهم، نظر مشورتی خود را ارائه کند: نخست، موضوع مسئولیت کیفری افرادی که با ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همکاری میکنند؛ و دوم، موضوع مصادره اموال معترضان و خانوادههای آنان.
این کمیته اکنون نخستین نظر مشورتی خود را صادر کرده و پیام آن روشن است: این اقدامات، همکاریهای ساده یا بیاهمیت نیستند؛ بلکه «یاریرسانی به جنایت علیه بشریت» محسوب میشوند. هیچ مقام، هیچ دستور و هیچ بهانهای نمیتواند مسئولیت کیفری فردی را از میان ببرد. بنابراین، هر فردی که آگاهانه و داوطلبانه با ساختارهای سرکوبگر رژیم همکاری کند، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید بداند که در معرض مسئولیت کیفری قرار خواهد گرفت:
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
از این رو، نهتنها افرادی که در صدور دستور، اجرای آن، یا تسهیل این مصادرهها نقش دارند در معرض مسئولیت قرار خواهند گرفت، بلکه کسانی که آگاهانه و داوطلبانه به خرید و فروش این اموال میپردازند نیز باید پاسخگو باشند. این مسئولیت، استفاده از اموال یا داراییهای آنان برای جبران خسارت واردشده به مالکان اصلی را نیز شامل میشود.
بنابراین، به همه کسانی که امروز در صدد همکاری با دستگاه سرکوب رژیم هستند هشدار میدهم: پیش از آنکه دست به اقدامی بزنید که به مردم ایران آسیب جانی، مالی و یا اجتماعی برساند، به آینده خود و خانوادهتان بیندیشید. به آن روز بیندیشید که ایران آزاد خواهد شد؛ روزی که حقیقت پنهان نخواهد ماند؛ روزی که اسامی آشکار خواهد شد؛ روزی که هیچ متجاوز و جنایتکاری از پاسخگویی در برابر قانون در امان نخواهد ماند.
آن روز، ملت ایران حکومتی خواهد داشت که حقوق ایرانیان را محترم میدارد و ایران را به سرزمینی آزاد و آباد بدل میکند.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
-----------------------------
متن کامل نظر مشورتی «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران»:
https://iranopasmigirim.com/fa/transitional-justice
@OfficialRezaPahlavi
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
+4
در روز جهانی کارگر، به همهی شما کارگران زحمتکش و شجاع ایران درود میفرستم.
در این روزهای سخت و طاقتفرسا -حاصل عملکرد ویرانگر چهلوهفتسالهی جمهوری اسلامی- در کنار شما ایستادهام. میدانم که شما کارگران و زحمتکشان، همچون اکثر هممیهنان، زیر فشار سنگین اقتصادی و تنگنای معیشتی هستید؛ سفرههایتان هر روز کوچکتر و خالیتر میشود، در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ما را صرف جنگافروزی و حمایت از گروههای تروریستی میکند.
این وضعیت شایستهی کارگر و شهروند ایرانی نیست؛ و با سرنگونی این رژیم و به ثمر نشستن جانفشانیها و خون پاک دهها هزار جانفدای راه آزادی ایران، پایان خواهد یافت.
رسیدن به این هدف، به مشارکت تکتک ما نیاز دارد. در هر لحظه و هر قدم، از خود بپرسیم: آیا این اقدام بر عمر رژیم میافزاید یا اینکه به پیروزی انقلاب شیروخورشید کمک میکند؟ هر اقدام، هرچند کوچک، در از کار انداختن دستگاه سرکوب رژیم، در تعیین سرنوشت یک ملت بزرگ و تاریخی موثر است.
از آموزههای زرتشت تا دوران پرافتخار هخامنشیان، جایگاه کار و کارگر، به عنوان یکی از اصلیترین بازوان توسعه، آبادانی و رفاه، همواره در تاریخ و فرهنگ ایرانی گرامی و ارجمند بوده است. داریوش بزرگ بیش از ۲۵۰۰ سال پیش شخصا به امور کارگران و کارمندان زن و مرد شاغل در تختجمشید رسیدگی میکرد و دستور پرداخت مستقیم حق و حقوقشان را میداد. در دوران معاصر نیز شاهد بازیابی این فرهنگ کهن بودیم. پدربزرگ و پدرم همواره توجه ویژهای به کار و کارگران داشتند. در زمان پدرم با انقلاب سفید شاه و ملت، رفاه و معیشت کارگران در کانون توجه قرار گرفت: از سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، تا تسهیل خرید مسکن، و ایجاد امکانات آموزشی، رفاهی و ورزشی برای کارگران و خانوادههایشان.
موضوع توسعهی اقتصادی و صنعتی، کار و کارآفرینی با محوریت رفاه، آسایش و زندگی شرافتمندانهی کارگران، برای من نیز اهمیتی ویژه و اساسی دارد. از اینرو، تیم من در پروژهی شکوفایی ایران، بهطور کامل و هدفمند بر این موضوع متمرکز شده و ایدهها و راهکارهای متناسب با شرایط ایران را بهصورت دقیق مطالعه، بررسی و ارائه کرده است.
باور دارم که با قرار گرفتن دوباره ایران بر ریل ترقی و توسعه، و بازگشت رونق و آبادانی، کارگران کشور و خانوادههای شریف آنان بار دیگر از احترام، رفاه، و کرامتی که شایسته همه ایرانیان است برخوردار خواهند شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
